آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
خانه / انتقامی / درد و درمون
درد و درمون
در حال انتشار

رمان درد و درمون

نام رمان: درد و درمون
ژانر: عاشقانه
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: ماهور ابوالفتحی
صفحات: 993

خلاصه داستان:

دانلود رمان درد و درمون pdf از ماهور ابوالفتحی با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF موضوع رمان : عاشقانه خلاصه رمان درد و درمون آدم بودی ؛ حوا شدم !آدم نماندی ؛دل بریدم. میدانی عشق جان؛هر آدمی ،هر حوایی ، هر جانداری به امیدی زنده است و تو شیشه ی عمرا میدم […]

لینک‌های دانلود کتاب

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان درد و درمون pdf از ماهور ابوالفتحی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان درد و درمون

آدم بودی ؛ حوا شدم !آدم نماندی ؛دل بریدم. میدانی عشق جان؛هر آدمی ،هر حوایی ، هر جانداری به

امیدی زنده است و تو شیشه ی عمرا میدم را پایکوبان شکستی!

اگر با دیگری رفتم ،اگر با دیگری ماندم دلیلش وسوسه ی ابلیس و سیب سرخ نبود .دلیل تو بودی و دردی که به جانم زدی.

تو درد شدی و دیگری درمان.

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان اجبار هوس

دانلود رمان بازگشت طیطو

قسمتی از رمان

افتخار دست هایم را روی صورتم میگذارم تا ذوب نشود نگاهم در آتش چشمانش، دلم زیر لب زمزمه میکند:» با من دیوانه چه کردی که

اینگونه بی قرارم؟«

دست روی دستهای لرزانم میگذارد و آرام از روی صورتم برشان میدارد. آش کشک خاله است و به پایم نوشته شده.

باید خیره به نی نی چشمانش، بی قرار شوم.لبخند میزند؛ تازه میفهمم لبخندش چه قدر بی رحمانه و

خصمانه است برای دل ساده ام! هربار که مهمان لبهایش میشود، پیکار به پا میکند، همیشه ی خدا آن که نبرد را واگذار

کرده دل بیچارهی من است. اسمم را که صدا میکند گویی زمین سکته میزند و جهانم از حرکت میایستد:

»پری؟«

دلم اکو وار می گوید:»جان پری؟« عقل نمیگذارد بگویم:»جان؟« نچ نچی میکند و با غیظ میگوید:»هنوز زود است احمق.«

دیر و زود ندارد، حرف گفتنی را باید گفت! اما…

رمان درد و درمون ماهور ابوالفتحی

– بله؟

نگاهم را میدهم به انگشتهایم و بند کوله پشتی روی پاهایم را میان انگشتان دست، به بازی میگیرم. عقل باز ازناکجا

آباد سر میرسد و مثل مادربزرگ ها شروع به نصیحت می کند:»پری تو که اهل این حرف ها نبودی، تو

که زود وا نمی دادی.«

چه قدر دلم میخواهد با پشت دست به دهان این عقل لعنتی بکوبم و بگویم:»کدام زود؟ نمی فهمی در این چندسال پیر

شده ام؟ توی احمق نمی دانی چه شب و روز ها حسرت لبخندی را کشیدم که آرزو داشتم فقط یک بار به صورتم

پاشیده شود؟حرف نزن لعنتی، مته روی اعصابم نگذار.« کنارم مینشیند، قبل از این که حرفی بزند ضبط صوت گوش

هایم را روشن میکنم تا هرچه میگوید در خاطرم ثبت شود

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 1 / 5. تعداد رای : 2

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

بیراه عشق

دانلود رمان بیراه عشق pdf از نگار فرزین با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

دانلود رمان ابر بی باران pdf از الف.صاد لینک مستقیم

دانلود رمان ابر بی باران pdf از الف صاد لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

دانلود رمان بازی سرنوشت pdf از نسرین ثامنی با لینک مستقیم

دانلود رمان بازی سرنوشت pdf از نسرین ثامنی با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر…

ادامه مطلب

دانلود رمان پیچک های وحشی pdf از دکتر_یاسمن_میم با لینک مستقیم

دانلود رمان پیچک های وحشی pdf از دکتر_یاسمن_میم با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود رمان ارثیه مامان بزرگ pdf از فاطیما با لینک مستقیم

دانلود رمان ارثیه مامان بزرگ pdf از فاطیما با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

موج نهم

دانلود رمان موج نهم pdf از نیلا با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دانلود رمان پیاده رو خلوت خیابان ولیعصر pdf از مهدی سلطانی با لینک مستقیم

دانلود رمان پیاده رو خلوت خیابان ولیعصر pdf از مهدی سلطانی با لینک…

ادامه مطلب

دانلود رمان قلب ستاره pdf از پری نرگسی لینک مستقیم

دانلود رمان قلب ستاره pdf از پری نرگسی لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.