آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
حکم خون
در حال انتشار

رمان حکم خون

نام رمان: حکم خون
ژانر: عاشقانه، بزرگسال
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: مهتاب_ر
صفحات: 1427

خلاصه داستان:

ولى من باهات کاری میکنم تا یادت بمونه با کسی شوخی ندارم سعی میکنم اشک نریزم و آروم باشم

اونقدر ترسیدم که حس میکنم تمام تنم توی تب میسوزه، گر گرفته م از حرفایی که قلبم و به آتیش میکشه.

چاووش بلند ،میشه کمربند و بالا میبره و روی تن لرزونم میکوبه ضربه ها رو با فاصله میزنه اما

هر بار که اون کمربند لعنتی روی بدنم فرود میاد درد تا مغز و استخونم رسوخ میکنه و تنم تیر میکشه

دستم و حفاظ صورتم میکنم تا آسیبی بهش نرسه، این آدم اینقدر عصبانیه که حتی

اگه زیر دستش جون هم بدم براش مهم نیست.

IRT 46,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان حکم خون pdf از مهتاب_ر

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال

خلاصه رمان حکم خون

ولى من باهات کاری میکنم تا یادت بمونه با کسی شوخی ندارم سعی میکنم اشک نریزم و آروم باشم

اونقدر ترسیدم که حس میکنم تمام تنم توی تب میسوزه، گر گرفته م از حرفایی که قلبم و به آتیش میکشه.

چاووش بلند ،میشه کمربند و بالا میبره و روی تن لرزونم میکوبه ضربه ها رو با فاصله میزنه اما

هر بار که اون کمربند لعنتی روی بدنم فرود میاد درد تا مغز و استخونم رسوخ میکنه و تنم تیر میکشه

دستم و حفاظ صورتم میکنم تا آسیبی بهش نرسه، این آدم اینقدر عصبانیه که حتی

اگه زیر دستش جون هم بدم براش مهم نیست.

قسمتی از رمان

بی حوصله خودکار رو توی دستم تکون میدم و به استاد نگاه میکنم.

اون برخلاف من انگار پر از انرژیه…بالاخره کلاس تموم میشه و استاد بعد از اینکه

توضیحات لازم رو میده کلاس رو ترک میکنه. اصلا حوصله صبا رو ندارم بخاطر همین سریع وسایلم

رو جمع میکنم، چادرم رو مرتب و چند تار موی مزاحمی رو که از زیر مقنعه بیرون اومده رو سر جاش

بر گردونم و از کلاس بیرون میزنم. با اینکه اون بهترین دوستمه اما گاهی با نصیحتاش

روانم رو بهم می ریزه،اینقدر توی این سال ها نصیحت شنیدم که دیگه گنجایشش رو ندارم.

صدای زنگ گوشیم رو که می شنوم اون رو از توی جیب مانتوم بیرون میارم،اسم احمد رضا باعث میشه

نیشم تا بنا گوش باز بشه، منتظرش بودم.دلیل نصیحتای صبا و پیچوندنای من!

تماس رو برقرار میکنم و گوشی رو به گوشم میچسبونم:

-جانم پسر عمو

-زهر مار پسر عمو..صد بار نگفتم بهم نگو؟

بلند میخندم و میگم:

– باشه ببخشید،.عشقم خوبه؟

 

 

قیمت46000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.8 / 5. تعداد رای : 420

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

خان زاده

آیلین برای به دنیا آوردن وارث همسر خان زاده میشه اما شب…

ادامه مطلب

قرارمان اولین بوسه زیر درخت گیلاس

حریر بعد از شکست‌های پی‌درپی در زندگی‌اش و زمانی که هیچ شوقی…

ادامه مطلب

طالع ترنج

داستان دختری که در خانواده‌ی سنتی به دنیا آمده و قربانی افکار…

ادامه مطلب

مرد یخی

دختر بی کس و فقیری که در به در دنبال کاره و…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

تابوتم را می خواهم

دانلود رمان تابوتم را می خواهم pdf  با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

آقای پارک

دانلود داستان کوتاه آقای پارک pdf از حمید درکی با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

دانلود رمان مگه آدم بدا عاشق نمیشن pdf از فیروزه صفایی مستقیم

دانلود رمان مگه آدم بدا عاشق نمیشن pdf از فیروزه صفایی مستقیم…

ادامه مطلب

علقه

دانلود رمان علقه pdf از مهدیه بخشی با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.