آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
خانه / رمان / عروس کوچولوی من
عروس کوچولوی من
در حال انتشار

رمان عروس کوچولوی من

نام رمان: عروس کوچولوی من
ژانر: عاشقانه
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: ناشناس
صفحات: 1318

خلاصه داستان:

دانلود رمان عروس کوچولوی من pdf از ناشناس با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال خلاصه رمان عروس کوچولوی من در مورد یه شیخ دو رگه ایرانی و عربه که از عموش یه دختر ۱۴ساله رو کادو میگیره و رعیت خودش میکنه اونو به عمارت خودش میبره اما یه روز که میرن […]

IRT 47,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان عروس کوچولوی من pdf از ناشناس

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال

خلاصه رمان عروس کوچولوی من

در مورد یه شیخ دو رگه ایرانی و عربه که از عموش یه دختر ۱۴ساله رو کادو میگیره و رعیت خودش میکنه اونو به عمارت خودش میبره

اما یه روز که میرن ایران اونجا میفهمه که دختره..

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان خون بس

دانلود رمان سر دلم را به سر دارت آویخته ام

دانلود رمان رولت روسی

قسمتی از رمان

توی اتاقم خودم رو زندونی کرده بودم، فقط آیشه میومد که بهم غذا می داد و بعد می رفت. حالم حسابی بد بود،

یه روز که توی اتاقم نشسته بودم یهو در اتاق باز شد. میر عماد اومد داخل و خشمگین نگاهم کرد، از نگاهش آتیش میبارید.

– بلند شو بریم.- کجا؟ -میبرمت یه جای دیگه نمی خوام اینجا بمونی.-چرا آخه، اتفاقی افتاده؟

-آره، اینجا اگه باشی امن نیست. به زور تو رو از من میگیرن، نمیخوام اینجا باشی! میبرمت خونه خودم و آدرستو به هیچ کس و هیچ جا نمیگم،

خودت تنها اونجا زندگی کن منم گاهی اوقات میام کنارت. نمی دونم چرا اما مهرت بدجور به دلم نشسته، اصلا دلم نمی خواد

که از دستت بدم. دروغ چرا، منم نمیخواستم از دستش بدم. به نظرم مهربون ترین شیخی بود که تا حالا دیده بودم،

لبخندی زدم و گفتم: منم همینطور، منم نمیتونم تحمل کنم از دستت بدم. -خیله خب، پس وسایلتو جمع میکنی.

هر کدوم از اهالی عمارت ازت چیزی پرسیدن میگی که داری میری. دیگه تو عمارت هم پیدات نمیشه،

میگی که شیخ منو پس فرستاده . -جدی؟ بگم تو منو پس فرستادی؟ – آره، به همه بگو که من تو رو پس فرستادم.

باشه ای گفتم که از اتاق رفت بیرون، برام هیچ کدوم از این عمارت مهم نبود برای همین فوری لباسام رو جمع کردم و از اتاق خارج شدم. مادرش با دیدنم و چمدون

توی دستم تعجب کرد. -کجا میری؟ -شیخ میخواد منو پس بفرسته..

 

قیمت47000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.3 / 5. تعداد رای : 128

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

به یاد تو بودم

داستان در باره ی دختری ۱۸ ساله به نام نیلوفره که بعد…

ادامه مطلب

گیل ناز

حاجی داستان ما دل در گرو دخترکی دارد که ۲۰ سال از…

ادامه مطلب

همخون

دانلود رمان همخون pdf از فرناز رمضان نیا با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

ساطور

دانلود رمان ساطور pdf از ندای اجبار با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود رمان بیدارم کن pdf از هستی آریان لینک مستقیم

دانلود رمان بیدارم کن pdf از هستی آریان لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر…

ادامه مطلب

دانلود رمان عروس گیسو بریده pdf از چیکسای با لینک مستقیم

دانلود رمان عروس گیسو بریده pdf از چیکسای با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دانلود رمان پرنده های قفسی pdf با لینک مستقیم

دانلود رمان پرنده های قفسی pdf از سپیده فرهادی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

دانلود رمان آروم جونم pdf از helia_hk با لینک مستقیم

دانلود رمان آروم جونم pdf از helia_hk با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.