آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان فارسی
خانه / عاشقانه / ستاره ها مسیر را نشانت میدهند
ستاره ها مسیر را نشانت میدهند
در حال انتشار

رمان ستاره ها مسیر را نشانت میدهند

نام رمان: ستاره ها مسیر را نشانت میدهند
ژانر: عاشقانه
نویسنده: زهرا ارجمندنیا_فاطمه غنی
صفحات: 1600

خلاصه داستان:

دانلود رمان ستاره ها مسیر را نشانت میدهند pdf با لینک مستقیم  برای اندروید ،آیفون و تبلت  توسط:  زهرا ارجمندنیا_فاطمه غنی سبک رمان: عاشقانه چکیده ای از رمان ستاره ها مسیر را نشانت میدهند لبم را زیر دندانم کشیدم ، عاشق زبان رک و تیزش بودم ، خودش خوب می دانست چه چیزی می خواهم که […]

لینک‌های دانلود کتاب

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان ستاره ها مسیر را نشانت میدهند pdf با لینک مستقیم 

برای اندروید ،آیفون و تبلت 

توسط:  زهرا ارجمندنیا_فاطمه غنی

سبک رمان: عاشقانه

چکیده ای از رمان ستاره ها مسیر را نشانت میدهند

لبم را زیر دندانم کشیدم ، عاشق زبان رک و تیزش بودم ، خودش خوب می دانست چه

چیزی می خواهم که ان طور پر اخم نگاهم می کرد ، سرم را کج کردم و لا اله الا الهی

روی زبانش راند ، سر قلمش را به ظرف دواتش تکیه داد و صاف ترنشست ، نگاهم

کرد و من جایی میان ان عبای قهوه ای رنگش ، ان موهای سفید و محاسن یک دستش

انگار نفس کشیدم ، چقدر این مرد شبیه خدا بود.خدایی که بچگی هایم درون ذهنم

تصویرش را ساخته بودم .دلنشین و پر از ناز جواب نگاهش را دادم که اخم هایش کمی

باز شدند: چی می خوای از جونم بچه؟

دلم گس بود ، طعم خرمالوهای درخت مجاور حیاط ، یک ساعته تمام برای همین این جا

نشسته بودم: فقط اون تابلو..

سری برایم تکان داد و به پشتی قرمز پشتش که مادر برایش درون ایوان گذاشته بود

تکیه زد: می دونی که قولش و به اون دادم ، چرا می خوای اذیتش کنی؟

لبخندم پررنگ تر شد ، می توانستم چشمان عصبی و خاکستری رنگش را تصور

کنم.احتماال دقیقا شبیه یک گرگ درنده بعدش نگاهم می کرد…دست کمی هم نداشت البته

و انگار دلم با خودم هم لج کرده بود.مثال کمی عصبی می شد ، کمی چشم تنگ می

کرد..کمی رگ هایش بیرون می زدند ، مگربه کجای دنیا برمی خورد؟نفسم را بیرون

فرستادم : نمی خوام اذیتش کنم ، اما خب..حریص داشتنشم.

دانلود رمان ستاره ها مسیر  را نشانت میدهند زهرا ارجمندنیا_فاطمه غنی رایگان

دستش را روی محاسنش کشید و دقیق تر نگاهم کرد : چطور از وقتی فهمیدی اون تابلو

رو خواسته حریصش شدی؟قبل اون حریص نبودی بابا جان ؟

قلمش را برداشتم ، به سر سیاه شده و کامال حرفه ای تراش خورده اش خیره شدم فقط

برای این که نگاهم درون نگاه مچ گیرانه اش ننشیند : اون تابلو مال نرگس جونه ، منم نوه ی ارشدم..هرجور حساب کنین حق منه اقاجون!

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان اجبار هوس

دانلود رمان طنین یک فریاد

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.1 / 5. تعداد رای : 10

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

متولد اردیبهشت

دانلود رمان متولد اردیبهشت pdf از لیلا عفری با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

انیس دل

مرتضی پسر جوونیه که به خاطر ازدواج مادرش با حاج احمد نامی،…

ادامه مطلب

غیاث

دانلود رمان غیاث pdf رایکا با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر…

ادامه مطلب

بی معرفت

دانلود رمان بی معرفت pdf از محدثه اکبری با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دلبر رقاص

دانلود رمان دلبر رقاص pdf از نرگس واثق با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

دانلود رمان سراشیبی عشق pdf از لیدا صبوری لینک مستقیم

دانلود رمان سراشیبی عشق pdf از لیدا صبوری لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر…

ادامه مطلب

دانلود رمان ناجی قلب شکسته من pdf از نامشخص لینک مستقیم

دانلود رمان ناجی قلب شکسته من pdf از نامشخص لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

حوالی حوا

دانلود رمان حوالی حوا pdf از زهره خواجه پور (ونوس) با لینک…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.