آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان تقدیر ناگزیر pdf از الف-قیصری
مشخصات رمان
  • نام رمان
    تقدیر ناگزیر
  • ژانر
    عاشقانه،خانوادگی
  • نویسنده
    الف-قیصری
  • صفحات
    1758
خلاصه رمان
گلنار دختر یتیمیه که تا به حال زیر چتر حمایت قیم قانونیش بوده. تصمیم میگیره از حمایت اون خارج بشه و روی پای خودش بایسته. یه تصمیم به ظاهر آسون که دردسر بزرگی درست میکنه و هلش میده به گذشته و آینده ش رو هم تحت الشعاع قرار میده.تاراز اونقدر به خودش اعتماد داره که حرف هیچ کس رو قبول نداره،حتی عموی پیری که دائم بهش میگه با هر دستی بدی،با همون دست پس میگیری و نبایدتقدیر و یازی هاش نادیده گرفت. ناراز زمانی که با گلنار روبرو میشه، تازه معنی حرف عمو و قدرت سرنوشت رو میفهمه.این داستان چند نسل از یه خانواده س. روایتی از روزگار دور و حال حاضر...

دانلود رمان تقدیر ناگزیر pdf از الف-قیصری

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،خانوادگی

خلاصه رمان تقدیر ناگزیر

گلنار دختر یتیمیه که تا به حال زیر چتر حمایت قیم قانونیش بوده. تصمیم میگیره از حمایت اون خارج بشه و روی پای خودش بایسته. یه تصمیم به ظاهر آسون که دردسر بزرگی درست میکنه و هلش میده به گذشته و آینده ش رو هم تحت الشعاع قرار میده.تاراز اونقدر به خودش اعتماد داره که حرف هیچ کس رو قبول نداره،حتی عموی پیری که دائم بهش میگه با هر دستی بدی،با همون دست پس میگیری و نبایدتقدیر و یازی هاش نادیده گرفت. ناراز زمانی که با گلنار روبرو میشه، تازه معنی حرف عمو و قدرت سرنوشت رو میفهمه.این داستان چند نسل از یه خانواده س. روایتی از روزگار دور و حال حاضر…

قسمتی از متن رمان

باد لای شاخه های درختان می پیچید و آرام آرام آنها را تاب می داد. بید مجنون بزرگ کنار عمارت ، انگار با باد می رقصید. لبخند بزرگی
روی لبهای تاراز نقش بسته بود. تسبیح شاه مقصودش را در دست تاب می داد، دلش بر عکس دفعات قبل سرشار از آرامش بود. حتی همهمه
زن های داخل خانه هم نتوانسته بود آرامشش را بر هم بزند. امروز روز او بود. روز تاراز بزرگ و این را خوب می دانست.
تهمینه با ترس و تعجب به برادرش می نگریست. ترسیده از آرامش خفته در نگاه او و متعجب از اینکه این بار خیال ندارد پشت در اتاق
بست بنشیند و به جای آن در ایوان بزرگ خانه روی پرچین چوبی جا خوش کرده بود و به درختان پرشکوفه حیاط می نگریست .
تهمینه با ناراحتی خانه را بالا و پایین می رفت. برعکس آرامش خفته در نگاه برادرش، او بسیار مشوش بود و دلش شور میزد. می دانست
که هر لحظه خبری ناخوشایند خواهد شنید. به قول بی بی گل، قلب او آماده دریافت تمام اخبار بد بود. دلش برای برادرش شور میزد. برادری
که به واقع خودش بزرگ کرده و به سامان رسانده بود. می دانست که اگر این بار هم برادرش صاحب اولاد پسر نشود، بلوای بدی راه می
افتد. حتی سه بار ازدواج برادرش هم طلسم را نشکسته و همچنان…

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 674

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین