در حال انتشار رمان هیژا
خلاصه داستان:
ژیار راشد، مردی از تبار کردها، برای محافظت از مادر و برادر کوچکش باید شغل اجدادیشان را که همراه با مرگ و
خون است، بپذیرد.این شغل، او را به دنیای تاریکی میکشاند که هیچ راه بازگشتی ندارد. دشمنان برای نابودی
ژیار نقشه میکشند و در یک حمله ناجوانمردانه، همسر و فرزندش میشوند. ژیار در این حادثه به شدت آسیب
میبیند و به کما میرود. پس از مدتی، ماهلین، زنی که به شکلی عجیب به زندگی یا پیوند می خورد، وارد
داستان می شود و با دیدن ژیار، روند زندگی هر دو دگرگون می شود. حقیقتهای جدید میشوند و مسیر زندگی
ژیار به سمت ناشناخته پیش میرود.
معرفی و بررسی کامل رمان
دانلود رمان هیژا pdf از مهری هاشمی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،انتقامی
خلاصه رمان هیژا
ژیار راشد، مردی از تبار کردها، برای محافظت از مادر و برادر کوچکش باید شغل اجدادیشان را که همراه با مرگ و خون است، بپذیرد.
این شغل، او را به دنیای تاریکی میکشاند که هیچ راه بازگشتی ندارد. دشمنان برای نابودی ژیار نقشه میکشند و
در یک حمله ناجوانمردانه، همسر و فرزندش میشوند. ژیار در این حادثه به شدت آسیب میبیند و به کما میرود.
پس از مدتی، ماهلین، زنی که به شکلی عجیب به زندگی یا پیوند می خورد، وارد داستان می شود و
با دیدن ژیار، روند زندگی هر دو دگرگون می شود. حقیقتهای جدید میشوند و
مسیر زندگی ژیار به سمت ناشناخته پیش میرود.
قسمتی از رمان
ساعت از نیمه شب گذشته بود و باز من پشت در اتاق دویست و هفت بودم. بعد اون روز بارها خودم رو لعنت کردم
که چرا اونکار رو کردم و آخرین بارم بود اما الان بعد یه هفته به محض رفتن اون پرستار باز پشت درم و باز کلید انداختم
تا وارد اتاقش بشم. نگاهی به اطراف انداختم و دقیقاً مثل یه دزد وارد شدم. قلبم تند میکوبید.
دقیقاً مثل آدمی بودم که از یه ماراتون سنگین پاش به اینجا باز شده، نفس نفس میزدم و ضربان
قلبم روی هزار بود، تند تند چند تا نفس عمیق کشیدم تا حالت عادی به خودم بگیرم. اون پردهی سفید رو کنار زدم و وارد شدم.
با دیدنش روی تخت و چشمهای بستهش یه کمی حالم گرفته شد، راستش انتظار داشتم بیدار باشه
تا تلاش کنم به حرف بیارمش. با قدمهای آروم سمت تختش رفتم تا نکنه بیدارش کنم. خیره به صورتش
روی صندلی مشکی رنگ کنارش نشستم، حجم زیادی از موهاش روی صورتش ریخته بود و یه سرمم بهش وصل بود
اما چرا، نکنه غذا هم نمیخورد؟ اما من میدیدم که پرستار هر روز غذای بیمار و خودش رو میگرفت.
چیزی که خیلی باعث تعجبم میشد، اکسیژنی بود که مدام بهش وصل بود. یعنی مشکل تنفسی
داشت که حالت عادی نمیتونست دمی از هوا بگیره؟!
متعجب نگاهم رو روی تخت و میز کنارش چرخ دادم و با دیدن چند تا شیشهی آمپول خالی که
احتمالاً تو سرمش خالی شده بود از جام پا شدم. به لطف درسی که خونده بودم و پست هر روزهم و دارو دادنم به مریضها
بیشتر داروها رو میشناختم و با خوندن جلد یکیشون اخمهام توی هم شد. چه نیازی به تجویز این دارو واسه مریضیه
که اصلاً تکونی به اندامش نمیده؟ مصرف این دارو به خودیه خود اندامها رو فلج میکنه و
اجازه نمیده بیمار کنترلی روی اندامش داشته باشه. چرا باید به بیمار داروهایی رو بگیره
که تو اتاق عمل استفاده میشه؟ با عجله جلد بعدی رو برداشتم..
قیمت48000
رمانهای مرتبط و پیشنهادی
دانلود رمان این مرد ویران است pdf سناتوربا لینک مستقیم
دانلود رمان این مرد ویران است pdf سناتور با لینک مستقیم برای اندروید و…
ادامه مطلبدیگر رمانهای این نویسنده
دانلود رمان سرنوشتی مبهم pdf از محمد جواد اسدی با لینک مستقیم
دانلود رمان سرنوشتی مبهم pdf از محمد جواد اسدی با لینک مستقیم برای اندروید…
ادامه مطلبویرانه های غرورمون
دانلود رمان ویرانه های غرورمون pdf از تهمینه با لینک مستقیم برای اندروید…
ادامه مطلبدانلود رمان آی پارا pdf از سمیه .ف.ح با لینک مستقیم
دانلود رمان آی پارا pdf از سمیه .ف.ح با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و…
ادامه مطلب
نظرات خوانندگان (2)
عالی بوووود عاااالی
عالی بود😍😍