
دانلود رمان لیالی pdf از هاله نژاد صاحبی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،هیجانی،بزرگسال
دختری که به درخواست بزرگترها و به نامِ مصلحت، به عقدِ پسرعموش،یاسر در میاد.
اما عمر این زندگی تنها یک سال بود. به لیالی خبر میدن که یاسر در سوریه به دست داعش شهید شده!
9ماه بعد از شهادت همسرش، به عقد ادریس در میاد! برادر شوهرش…
برای اولین بار دنیاش رنگ عشق میگیره… دلش بند دل شوهرِ مغرور و سردش میشه.
اما باز طوفان سر میرسه. خبر میاد که یاسر تا الان اسیر و خبر شهادتش دروغ بوده.
یاسر داره به ایران میاد. و این یعنی… لیالی از نظر شرعی، مجدد همسر یاسر محسوب میشه یعنی…
زن داداشِ ادریس!
قسمتی از رمان
_ جمع کن دکون دستگاتو حاجی! زنمو پیشکش خان داداشم کنم؟ رو پیشونیم نوشته خر؟
سه ماه پیش که سینه سپر کردی جلوم که وا مصیبتا بیوه تو خونهس، باس عقدش کنی که ناموس من بود!
حالا شد ناموس داداشم؟
حاج نعیم که دستهایش از شدت خشم میلرزید، تختِ سینهی ادریس کوبید و فریاد زد:
_ این دکون دستگاهی که میگی اسمش دینِ پسر! کلوم خداست!
زنِ تو بود تا وقتی که خیال میکردیم داداشت شهید شده! میفهمی ادریس؟ الان شوهرش زنده اس!
با خشم نعره زد:
_ شوهرش منم!
سپس شناسنامه لیالی را از جیب شلوارش بیرون آورد و با عصبانیت صفحه دوماش را باز کرد و بلند خواند:
_ نام همسر ادریس عیاران! ادریس! من!
شوهرش منم نه یاسر!
شناسنامهاش را روی مبل پرت کرد و با نعره ادامه داد:
_غیر اینه حاجی؟ مگه کلام خداتون بین ما خونده نشده؟ دین با وزش باد تغییر رویه میده؟
لیالی زن منه حاج نعیم! زن منه پدر من!
حالا جرعت نمیکنی به شازده پسرت بگی که زنش، سه ماهه زن من شده دین و زیر سوال نبر!
قیمت48000









