آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
رخساره
در حال انتشار

رمان رخساره

نام رمان: رخساره
ژانر: عاشقانه
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: هانی زند
صفحات: 1698

خلاصه داستان:

نگاهش را با لبخند از جایگاه عروس و داماد گرفت و دکمهٔ کت خوش‌دوخت و اسپرتش را بست. با دقت اطراف را از

نظر گذراند.همه‌چیز مرتب بود. به‌قاعده و طبق اصول. بیخود نبود تک‌تک تاریخ‌های چند‌ماه آینده‌اش هم برای مراسم

عروسی رزرو شده بود.حالا تالار پذیرایی‌اش حسابی اسم و رسم در کرده بود. تذکری به یکی از پیشخدمت‌ها داد

و جلوتر رفت. امشب مراسم خاصی بود.برای عروسی خواهر دوست قدیمی‌اش حسابی سنگ تمام گذاشته بود.

همه چیز باید به نحو احسن انجام می‌شد.

IRT 46,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان رخساره pdf از هانی زند

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان رخساره

نگاهش را با لبخند از جایگاه عروس و داماد گرفت و دکمهٔ کت خوش‌دوخت و اسپرتش را بست. با دقت اطراف را از نظر گذراند.

همه‌چیز مرتب بود. به‌قاعده و طبق اصول. بیخود نبود تک‌تک تاریخ‌های چند‌ماه آینده‌اش هم برای مراسم عروسی رزرو شده بود.

حالا تالار پذیرایی‌اش حسابی اسم و رسم در کرده بود. تذکری به یکی از پیشخدمت‌ها داد و جلوتر رفت. امشب مراسم خاصی بود.

برای عروسی خواهر دوست قدیمی‌اش حسابی سنگ تمام گذاشته بود. همه چیز باید به نحو احسن انجام می‌شد.

قسمتی از رمان

قدم که درون تالار گذاشت نقاب بی تفاوتی‌ش را به چهره زده بود و حالا همان چاوش همیشه بود.

مغرور جدی بی اطلاع.. شاید حتی باید خودش را نگران دخترک گمشده توسلی‌ها هم نشان می‌داد.

نگران ناموس گمشده رسول… سالن خالی را با قدم های بلند طی کرد و خودش را به قسمت ابتدایی باغ انداخت.

برای پیدا کردن رسول نیازی به چشم گرداندن نداشت. رسول نشسته بود روی اولین نیمکت باغ خالی… در هیاهوی باد…

با وضعی که اصلاً گفتن نداشت. کمرت کی خم شد رفیق؟ این را با خود گفت و به یاد کمر خم شده خودش افتاد.

اصلاً دوری این عروسک چشم آبی کمر ریز و درشت را خم می‌کرد

از همان جا صدا زد: رسول! مرد بی رمق سربالا گرفت. جواب نداده شانه هایش لرزید…

حال توسلی ها خوب نبود شبیه حال خودش که بعد از وقتی که ساره اش را از دست داده بود هیچ وقت خدا خوب نشده بود.

با این حال سر و شانه هایش را بالا گرفت. _فدای سرم! انگار که درون وجود پسرک

سر به زیر وثوق ها حتی ذره‌ای مهربانی هم به جا نمانده بود. قدم درون باغ گذاشت.

هوای خنک پوست یک پارچه آتشش را می‌سوزاند اما حتى خم به ابروهایش نبود امشب شب مرادش بود.

هیچ چیز نمی‌توانست حال خوشش را از دل و دستش بیرون بکشد. چشمش که به چشم های خیس رسول افتاد …

 

قیمت46000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 438

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

لحظه ها تب دارند

دانلود رمان لحظه ها تب دارند pdf از آسمان اصغرزاده با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

دانلود رمان او شیرین است pdf از سوزان الیزابت فیلیپس

دانلود رمان او شیرین است pdf از سوزان الیزابت فیلیپس با لینک…

ادامه مطلب

ابرها نگاه می کنند

دانلود رمان ابرها نگاه می کنند pdf از مهسا زهیری با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

آبادیس

دانلود رمان آبادیس pdf از نگار مقیمی با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود رمان اشکالی داره خجالتیم pdf از Parmis81 با لینک مستقیم

دانلود رمان اشکالی داره خجالتیم pdf از Parmis81 با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

هشت متری

داستان، با ورودِ خانواده‌ای جدید به محله آغاز می‌شود؛ خانواده‌ای که دنیایی…

ادامه مطلب

دانلود رمان خلوت نشین عشق pdf از لیلا عبدی با لینک مستقیم

دانلود رمان خلوت نشین عشق pdf از لیلا عبدی با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

دانلود رمان جسیکا دختر بند انگشتی pdf از بهار_رویا با لینک مستقیم

دانلود رمان جسیکا دختر بند انگشتی pdf از بهار و رویا با…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان (1)

ثبت نظر جدید

  • رزا

    داستان زیبایی داشت.وتا آخر خواننده رو با خودش همراه می کرد. از خواندنش لذت بردم.ممنون

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.