آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
سردرد
در حال انتشار

رمان سردرد

نام رمان: سردرد
ژانر: عاشقانه، هیجانی، اجتماعی
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: زهرا بیگدلی
صفحات: 1020

خلاصه داستان:

دانلود رمان سردرد pdf از زهرا بیگدلی  با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر  ژانر رمان: عاشقانه،هیجانی،اجتماعی خلاصه رمان سردرد مثل یه ارایش نظامی برای حمله اس..چیزی که زندگی سه تا دخترو ساخته و داره شکل میده.. دردایی که جدا از درد عشقه… دردای واقعی… دردناک… مثل شطرنج باید عمل کرد.. باید جنگید… باید مهره […]

لینک‌های دانلود کتاب

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان سردرد pdf از زهرا بیگدلی 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

 ژانر رمان: عاشقانه،هیجانی،اجتماعی

خلاصه رمان سردرد

مثل یه ارایش نظامی برای حمله اس..چیزی که زندگی سه تا دخترو ساخته و داره شکل میده.. دردایی که جدا از درد عشقه…

دردای واقعی… دردناک… مثل شطرنج باید عمل کرد.. باید جنگید… باید مهره هارو بیرون بندازی… تا ببری…

اما واسه بردن خیلی از مهره ها بیرون افتادند… ولی باید دردسرهارو به جون خرید… ریسک کرد… باید با دردسر زندگی کرد…

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان دلبر حاجی

دانلود رمان چند درجه بالاتر از غرور

 

بخشی از رمان

خسته و ناامید کلید را در قفل در انداختم و باز هم گیر کرد و اعصاب نداشته ام را به هم

ریخت. صد بار به دانیال گفته بودم که به جای ول گشتن لااقل یک کار مثبت انجام دهد و

یک کلیدساز بیاورد و درد این قفل را درمان کند باز هم پشت گوش می انداخت. با حرص

لگدی به در زدم. چشمش کور حالا بیاید و در را باز کند. صدایش از وسط حیاط به گوشم رسید:

– پروا شکر خوردم، فردا کلیدساز میارم. در بی گناهه نشکونش.

از لودگی اش خنده ام گرفت ولی از حرص دلم کم نشد.

– باز کن تا لگد بعدی تو صورتت نیومده.

صدایش نزدیک شد و فهمیدم دهانش را به شکاف در چسبانده.

– باز می کنم ولی جون خان جان قسم بخور عصبانی نیستی!

بیست و سه سال سن داشت و هنوز سر عقل نیامده بود.

– باز کن دانیال کم چرت بگو. دارم از خستگی می افتم.

فهمید که روی پا بند نیستم و لودگی را کنار گذاشت و در را باز کرد. نیشش باز بود و پر اخم

چشم غره رفتم.

– در رو چرا درست نکردی؟

پروا:

لبخندی شیطنت آمیز زد و فهمیدم خوشحال است و در موازات هم پنج پله ی آجری ورودی را  پایین رفتیم.

– کار پیدا کردم، امروز آزمایشی وایسادم. کارفرما خوشش اومد گفت استخدامم وگرنه

جون پروا یادم بود که قفل در خرابه!

داخل حیاط پا گذاشتیم، برایش خوشحال شدم.

– مبارک باشه. از ول معطلی دراومدی بالاخره، حالا چه کاری پیدا کردی؟

– تو یه کافی نت، حقوقش زیاد نیست ولی بهتر از هیچیه.

دلم برای چهار سال عمری که در دانشگاه هدر داده بود تا لیسانس آی تی اش را بگیرد سوخت.

-خوبه، موفق باشی، تو دنیایی که هیچ کس جای خودش نیست فعال بچسب به همین کار!

خودش هم می دانست مغز کامپیوتر است و در حقش داشت اجحاف می شد. چیزی نگفت و

سکوتش تلخ بود که ادامه دادم: خیلی خسته م فعلا

راهم را سمت راست حیاط کج کردم و راهش را سمت چپ حیاط در پیش گرفت و همان حین گفتم:

– شب بخیر.

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 2.5 / 5. تعداد رای : 16

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

خرمن ماه

ماوا حسینی پناه،روانشناس قَدَر و نازداری است که زنانگی و جذابیت با…

ادامه مطلب

آوای ستاره

دانلود رمان آوای ستاره pdf از زهرا زنده دلان با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

آموروفیلیا

دانلود رمان آموروفیلیا pdf از ساحل با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

خانم جذاب

همتا دختر ساده ای که با مردی به نام حسام که دارای…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

اجبار

دانلود رمان اجبار pdf از سارا بابایی با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

دانلود رمان اقیانوس خورشید pdf از هستی.ق با لینک مستقیم

دانلود رمان اقیانوس خورشید pdf از هستی.ق با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و…

ادامه مطلب

جناب رئیس

دانلود رمان جناب رئیس pdf از بهار حلوایی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

دانلود رمان فراموشت خواهم کرد pdf از لیلا مردانی با لینک مستقیم

دانلود رمان فراموشت خواهم کرد pdf از لیلا مردانی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.