آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
خانه / اجتماعی / عاشقم باش لطفا
عاشقم باش لطفا
در حال انتشار

رمان عاشقم باش لطفا

نام رمان: عاشقم باش لطفا
ژانر: عاشقانه، اجتماعی، درام
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: فاطمه زهرا شهابی
صفحات: 3808

خلاصه داستان:

-میدونی، من و تو همیشه از این نظر با هم فرق داشتیم، پناه. تو عشقو میشناختی. میدونستی دوست داشتن یعنی چی! پدر و مادرت ده سال بدون بچه بودن، پس توام دوست نداشتی اینو تجربه کنی. من حاال میفهمم. ولی به من حق بده. میدونم زود؛تصمیم گرفتم اما من واقعا آماده بچه دار شدن نبودم. اونم یه بچه از تو! همه فکر میکردن تو خواهر منی، خودت گفتی چیز بیشتری بهشون نگم. بعد میرفتم میگفتم چی؟! میگفتم خواهرم از منِ ..

IRT 47,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان عاشقم باش لطفا pdf از فاطمه زهرا شهابی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،درام

خلاصه رمان عاشقم باش لطفا

-میدونی، من و تو همیشه از این نظر با هم فرق داشتیم، پناه. تو عشقو میشناختی. میدونستی دوست داشتن یعنی چی!

پدر و مادرت ده سال بدون بچه بودن، پس توام دوست نداشتی اینو تجربه کنی. من حاال میفهمم.

ولی به من حق بده. میدونم زود؛تصمیم گرفتم اما من واقعا آماده بچه دار شدن نبودم.

اونم یه بچه از تو! همه فکر میکردن تو خواهر منی، خودت گفتی چیز بیشتری بهشون نگم. بعد میرفتم میگفتم چی؟!

میگفتم خواهرم از منِ ..

قسمتی از رمان

در ورودی را به آرامی گشودم. سرش را بالاگرفت و خیره نگاهم کرد… و من هنوز هم با دیدن آن چشمان سبز و

گیرایش، سرم را پایین میانداختم! هیچ گاه چشم هایم را به آن مرد ندوخته بودم… به خوبی میدانستم نباید وارد جزئیاتش

شوم. او حتی در یک نگاه هم آن زیبایی و جذابیت خیره کننده اش را به رخم میکشید!

زمزمه کردم:

_سلام.

لحن و صدایش با همیشه فرق داشت:

_سلام. می تونم بیام تو؟

آنقدر بلند قامت بود که برای نگاه کردن به چهره اش باید زحمت زیادی میکشیدم. به گمانم تعجب را درون چشمانم

خواند… ادامه داد:_باید باهات حرف بزنم.

از همان دیدار اولمان مرا همین طور راحت و خودمانی خطاب میکرد _بله، بفرمائین داخل.

در را بیشتر به رویش گشودم و خودم را کمی کنار کشیدم تاوارد سالن شود… شاید این سومین باری باشد که به این خانه

آمده است. هنگامی که بر روی مبل چرمی خانه نشست و کت تیره رنگش را مرتب کرد، زبان باز کردم:

_چی میل دارین واستون بیارم؟

بر عکس او، من همیشه احترامش را نگه میداشتم. هشت سالی از من بزرگتر بود… از کودکی آموخته بودم احترام به

بزرگتر واجب است!

با صدای کلفت و بمش پاسخ داد _چیزی نمیخورم. بیا بشین.

سرم را در پاسخ تکان دادم و من هم بر روی یکی از آن مبل ها نشستم…

از طرفی دل نگران مادرم بودم و از طرفی هم دلم میخواست حرف هایش را بشنوم. دستم را در هوا تکان دادم و گفتم:

_شروع کنین لطفا… گوش میکنم.

 

قیمت47000

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 332

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

وصله ی جان

تقابل دو مرد برای دو زن...بوکسوری دو رگه برای انتقام خون پدرش…

ادامه مطلب

دلدار بی دل

دانلود رمان دلدار بی دل pdf از فائزه سعیدی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

مهرو

مهرو دختری که با دیدن کیوان دل به او میسپاره و با…

ادامه مطلب

تماس مستانه

دانلود رمان تماس مستانه pdf از پنلوپه وارد با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

جنگل اسرار آمیز

دانلود رمان جنگل اسرار آمیز [ جلد اول] pdf از محیا م…

ادامه مطلب

دانلود رمان اشک خونین pdf از کیوان41 لینک مستقیم

دانلود رمان اشک خونین pdf از کیوان41 لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر…

ادامه مطلب

دانلود رمان فاجعه ی زیبا pdf از جیمی مک گوایر با لینک مستقیم

دانلود رمان فاجعه ی زیبا pdf از جیمی مک گوایر با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

رستن

دانلود رمان رستن pdf از محدثه رجبی (آنالیا) با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.