آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان شامپاین pdf از مرجان جانی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    شامپاین
  • ژانر
    عاشقانه،جنایی
  • نویسنده
    مرجان جانی
  • صفحات
    279
خلاصه رمان
تنها چیزی که تو زندگیم میبینم پوچی محضه...  انگار از یه پرتگاه افتادم و تیکه ایی از لباسم  به شاخه ی خشک شده ی درختی گیر کرده...  نه میتونم خودمو نجات بدم ...  نه میتونم خلاص شم..  فقط خودم رو کشیدم کنار و به زندگیم نگاه میکنم...  زندگی ای که ارزش گریه واسه چیزایی که برات نیستن و نمیمونن رو نداره.

دانلود رمان شامپاین pdf از مرجان جانی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،جنایی

خلاصه رمان شامپاین

تنها چیزی که تو زندگیم میبینم پوچی محضه…  انگار از یه پرتگاه افتادم و تیکه ایی از لباسم

به شاخه ی خشک شده ی درختی گیر کرده…  نه میتونم خودمو نجات بدم …  نه میتونم خلاص شم..

فقط خودم رو کشیدم کنار و به زندگیم نگاه میکنم…

زندگی ای که ارزش گریه واسه چیزایی که برات نیستن و نمیمونن رو نداره.

قسمتی از رمان

بلند شدم و رفتم کنار تختش از پارچ ابش براش اب ریختم و بردم سمتش و رومیز گذاشتم و کنارش وایسادم.

الماس رو انداخت داخل اب و گفت: کجایه لیوان قرار گرفته؟ متعجب به الماسی که رو اب شناور بود نگاه کردم و گفتم:

روی آبه. دستش رو مشت کرد و گفت: تقلبین. _ چیی؟!! مطمئنی؟ از رو صندلیش بلند شد و گفت:

اره ولی…. تو برو دیر وقته باید بخوابی. سرم رو تکون دادم و بعد از گفتن شب بخیر از

اتاقش اومدم بیرون از پله ها پایین رفتم و وارد اتاقم شدم. لباسام رو عوض کردم و رو تخت دراز کشیدم

به سقف اتاقم خیره شدم انقدر به تاریکی سقف اتاقم نگاه کردم تا کم کم چشام سنگین شد و خوابم برد.

با وحشت از خواب پریدم. دوبار همون خواب همیشگیی. یه مدته که یه خواب تکراری رو هر شب میبینم.

خواب یه زن که خودش رو تو همین اتاق حلق اویز کرده و من از لای در نگاش میکنم. زنی که میبینم برام اشناس

ولی من غیر از خودم و خدمتکارای این خونه هیچ زن دیگه ای رو اینجا ندیدم.

رفتم سمت پنجره و به بیرون خیره شدم. حیاط پر از ادمای مسلح بود که اطراف خونه پرسه میزدن.

همه ادمایی که برای بلایند کار میکنن خودشون خونه جدا دارن. فقط وقتی که بلایند کارشون داشته باشه میان.

من تنها کسیم که اینجا با اون زندگی میکنه. برگشتم سمت تختم و روش نشستم.

گوشیم رو برداشتم و به صفحش نگاه کردم ساعت ۴:۳۵نشون میداد.

دیگ خوابم نمیبرد رفتم سمت کمد و لباسم رو عوض کردم و جلو اینه نشستم.

موهام رو بالای سرم دم اسبی بستم و رفتم سمت کشو و چاقویی که بلایند برای تولدم خریده بود رو برداشتم

و گذاشتم تو جا مخفی استینم و گوشیم رو همراه ایرپادم گذاشتم تو جیبم.

از اتاق زدم بیرون و رفتم سمت اشپزخونه. همه خواب بودن. ساعت کاری خدمتکارا هم از ۷ بود.

در یخچال رو باز کردم و به محتوای داخلش یه نگاهی انداختم.

 

قیمت44000

 

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 445

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین