آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان صامت pdf از ب_اسدپور نسخه کامل بدون سانسور
مشخصات رمان
  • نام رمان
    صامت
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    ب-اسدپور
  • صفحات
    1667
خلاصه رمان
صـامت یعنی خاموش، یعنی هشت سال از همه ی زندگیت بگذری، روز بله برون خواهرت بفهمی تمام چیزی که به خاطرش از خودت گذشتی اشتباه بوده.گندم تمام دوران بلوغ تا ازدواجش رو صرف عشق یک طرفه ای به دکتر کیهان بلوکانی کرده، هشت سال بعد از ازدواجش با آوید ملکان می‌فهمه، کیهان بلوکانی هم تمام این سالها عاشقش بوده....

دانلود رمان صامت pdf از ب_اسدپور نسخه کامل بدون سانسور

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی

خلاصه رمان صامت

صـامت یعنی خاموش، یعنی هشت سال از همه ی زندگیت بگذری، روز بله برون خواهرت بفهمی تمام چیزی که به خاطرش از خودت گذشتی اشتباه بوده.گندم تمام دوران بلوغ تا ازدواجش رو صرف عشق یک طرفه ای به دکتر کیهان بلوکانی کرده، هشت سال بعد از ازدواجش با آوید ملکان می‌فهمه، کیهان بلوکانی هم تمام این سالها عاشقش بوده….

قسمتی از رمان

با گوشه ی چشم که نگاهش می کنم یک عیال هم با لبخند می چسباند به ته جمله اش، می خواهد اخلاقم را خوش کند واخلاقم خوش نمی شود، مگر می شود هر شب یک سرپرست بخش را روغنی تحویل بگیری و خوش اخلاق هم بمانی؟ خبرهایم هم تکراری شده اند، چه خبری باید باشد؟ یا می گویم مثل همیشه، یا می گویم” مامانت زنگ زد یا با مامانم صحبت کردم،” آخر نمی شد که در یک روز با هیچ کدامشان صحبت نکنم. با یادآوری تماس مامان زیر خورشت را خاموش می کنم و می گویم: فردا بله برون برکه استا. من از صبح می رم خونه ی مامان اینا، شام میشه بیایی اونجا؟

به پشتی صندلی تکیه میزند: مگه می شه بله برون آب باریکه نیام. لبخندی می زنم به آب باریکه گفتنش به برکه و بشقاب ها را می چینم روی میز و می پرسد: این پسره چطور پسریه؟ شانه ای بالا می اندازم و یک قاشق می گذارم سمت راست بشقاب، چنگالی سمت چپش و می گویم: -مامان گفت دکتره، گفتم باب دل برکه است، بقیه اشو نپرسیدم. می خندد: آره باب دلشه، از روز اول پاشو کرد تو کفش که من باید دکتر شم، دید پرستار شد، گفت یه دکتر تور کنم بهم بگن خانم دکتر. پارچ آب را چک می کم تا خیس نباشد و می گذارمش بین لیوان ها، یادم می آید که به برکه گفتم” رتبه ات خوبه،

پزشکی نشد که نشد، بیا ببرمت مشاوره، حیفه با این رتبه بری پرستاری،” گفت “نه پرستاری خوبه، یه دکتر پیدا می کنم میشم خانم دکتر.” به سمت قابلمه ی پلو می روم، انگشتم را با زبانم تر می کنم و به گوشه ی قابلمه ی پلو می زنم، صدا می دهد، در پلو را بر می دارم تا بخارش خالی شود و خورشت را داخل پیاله می ریزم و می گویم: -لباس هاتو اتو می کنم می ذارم روی تخت، یه دوش بگیر اونا رو بپوش بیا. -اینم چشم خانم روابط عمومی، دیگه؟ خورشت را میان میز می گذارم و می پرسم: شام بگم مامان چی درست کنه؟ -مامانت هرچی بپزه خوبه، فقط برکه رو از غذا دور نگه دار…

 

 

قیمت47000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 466

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • Zahra
    20 مهر 1401 | 21:08

    خوب بوود 💜💜

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین