در حال انتشار رمان شاه بیت
خلاصه داستان:
شاه بیت داستان غزلیه که در یک خانواده ی پرجمعیت و سنتی زندگی میکنه خانواده ای که پر از حس خوب و حس حمایت..غزل روانشناسی خونده ولی مدت هاست تو زندگی با همسرش به مشکل خورده ، مشکلی که قابل حله غزل هم سعی میکنه این موضوع رو بدون فهمیدن خانوادش رفع کنه و زندگی مشترکش آسیب نبینه ولی همه ی این تلاش ها یکطرفست از طرف دیگه غزل چندین بار همسایه ی روبروی خونشون رو میبینه که درحال کتک زدن همسرشه و دراین مورد براش سوءتفاهم پیش میاد سوتفاهمی که نهایتا با طلاق غزل وآشنایی با برادر اون فرد مسیر زندگی غزل رو تغییر میدهد...
معرفی و بررسی کامل رمان
دانلود رمان شاه بیت pdf از عادله حسینی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان:عاشقانه،اجتماعی،روانشناسی
خلاصه رمان شاه بیت
شاه بیت داستان غزلیه که در یک خانواده ی پرجمعیت و سنتی زندگی میکنه خانواده ای که پر از حس خوب و حس حمایتن
غزل روانشناسی خونده ولی مدت هاست تو زندگی با همسرش به مشکل خورده ، مشکلی که قابل حله غزل
هم سعی میکنه این موضوع رو بدون فهمیدن خانوادش رفع کنه و زندگی مشترکش آسیب نبینه ولی همه ی این
تلاش ها یکطرفست از طرف دیگه غزل چندین بار همسایه ی روبروی خونشون رو میبینه که درحال کتک زدن
همسرشه و دراین مورد براش سوتفاهمی پیش میاد سوتفاهمی که نهایتا با طلاق غزل و
آشنایی با برادر اون فرد مسیر زندگی غزل رو تغییر میدهد.
قسمتی از رمان
مامان نگاهم نمیکند و من نمی دانم چرا حس میکنم این نگاه نکردن عمدی است: اینو دیگه نمی دونم.
فقط میدونم این پسر خیلی ساله تهرانه. با رفیقش یه نمایشگاه ماشین زده و تموم این سالا سوئیت
بالای نمایشگاه زندگی میکرده. حالا هم تصمیم گرفته بیاد این خونه رو از مستاجر بگیره و خودش توش زندگی کنه
و بعد از گفتن این جمله از جا بلند میشود. باز هم اطلاعاتی که زیاد میشود ولی هیچ ربطی به زن عجیب درون آن خانه ندارد.
زنی که مدام با مرد همسایه درگیر بود. سر بلند میکنم و با اطمینان میگویم: ولی مامان یه زن توی اون خونه هست.
هم من دیدمش هم آفرین. دولا میشود و انگشتش را روی میز عسلی کنار تختم می اندازد: بر فرض هم باشه کجاش عجیبه؟!
تو و آفرین این بالا چیکار میکنید که وقت یه چیزی در این مورد به من نگفت. به منم ربطی نداشت که بخوام بیشتر کنجکاوی کنم.
گردگیری ندارید؟ و به سمت در میرود. همان طور نشسته به سمتش می چرخم و رفتنش رو تماشا میکنم: میگم این پسر همسایه اسم نداره؟
آخه یه نفری خیلی سخته! این را نوایی میگوید که نگران، نگاه خیره ی بابک است. بابک در جواب دلنگرانی
او فقط می خندد و دومین اجاق گاز چدنی بزرگ را روی موزائیک های حیاط قرار می دهد. ماهور همانطور که چهارپایه
را نگه داشته و برای نگاه کردن به بردیا سر بلند کرده، به جای بابک جواب میدهد: نه اینکه بابک مطربمونه،
گفتیم سعادت کارای نذری رو فقط به خودش بدیم که از بار معصیتش کم بشه.
قیمت46000
رمانهای مرتبط و پیشنهادی
دیگر رمانهای این نویسنده
دانلود رمان در امتداد حسرت pdf با لینک مستقیم
دانلود رمان در امتداد حسرت pdf طیبه امیر جهادی با لینک مستقیم برای اندروید و…
ادامه مطلبدانلود رمان شاه شدم گدا شدی pdf با لینک مستقیم
دانلود رمان شاه شدم گدا شدی pdf از عرفانه میرزانیا با لینک مستقیم…
ادامه مطلب
نظرات خوانندگان (1)
فوق العاده بود