آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
خانه / عاشقانه / حماقتی که کردم
حماقتی که کردم
در حال انتشار

رمان حماقتی که کردم

نام رمان: حماقتی که کردم
ژانر: عاشقانه
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: ویولا
صفحات: 1246

خلاصه داستان:

دانلود رمان حماقتی که کردم pdf از ویولا با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر  ژانر رمان: عاشقانه،انتقامی خلاصه رمان حماقتی که کردم مهرسا دختری که بعد از شکست عشقی که خورده برای گرفتن انتقام دل شکسته اش، با دوست صمیمی دوست پسرش وارد ارتباطی عجیب میشه. اما زمانی که عشقش دوباره برمیگرده، زندگیش از […]

IRT 46,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان حماقتی که کردم pdf از ویولا

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه،انتقامی

خلاصه رمان حماقتی که کردم

مهرسا دختری که بعد از شکست عشقی که خورده برای گرفتن انتقام دل شکسته اش،

با دوست صمیمی دوست پسرش وارد ارتباطی عجیب میشه. اما زمانی که عشقش دوباره برمیگرده،

زندگیش از این رو به اون رو میشه.. با هم می خونیم خط به خط زندگی واقعیش و …

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان عموزاده

دانلود رمان نازدار

قسمتی از رمان

_محمد دیشب زنگ زد. همچین با چشمای گشاد زل زد بهم، ترسیدم خانوم معلم جفتمونو باهم پرت کنه بیرون..

_وای نگین چشای بابا قوریتو اونجوری نکن الان جفتمون به فنا میریم.. _چخبره اونجا همش وز وز می کنید!

مهرسا خیلی درس میخونی، خیلی سر کلاس میای؟ وقتیم که میای نه خودت توجه میکنی نه میذاری بقیه توجه کنن!

خیلی نامحسوس پر از حرص آرنجمو تو شکمه نگین احمق فرو کردم و گفتم: ببخشید! دیگه تا آخر زنگ حرف نزدم…

قرار بود ساعت آخر و با شیما بپیچونیم. کتابامو با عجله جمع کردم و ریختم تو کیفم.. _گفتی کدوم محمد زنگ زد؟

بی توجه به حس کنجکاویش گفتم: ممد سلطان! صدای سیلی آرومی که تو صورت خودش زد باعث شد

سرعتمو بیشتر کنم و قاطیه بچه هایی که این ساعت کلاس آخرشون بود از در برم بیرون. شیما پشت در منتظرم بود..

_مهرسا کجا؟ وایسا بگو چی شد دختر مگه کلاس نداری… می دونستم اونقدر جربزه نداره که کلاس بپیچونه و حتی

فضولی هم نمی تونه باعثش بشه! بدو بدو قاطی بچه ها از در مدرسه ی بزرگسالان زدم بیرون..

شیما طبق معمول آینه به دست زیر درخت بید مجنون، دور از چشم مدیرِ مزخرفه مدرسه داشت رژ لبشو تمدید می کرد.

کنارش وایسادم و گفتم : بده منم بزنم! آینه رو گرفت سمتم و گفت: از رژ خودت بزن تکراری نشه میریم پیش مبین!

تو دلم قند آب میکردن ..از مبین خوشم میومد پسره باحالی بود! پوزخندی زدم

و حین کشیدن مداد رو لبای گوشتیم گفتم: آخر سر زیر همین مبینی!

 

قیمت46000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 666

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

قصر آبی

دانلود رمان قصر آبی pdf لوسی ماد مونتگمری با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

جان شهرزاد

در مورد دختری به اسم شهرزاد که پدرش توسط همکارش به قتل…

ادامه مطلب

مرگ رنگ

دانلود رمان مرگ رنگ pdf از بهاره غفرانی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

جامانده

افرا محتشم بخاطر بدهی به زندان میفته..با کمک دوستش مهشید بدهی افرا…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود رمان عمارت لک لک pdf با لینک مستقیم

دانلود رمان عمارت لک لک pdf از متین عطیمی فشی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

دانلود رمان در بند تو آزادم pdf از اعظم  فهیمی با لینک مستقیم

دانلود رمان در بند تو آزادم pdf از اعظم  فهیمی با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

دانلود رمان قلب یخی pdf از بهار حسینی با لینک مستقیم

دانلود رمان قلب یخی pdf از بهار حسینی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

دانلود رمان دزد شیطون پلیس مغرور pdf با لینک مستقیم

دانلود رمان دزد شیطون پلیس مغرور pdf از atibala با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.