دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان حکم خون pdf از مهتاب_ر

دانلود رمان حکم خون pdf از مهتاب_ر

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال

خلاصه رمان حکم خون

ولى من باهات کاری میکنم تا یادت بمونه با کسی شوخی ندارم سعی میکنم اشک نریزم و آروم باشم

اونقدر ترسیدم که حس میکنم تمام تنم توی تب میسوزه، گر گرفته م از حرفایی که قلبم و به آتیش میکشه.

چاووش بلند ،میشه کمربند و بالا میبره و روی تن لرزونم میکوبه ضربه ها رو با فاصله میزنه اما

هر بار که اون کمربند لعنتی روی بدنم فرود میاد درد تا مغز و استخونم رسوخ میکنه و تنم تیر میکشه

دستم و حفاظ صورتم میکنم تا آسیبی بهش نرسه، این آدم اینقدر عصبانیه که حتی

اگه زیر دستش جون هم بدم براش مهم نیست.

قسمتی از رمان

بی حوصله خودکار رو توی دستم تکون میدم و به استاد نگاه میکنم.

اون برخلاف من انگار پر از انرژیه…بالاخره کلاس تموم میشه و استاد بعد از اینکه

توضیحات لازم رو میده کلاس رو ترک میکنه. اصلا حوصله صبا رو ندارم بخاطر همین سریع وسایلم

رو جمع میکنم، چادرم رو مرتب و چند تار موی مزاحمی رو که از زیر مقنعه بیرون اومده رو سر جاش

بر گردونم و از کلاس بیرون میزنم. با اینکه اون بهترین دوستمه اما گاهی با نصیحتاش

روانم رو بهم می ریزه،اینقدر توی این سال ها نصیحت شنیدم که دیگه گنجایشش رو ندارم.

صدای زنگ گوشیم رو که می شنوم اون رو از توی جیب مانتوم بیرون میارم،اسم احمد رضا باعث میشه

نیشم تا بنا گوش باز بشه، منتظرش بودم.دلیل نصیحتای صبا و پیچوندنای من!

تماس رو برقرار میکنم و گوشی رو به گوشم میچسبونم:

-جانم پسر عمو

-زهر مار پسر عمو..صد بار نگفتم بهم نگو؟

بلند میخندم و میگم:

– باشه ببخشید،.عشقم خوبه؟

 

 

قیمت46000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.8 / 5. تعداد رای : 419

خلاصه رمان

ولى من باهات کاری میکنم تا یادت بمونه با کسی شوخی ندارم سعی میکنم اشک نریزم و آروم باشم


اونقدر ترسیدم که حس میکنم تمام تنم توی تب میسوزه، گر گرفته م از حرفایی که قلبم و به آتیش میکشه.


چاووش بلند ،میشه کمربند و بالا میبره و روی تن لرزونم میکوبه ضربه ها رو با فاصله میزنه اما


هر بار که اون کمربند لعنتی روی بدنم فرود میاد درد تا مغز و استخونم رسوخ میکنه و تنم تیر میکشه


دستم و حفاظ صورتم میکنم تا آسیبی بهش نرسه، این آدم اینقدر عصبانیه که حتی


اگه زیر دستش جون هم بدم براش مهم نیست.

مشخصات رمان
  • نام رمان
    حکم خون
  • ژانر
    عاشقانه،بزرگسال
  • نویسنده
    مهتاب_ر
  • صفحات
    1427
اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران

آخرین رمان ها
  • H12قشنگ بود...
  • ساراسلام قلم این نویسنده رو دوست دارم لطفا بقیه رمان هاشم هم بزارید...
  • میناخیلی قشنگ بود...
  • نرگسمن کتابای خانم حسینی رو خوندم و به نظرم روند پیشرفتشون تو داستان‌نویسی بسیار ملم...
  • نیلا گلیخیلی خوبهههه...
  • Nafas Arefiچرا نمیشه خوندش...
  • حدیثسلام من این رمان رو خوندم رمان قشنگی بود ممنون از نویسنده ش فقط اینکه این رمان ن...
  • نازنینبا اختلاف عالیهههههه...
  • نازنینعالیهههههههههههه خیلی دوسش دارم...
  • شادیعالی بود ، پیشنهاد میکنم حتما حتما بخونید. همه رمان های خانم عامل خوبن ، ولی غثی...
تبلیغات متنی
رمان های آنلاین
درباره سایت
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
توضیح کوتاه درباره سایت
آمار سایت
  • 7200 نوشته
  • 8 برگه
  • 5015 کامنت
  • 258 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.