آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان فارسی
خانه / عاشقانه / قمار باز
قمار باز
در حال انتشار

رمان قمار باز

نام رمان: قمار باز
ژانر: عاشقانه، انتقامی
نویسنده: فاطمه ایزدی
صفحات: 1365

خلاصه داستان:

آیلی دختری شر و شیطون که روز عقدش توسط افراد امیربهادر دزدیده میشود؛امیربهادر پسری خشن و مغرور که قمارباز قهاری است که هیچکس حریفش نیست.او آیلی را می دزدد تا تقاص کار پدرش را از او پس بگیرد...

IRT 45,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان قمار باز pdf از فاطمه ایزدی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،انتقامی

خلاصه رمان قمار باز

آیلی دختری شر و شیطون که روز عقدش توسط افراد امیربهادر دزدیده میشود؛

امیربهادر پسری خشن و مغرور که قمارباز قهاری است که هیچکس حریفش نیست.

او آیلی را می دزدد تا تقاص کار پدرش را از او پس بگیرد

قسمتی از رمان

درو بستم و از اتاق بیرون زدم کلافه دستی تو موهای مشکی لختم کشیدم و

بی اعصاب به طرف آشپزخونه راه افتادم حالا که موعد کاری که می خواستم

انجام بدم رسیده بود عذاب وجدان و استرس گرفته بودم وقتی این دختر و دیدم حس خاصی

بهم دست داد که تا حالا به هیچکس نداشتم. من چطور میخواستم با اون چشمای معصومی که بهم زل زده بودن اینکارو بکنم؟؟

من می خواستم آگاهانه اونو تو دام بندازم یک لحظه حس ندامت و پشیمونی به سراغم اومد

اما با یاد هدف و انتقامم از خانواده ی اون میلاد عوضی دلم آروم شد.

در همین حین موبایلم زنگ خورد. تماس رو وصل کردم و گوشی رو کنار گوشم گذاشتم

که صدای مردی ناشناس رو شنیدم. کی میاریش؟ – نگاهی توی آینه به خودم انداختم

و در حالی که اخم رو مهمون ابروهای پریشتم کرده بودم گفتم شب. – دوباره اون صدای زمخت به نگرانیم دامن زد

خوبه زودتر بیارش تا بهادرخان عصبی نشده. – دستور داده تا شب بیاریش وگرنه

به روش خودش باهات برخورد میکنه. گفتم شب میارمش نهایتا فردا.

– همین الانشم بیست و چهار ساعت از باختت گذشته پس هرچه زودتر میاریش برای آقا وگرنه…

نگذاشتم بیشتر از این یاوه ببافه و رو اعصابم پورتمه بره تماس رو قطع کردم و

برای آرامش اعصابم به حمام پناه بردم “آیلی” با صدای کوبیده شدن در چشمامو باز کردم

بعد از خوردن غذام از بیکاری حوصلهم سر رفت و خوابیدم. خب چیکار میکردم؟

چاره ای نداشتم جز خواب شاید کمی باعث آرامشم میشد. حالا هم با صدای برخورد در

با دیوار از خواب بیدار شدم و به اون زانیار وحشی که وسط اتاق ایستاده بود زل زدم و گفتم چیه؟

از خواب بیدارم کردی طلبکارم هستی؟ – چپ چپ نگاهم کرد و گفت بد نگذره خانم راحتی؟

نیاوردمت اینجا برای خواب و خوشگذرونی. پس برای چی آوردی؟

جواب که نمیدی پاشو باید بریم. تازه نگاهم به لباس های زانیار افتاد تیپ اسپرتی که زده بود

صد و هشتاد درجه با تیپ صبحش فرق داشت و اون چشمای آبی متمایل به خاکستریش بودن

که با پیرهن آبیش ست شده بودند. برای بار هزارم این سوال توی ذهنم تکرار شد. اون کی بود؟

برای چی منو دزدیده بود؟ چرا باهام بد رفتار نمی کرد؟ یه لحظه با خودم فکر کردم

حتما اون عاشقم شده و نتونسته ازدواج من با کسی دیگه رو ببینه برای همین منو دزدیده

تا خودش باهام ازدواج کنه و حالا هم قراره منو ببره محضر عقدم کنه و بعدشم ببرتم تو اتاقشو…

 

قیمت45000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 355

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

تکرار آغوش

عسل دختر زیبایی که بخاطر هزینه‌ی درمان مادرش مجبور میشه رحمش رو…

ادامه مطلب

کاریزما

دانلود رمان کاریزما pdf از مهین عبدی  با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

ونوس،پاپیون و مارس

توی مدرسه همکلاسی بودیم. یه دختر مغرور با چشمای دو رنگ قهوه…

ادامه مطلب

مرگ مسکوت

دانلود رمان مرگ مسکوت pdf از فائزه گرمرودی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

شرور

هدیه دختری مغرور که شعله ی شرارتش به هر نحوی دامنِ کسایی…

ادامه مطلب

دانلود رمان دیوارهای یخی pdf از مهسا کدخدایی با لینک مستقیم

دانلود رمان دیوارهای یخی pdf از مهسا کدخدایی با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دانلود رمان شیاطین سیاه فرشتگان سفید ادم های خاکستری pdf از بهاره حسنی لینک مستقیم

دانلود رمان شیاطین سیاه فرشتگان سفید ادم های خاکستری pdf از بهاره حسنی لینک…

ادامه مطلب

دانلود رمان ترنس مغرور pdf با لینک مستقیم

دانلود رمان ترنس مغرور pdf از نامشخص با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.