آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان فارسی
خانه / عاشقانه / به وقت پاییز
به وقت پاییز
در حال انتشار

رمان به وقت پاییز

نام رمان: به وقت پاییز
ژانر: عاشقانه
نویسنده: آذین بانو
صفحات: 1150

خلاصه داستان:

من پاییز دختری که توی ۱۸ سالگی مادرم رو از دست دادم و تصمیم گرفتم تنها زندگی کنم اما اون موقع وضع مالیم برای عملی کردن تصمیم خوب نبود ولی به لطف بابا و حمایت مالیش موفق شدم. البته ازدواج زود هنگام بابا بعد از مرگ مادرم با نازنین دختری هم  سن و سال خودم‌ توی تحقق این تصمیم بی تاثیر نبود. و حالا من دختری که بعد از چندین سال سختی به یکی از بهترین وکیل‌های این شهر تبدیل شدم و زندگیم رنگ و بوی آرامش گرفته بود ولی با اومدن مهراد...

IRT 46,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان به وقت پاییز pdf از آذین بانو

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان به وقت پاییز 

من پاییز دختری که توی ۱۸ سالگی مادرم رو از دست دادم و تصمیم گرفتم تنها زندگی کنم اما اون موقع وضع مالیم برای عملی کردن تصمیم خوب نبود ولی به لطف بابا و حمایت مالیش موفق شدم. البته ازدواج زود هنگام بابا بعد از مرگ مادرم با نازنین دختری هم سن و سال خودم‌ توی تحقق این تصمیم بی تاثیر نبود. و حالا من دختری که بعد از چندین سال سختی به یکی از بهترین وکیل‌های این شهر تبدیل شدم و زندگیم رنگ و بوی آرامش گرفته بود ولی با اومدن مهراد…

قسمتی از متن رمان

کلید را داخل قفل چرخاندم وقتی وارد منزل شدم اولین کاری که کردم دنبال کنترل کولر گشتم، از شدت گرما عرق کرده بودم ولی بی توجه به اینکه ممکنه سرما بخورم مانتویم را در آوردم و تنم را به خنکی باد کولر سپردم چشمایم را بستم و از باد خنکی به تنم می خورد لذت بردم. طبق عادت همیشه ام به سمت حمام رفتم و دوش پنج دقیقه ای گرفتم، آب سرد رو تا آخر باز کردم، تمام تنم را به یکباره زیر آب سرد بردم، نفسم از شدت سرما بند آمد و تنم لرزید، هر بار می گفتم این آخرین دفعه است ولی هر بار تکرار می کردم وتکرار!

بند تن پوش قرمز رنگم را دور کمرم محکم کردم و دکمه چای ساز را زدم، همیشه از چای دم کردن داخل چای ساز بدم می آمد با حسرت به کتری نگاه کردم همیشه علاقه داشتم چای را با هل و دارچین توی قوری دم کنم ولی خب آنقدری امروز خسته شده بودم که حوصله ای برایم نمانده بود. سوت چای ساز من را از فکر در آورد، چای را داخل لیوان سرامیکی مورد علاقه ام ریختم و به سمت پذیرایی کوچکم رفتم و روی مبل آبی رنگ رو به روی تی وی لم دادم، بازم یادم رفته بود کنترل را کجا گذاشتم! همان طور چای داغم را می نوشیدم دنبال کنترل گشتم.

قیمت46000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 609

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

استاد خلافکار من

دانلود رمان استاد خلافکار من pdf از ترنم با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

حوالی کوچه خورشید

پریماه دستی به قلم دارد و تصمیم می‌گیرد به صورت ناشناس قصه‌ی…

ادامه مطلب

هواتو از دلم نگیر

داستان درباره ی دختری به اسم نوشینه که باید برای زندگی خود.تصمیمی…

ادامه مطلب

دختر کوچه درختی

دانلود رمان دختر کوچه درختی pdf از شیدا شیفته با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

ققنوسی در آتش

چه می‌کرد این بازی ناجوانمردانه‌ی روزگار؟ بهترین وکیل زنی که از کودکی؛…

ادامه مطلب

حکم مستی 

بارش دختر شر و شیطونی که همراه دوستش به یه مهمونی میره…

ادامه مطلب

تنها یک بار پرواز کن

داستان در مورد عشق یک مادر و دختر به یک مرد می…

ادامه مطلب

قربانی سلطنت

الینا دختری که سیتیزن کانادا هست و از بچگی روی پای خودش…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.