آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
خانه / انتقامی / بوی خوش نسترن
بوی خوش نسترن
در حال انتشار

رمان بوی خوش نسترن

نام رمان: بوی خوش نسترن
ژانر: عاشقانه، اجتماعی
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: صدیقه احمدی
صفحات: 181

خلاصه داستان:

دانلود رمان بوی خوش نسترن pdf از صدیقه احمدی با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF  موضوع رمان: عاشقانه،اجتماعی خلاصه رمان بوی خوش نسترن پله ها را تند و با شتاب بالا می رفت و زیرل بغرولند میکرد: این هم شد دانشگاه با این ارائه واحد هاش! به خاطر یه درس ادبیات و […]

لینک‌های دانلود کتاب

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان بوی خوش نسترن pdf از صدیقه احمدی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 موضوع رمان: عاشقانه،اجتماعی

خلاصه رمان بوی خوش نسترن

پله ها را تند و با شتاب بالا می رفت و زیرل بغرولند میکرد:

این هم شد دانشگاه با این ارائه واحد هاش! به خاطر یه درس ادبیات و

یه ورزش مسخره باید یه ترم دیگه اینجا علاف باشم!

پله ها را باز با همان شتاب پایین آمد و به سرعت به

طرف دانشکده دامپزشکی راه افتاد، در حالی که

خودگویی هایش همچنان ادامه داشت:

هی از این دانشکده برو اون دانشکده،

ببین جای خالی دارن که بچپی تو یه کلاس برای

یه درس بیخود!

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان همخواب اجباری

دانلود رمان ارباب شاهین

دانلود رمان سرنوشت هوسباز

قسمتی از رمان

از پشت سر محال بود کسی بفهمد دختر است، موهای کوتاه،

بلوز و شلوار و قد بلند، راه رفتن تند و خشن او همه

پسرانه بود و بدون ظرافت. از اتفاق وقتی که به دنیا آمده بود و

اولین جیغ را سر داده بود، پدر بزرگش، در اتاق

دیگری آخرین نفس را کشیده بود و خانواده اش چون

عقیده داشتند که روح پدر بزرگ در جسم نوه اش دمیده،

اسم پدربزرگ را روی نوزاد گذاشتند، هر چند که این

نوزاد دختر بود. به توصیه ریش سفیدان طایفه نام “سالار” را

هم می شود روی زن گذاشت و حالا سالار فکر میکرد که

همه سرنوشتنش بستکی به اسمش دارد و هر چه به سرش

می آید و خواهد آمد، از دولت سر اسمش است، همه بدبختی ها،

نحسی ها، بدبیاری ها، حتی طرز لباس پوشیدن و

رشته تحصیلی اش هم تحت تاثیر اسمش قرار گرفته است .

او به حد نفرت از نامش بدش می آمد. به خاطر درس

ادبیات همچنان غرولندش تمام نشدنی بود: یه مشت آدم بیکار

نشسته ن یه گوشه و هی شعر گفتن، بدون اینکه فکر

کنن که روزی ما باید اینها رو بخونیم و نمره بگیریم…

اگه یه روزی شاعر شدم، حتما وصیت میکنم اسم منو تو هیچ

کتابی ننویسن!

در راهرو برخورد به پسر همکلاسی اش ، پسری که دوست داشت

همیشه سر به سر سالار بگذارد و اغلب روی تخته

سیاه می نوشت” آقا سالار” و سر و صدای اعتراض او را بلند میکرد.

جلو راه او را سد کرد و گفت: اِ سلام آقا سالار

خوب شد که دیدمت. میخواستم بهت بگم که ریش و

سیبیل مصنوعی تو بازار آوردن  اگه یه وقت خواستی …

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.8 / 5. تعداد رای : 5

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

دانلود رمان مهمان ویرانگر پی دی اف Fateme.313 با لینک مستقیم

دانلود رمان مهمان ویرانگر پی دی اف Fateme.313 با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر…

ادامه مطلب

دانلود رمان خواب محال pdf از سلطان پریوش با لینک مستقیم

دانلود رمان خواب محال pdf از سلطان پریوش با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دانلود رمان قلب آهنی pdf از زینب رحیمی لینک مستقیم

دانلود رمان قلب آهنی pdf از زینب رحیمی لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دانلود رمان صبور وحشی pdf از مرضیه با لینک مستقیم

دانلود رمان صبور وحشی pdf از مرضیه با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

در پناه سایه

سایه دندان پزشک جوانیست که بعد از انتشار فیلمی از او در…

ادامه مطلب

حقیقت

دانلود رمان حقیقت pdf از یهدا رضایی با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

چشمانت جایی متروک بود

یه دختر ایرانی میره خارج اونجا یک تیمارستان مخروبه یا متروکه هست،…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.