آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
خانه / اجتماعی / رسم ممنوعه
رسم ممنوعه
در حال انتشار

رمان رسم ممنوعه

نام رمان: رسم ممنوعه
ژانر: عاشقانه، اجتماعی، بزرگسال
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: زهرا
صفحات: 1444

خلاصه داستان:

تکین تهرانی ، بازیگر محبوب و از کشتی گیر های اسبق تیم ملی بود که خیلی ناگهانی از عرصه کشتی ، کناره گیری میکنه و وارد عرصه شهرت میشه .مردی که راز بزرگی توی سینه اش داره . پناه یزدان دختر شکست خورده ایه که رسم های غلط دست و پاش رو بسته و شکست بزرگی از زندگی زناشویی خورده .زندگی پناه وقتی دستخوش تغییر میشه که تکین استاد دانشگاه پناه میشه و اشتباهات زندگی پناه رو بهش آموزش میده و زنانگی های به خاک کشیده این دختر رو ...

IRT 50,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان رسم ممنوعه pdf از زهرا

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،بزرگسال

خلاصه رمان رسم ممنوعه

تکین تهرانی ، بازیگر محبوب و از کشتی گیر های اسبق تیم ملی بود که خیلی ناگهانی از عرصه کشتی کناره گیری میکنه و وارد عرصه شهرت میشه .مردی که راز بزرگی توی سینه اش داره . پناه یزدان دختر شکست خورده ایه که رسم های غلط دست و پاش رو بسته و شکست بزرگی از زندگی زناشویی خورده .

زندگی پناه وقتی دستخوش تغییر میشه که تکین استاد دانشگاه پناه میشه و اشتباهات زندگی پناه رو بهش آموزش میده و زنانگی های به خاک کشیده این دختر رو …

قسمتی از رمان

بغض کرده بودم. گوشه ای ایستاده و با چشم انتظاری به ابتدای کوچه نگاه می کردم.سرو صدایِ بچه هایی که دوان دوان سمت والدینشون می رفتن و با هیجان از اردو تعریف می کردن باعث می شد بیشتر احساس تنهایی کنم. چرا پیمان نمی اومد؟ خانوم معلم، با والدینِ نرگس صحبت می کرد و نرگس با لبخند،بین پدر و مادرش ایستاده بود و لبخند می زد. هوا داشت تاریک می شد، چرا هیچکس دنبال من نمی اومد؟چی می شد امروز شاداب مریض نمی شد و باهام به اردو می اومد؟!… من خیلی تنهام.چرا هیچکس نیومده دنبالم؟ بندِ کوله ام رو بین مشتم گرفتم و با چشم های لبریز از اشکی به بچه های دیگه نگاه می کردم و این و پا و اون پا می کردم که به خانوم معلم بگم به مامان بابام زنگ بزنه یا نه؟!

لبخندِ بقیه بچه ها باعث شد بغضم شدیدتر بشه و توی هفت سالگی، احساس پوچی بهم دست بده.پدر و مادر نرگس نمی خواستن برن و با خنده با معلم حرف می زدن و چرا هیچکس نمی فهمید یه دختر اینجا داره از تنهایی و ترس سکته می کنه؟ قطره اشک درشتی از چشمم چکید و درست زمانی که می خواستم تک و تنها حرکت کنم، صدایِ دلچسبی گفت: -قندِ عسل؟ ابتدا فکر کردم شاید دارم اشتباه می کنم، با حال خرابی سمت خیابون حرکت کردم و با خودم فکر کردم باید از کدوم ور برم…

 

قیمت50000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 567

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

به عشقت اسیرم آیلار

دانلود رمان به عشقت اسیرم آیلار pdf از آزاده امانی با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

روز های نیمه ابری

وصال دختری پرستار که پدر و مادرش از دست داده و به…

ادامه مطلب

صبح پشیمانی

شبست و قایقم بشکسته و دریاست توفانی ز هر موجی به گوشم…

ادامه مطلب

حس گمشده

دانلود رمان حس گمشده pdf از بنفشه با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود رمان اگر عشق فریاد کند pdf از بی ریا 63 با لینک مستقیم

دانلود رمان اگر عشق فریاد کند pdf از بی ریا 63 با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

دانلود رمان ویناسه pdf از امیدرضا پاکطینت با لینک مستقیم

دانلود رمان ویناسه pdf از امیدرضا پاکطینت با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

دانلود رمان آراز pdf از بهار ک با لینک مستقیم

دانلود رمان آراز pdf از بهار ک با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

چشمانت جایی متروک بود

یه دختر ایرانی میره خارج اونجا یک تیمارستان مخروبه یا متروکه هست،…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.