آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
خانه / عاشقانه / قصه عشق ترگل
قصه عشق ترگل
در حال انتشار

رمان قصه عشق ترگل

نام رمان: قصه عشق ترگل
ژانر: عاشقانه
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: فرشته تات شهدوست
صفحات: 130

خلاصه داستان:

داستان در مورد دختری شیطون وبازیگوش به اسم ترگل است که دل خوشی از پسر عمه تازه از خارج برگشته اش نداره و هزار تا بلا سرش میاره حالا بماند که ارمین هم تلافی می کرده ولی..

لینک‌های دانلود کتاب

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان قصه عشق ترگل pdf از فرشته تات شهدوست

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

    ژانر رمان:عاشقانه

خلاصه رمان قصه عشق ترگل

داستان در مورد دختری شیطون وبازیگوش به اسم ترگل است که دل خوشی از پسر عمه تازه از خارج برگشته اش نداره و هزار تا بلا سرش میاره حالا بماند که ارمین هم تلافی می کرده ولی..

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان عصیان و افسون

دانلود رمان منفی چهار

قسمتی از رمان

با همون اخم گفت:نخیر چیزیم نیست.زود بیا بیرون کارت دارم.

ودر حالی که از اتاق خارج می شد خیلی محکم گفت :تا 5 دقیقه دیگه بیرون باش

ودر را محکم بست.

-وااااامامان چش بود؟چرا همچین کرد؟باید زودتر برم ببینم چه خبره.بدو بدو ترگل تا از اخبار روز عقب نموندی.

موهاشو شونه زد وبا گیره پشته سرش بست زیادی بلند بود تا پایینه باسنش می رسید.چند بار خواسته بود کوتاهش

بکند ولی پدرش به شدت باهاش مخالفت کرده بود. ترگل دختری بود با قدی نسبتا بلندواندامی توپر متناسب و زیبا

چشمانی عسلی با رگه های سبز که خیلی جذابش کرده بود.گونه هایی برجسته وپوستی به سفیدیه برف ولی موهای

مشکی و براق که درست تضاد پوستش بودوگیراییه خاصی را به اومی داد02. ساله بود ولی مثل اکثر دختران فعلا

قصد ازدواج نداشت .یه خواهرکه5 سال از او بزرگتر بود به اسم نازگل داشت.که البته الان با پسری به اسم ارش

ازدواج کرده بود وتو ایتالیا زندگی می کرد.

با صدای داد مادرش از خیالاتش بیرون اومد وبه سمت در اتاق رفت. کنجکاو بود زودتر بداند مادرش چه حرفی با او

دارد که اینگونه باعث شده او مانند روز های دیگر ارام نباشد.رفت تو هال کنار مادرش روی مبل نشست و

دست به سینه چشم به دهان او دوخت وگفت:مامی جونم بنده سراپا گوشم امری اوامری چیزی اگه دارید بفرمایید.

-دختر خودتو لوس نکن.مگه نگفتم خانومانه حرف بزن؟!

-واا مامان من که دارم خانومانه حرف می زنم .شما چرا الکی گیره سه پیچ می دید به ادم؟

مادرش لبخندی زد وگفت:اهان اونوقت الان خانومانه حرف زدی دیگه.نه..

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 907

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

دانلود رمان دختر حاج آقا pdf از سارا تیموری با لینک مستقیم

دانلود رمان دختر حاج آقا pdf از سارا تیموری با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

روناک

دشت های حاصل خیز دینور و زمین های پر برکت دامنه های…

ادامه مطلب

صبح که بیاید

دانلود رمان صبح که بیاید pdf از کار مشترک گروه رزالیا با…

ادامه مطلب

جنون زادگان

عاشق مردی شدم که برای ساخت درمانگاه به روستای ما اومد و…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود آهنگ تپش با کیفیت بالای 320 و لینک مستقیم

دانلود آهنگ تپش از مهستی با کیفیت بالای 320 و لینک مستقیم پخش…

ادامه مطلب

رسوایی

دانلود رمان رسوایی pdf از فریبا خسرویی با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دانلود رمان هستی من باش pdf از فاطمه.س لینک مستقیم

دانلود رمان هستی من باش pdf از فاطمه.س لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

دانلود رمان من او pdf از رضا امیرخانی با لینک مستقیم

دانلود رمان من او pdf از رضا امیرخانی با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.