آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
خانه / انتقامی / افسانه شیدایی
افسانه شیدایی
در حال انتشار

رمان افسانه شیدایی

نام رمان: افسانه شیدایی
ژانر: عاشقانه
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: گلرخ بیات
صفحات: 442

خلاصه داستان:

دانلود رمان افسانه شیدایی pdf از گلرخ بیات با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF  موضوع رمان: عاشقانه خلاصه رمان افسانه شیدایی شیدا برای نوشین پرستار خود داستان زندگیش را شرح میدهد او که با خواهر خود مریم ۹ سال تفاوت سنی دارد مریم با فراز برادر سحر نامزد است سحر نیز با شهاب […]

لینک‌های دانلود کتاب

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان افسانه شیدایی pdf از گلرخ بیات

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 موضوع رمان: عاشقانه

خلاصه رمان افسانه شیدایی

شیدا برای نوشین پرستار خود داستان زندگیش را شرح میدهد او که با خواهر خود

مریم ۹ سال تفاوت سنی دارد مریم با فراز برادر سحر نامزد است سحر نیز با

شهاب نامزد است شیدا رای به دست آوردن شهاب تا به آنجا پیش میرود

که با فراز نرده عشق میبازد و فراز را از دست مریم در میآورد و با

این کار باعث مرگ پدرمیشود

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان شاه ماهی

دانلود رمان توتیای چشمم

دانلود رمان حاملگی اجباری

قسمتی از رمان

وقتی خودم را داخل اتاق 316 انداختم , احساس کردم تمام صورتم

آتش گرفته است دست خودم نبود هر وقت او

را می دیدم همین حال می شدم مخصوصا خودم را به این جهنم

منتقل کرده بودم که هر روز او را ببینم , آن چشم های کشیده و نگاه جذاب و

زیبا را , آن نیم نگاهی که از بالا به آدم می انداخت!

قد بلندی داشت و وقتی سرش را هم باال می گرفت از زیر

پلک چنان نگاه می کرد که می خواستم آب شوم و به

زمین فرو روم! ولی امروز فرق داشت چون فقط یک دیدار

ساده در راه پله نبود بالاخره با من حرف زده بود

وقتی سر راه پله سنیه به سنیه شیم سرش را عقب برد و با خنده گفت:

-خانم همتی چه خبره؟ راهروی بیمارستانه نه زمین بسکت!

با تعجب به چشم هایش خیره ماندم اسمم را می دانست!

با خجالت خودم را کنار کشیدم و نرده ها را از پشت

گرفتم احساس کردم هر آن از پشت می افتم سرم پایین بود و

جرات نداشتم به آ چشم ها نگاه کنم خیلی زور زدم

تا بالاخره گفتم:

-ببخشید دکتر

باز با خنده گفت:

-اشکال نداره خانم سخت نگیرید

آن وقت به جای اینکه به طبقه سوم بروم و داروهای بیماران

را بدهم همین طور پله های را بالا آمدم تا به اینجا

رسیدم و وارد اولین تاق کنار راه پله شدم شماره اتاق کنده

شده بود و با ماژیک سیاه روی در نوشته بودند 316

وقتی خودم را انداختم توی اتاق احساس کردم از شر نگاه هزار

تا چشم خالص شدم گونه هایم می سوخت و دست هایم داغ

شده بود با خودم گفتم: وای دارم آتیش می گیرم در

همین لحظه صدای ناله ای شنیدم با هراس برگشتم

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 1 / 5. تعداد رای : 1

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

رقص پیچک ها

دانلود رمان رقص پیچک ها pdf از زهرا ثقفی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

درجه دو

دانلود رمان درجه دو pdf از رویا قاسمی_گیسو خزان با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

دانلود رمان دختر عشق دردسر pdf از حوریه عسکری لینک مستقیم

دانلود رمان دختر عشق دردسر pdf از حوریه عسکری لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دانلود رمان در سکوت یک زن pdf از فاطمه کریمی با لینک مستقیم

دانلود رمان در سکوت یک زن pdf از فاطمه کریمی با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود رمان معجزه وصال pdf از الناز محمدی با لینک مستقیم

دانلود رمان معجزه وصال pdf از الناز محمدی با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دانلود رمان در انتظار چیست pdf از Behnam.r با لینک مستقیم

دانلود رمان در انتظار چیست pdf از Behnam.r با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و…

ادامه مطلب

دانلود رمان لجبازی نکن pdf از رها حیدری با لینک مستقیم

دانلود رمان لجبازی نکن pdf از رها حیدری با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دانلود رمان صلیب شکسته pdf از مهدیه سیف الهی لینک مستقیم

دانلود رمان صلیب شکسته pdf از مهدیه سیف الهی لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.