آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
خانه / اجتماعی / دلبر بلاگردان
دلبر بلاگردان
در حال انتشار

رمان دلبر بلاگردان

نام رمان: دلبر بلاگردان
ژانر: عاشقانه، اجتماعی، جنایی
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: آیلار مومنی
صفحات: 1141

خلاصه داستان:

دانلود رمان دلبر بلاگردان pdf از آیلار مومنی با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF  موضوع رمان : عاشقانه،اجتماعی،جنایی خلاصه رمان دلبر بلاگردان تصمیمات احمقانه‌ام مرا در سراشیبی مرگ قرار داد، در این سراشیبی هر آنچه را که ترس از دست دادنش را داشتم گم کردم. اکنون من مانده‌ام و یک دنیا هراس و […]

لینک‌های دانلود کتاب

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان دلبر بلاگردان pdf از آیلار مومنی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 موضوع رمان : عاشقانه،اجتماعی،جنایی

خلاصه رمان دلبر بلاگردان

تصمیمات احمقانه‌ام مرا در سراشیبی مرگ قرار داد، در این سراشیبی هر آنچه را که ترس از دست دادنش را داشتم گم کردم.

اکنون من مانده‌ام و یک دنیا هراس و پل‌های شکسته‌ی پشت سرم.

چگونه به جایی که به آن تعلق داشتم برگردم؟ چگونه خود را از این مهلکه‌ی عشق و عاشقی نجات دهم؟ همیشه می‌پنداشتم

توان تمییز اتفاقات را دارم و آنچه بر آن‌ها اثر می گذارد من هستم اما این نیز اندیشه ای پوچ و بی‌حاصل بود

از همان اندیشه‌ها که فکر می‌کنی هست اما نیست… فکر می‌کنی می‌شود اما نمی‌شود.

من تا پایان این راه را خواهم رفت حتی اگر به قیمت جانم تمام شود. من می‌روم تا کسانی را که از دست داده‌ام

نجات دهم من می‌روم تا حسرت های پوچ و تهی مرا به قعر آتش زندگی نکشاند.

آری من ادامه می‌دهم من خود را فدا می‌کنم تا کسی جز من فدا نشود.

 

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان شدم دختر شیراز

دانلود رمان بیوه برادرم

 

قسمتی از رمان

صدای بلند آهنگ روی اعصابم بود. کاش زود‌تر این عروسی مسخره تموم بشه. درسته عروسی بهترین و صمیمی‌‌ترین رفیقم بود؛

اما حس خوبی نداشتم. ویلچر صبا رو تکون دادم و به‌ سمت مادرش رفتم.

– خانم حکمت، صبا بی‌تابی می‌کنه. اگه بشه ما داخل بریم.

لبخندی زد و موافقت کرد. چشمم به برادر صبا افتاد، دانیال.

رمان دلبر بلاگردان آیلار مومنی

با دیدنش، خون به‌ صورتم هجوم می‌آورد.  ویلچر رو با حرص حرکت دادم. موهام رو یه‌طرف صورتم انداختم و از باغ به‌سمت ویلایی که درست وسط باغ بود، حرکت کردم.

نمی‌دونم چرا عروسی رو توی تالار نگرفتن و اصرار کردن باید همین‌جا برگزار بشه؟!

نگاهم به‌ زیرزمین مخوف وسط حیاط پشتی خونه، سُر خورد.

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.8 / 5. تعداد رای : 4

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

نقاب

لونا،فرهاد و عباد از بچگی با هم بزرگ شدن..حالا لونا و عباد…

ادامه مطلب

سکوت گران

دانلود رمان سکوت گران pdf از سحرناز بهرامی با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دانلود رمان رقص سایه ها pdf از تبلور لینک مستقیم

دانلود رمان رقص سایه ها pdf از تبلور لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

چه زود گذشت

دانلود رمان چه زود گذشت pdf از فاطمه رنجبر با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود رمان بانوی سرخ pdf از مهرسا.م با لینک مستقیم

دانلود رمان بانوی سرخ pdf از مهرسا.م با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

اشرافی شیطون بلا

دختری که خیلی شیطونه.اما خانواده ی اشرافی داره. توی خونه باید مثل…

ادامه مطلب

دانلود رمان پلیس دوست داشتنی من pdf از زیبا ستاری با لینک مستقیم

دانلود رمان پلیس دوست داشتنی من pdf از زیبا ستاری با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

دانلود رمان گل عشق من و تو pdf از شیوا اسفندی با لینک مستقیم

دانلود رمان گل عشق من و تو pdf از شیوا اسفندی با…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان (1)

ثبت نظر جدید

  • ناشناس
    ناشناس

    اخه کی میره خونه ادم پولدار پرستاری وقتی دوتا پسر بزرگش با هم دارند دعوا میکنند این بیاد بیرون وبگه خفه شید. اونا هم فقط نگاهش کنند. تو خیابان دوتا ادم قریبه باهم دعواشون بشه کسی جرات نمیکنه بگه خفه شیداونوقت چطور......

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.