در حال انتشار رمان معانقه
خلاصه داستان:
شیرین دختری که واسه نجات زندگیش مجبور میشه دست به کارهایی بزنه که از نظر همه اشتباهه. اون با آزاد کردن یه زندانی از زندان و شریک شدن باهاش زندگیش رو از این رو به اون رو میکنه. پسر خشن و غیرتی که با تمام مردای پولدار اطرافش فرق داره. اون یه مرد پایین شهریه که حتی بلد نیست مثل اطرافیانش حرف بزنه. حالا شیرین میخواد این مرد رو به همه نشون بده، اونو همراه خودش معرفی کنه و همین باعث میشه از رازهایی پرده برداری بشه که همه رو شوکه میکنه.
معرفی و بررسی کامل رمان
دانلود رمان معانقه pdf از مهری هاشمی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
خلاصه رمان معانقه
شیرین دختری که واسه نجات زندگیش مجبور میشه دست به کارهایی بزنه که از نظر همه اشتباهه.
اون با آزاد کردن یه زندانی از زندان و شریک شدن باهاش زندگیش رو از این رو به اون رو میکنه.
پسر خشن و غیرتی که با تمام مردای پولدار اطرافش فرق داره. اون یه مرد پایین شهریه
که حتی بلد نیست مثل اطرافیانش حرف بزنه. حالا شیرین میخواد این مرد رو به همه نشون بده
اونو همراه خودش معرفی کنه و همین باعث میشه از رازهایی پرده برداری بشه که همه رو شوکه میکنه.
قسمتی از رمان
باورم نمیشد تو این هوا، تو این ساعت از روز اینجا، تو همچین محیطی منتظر آدمی بودم
که حتی نمیدونستم چه شکلیه و قراره با چی مواجه بشم.
تنها چیزی که میتونستم تصور کنم یه مرد با موهای تراشیده و کلی جای زخم روی صورتش بود.
یه چهرهی کریه که احتمالاً بعد دیدنش فشارم میفتاد و باید با آب قند خودم رو سر پا میکردم.
هنوز به درست یا غلط بودن کاری که داشتم میکردم شک داشتم ولی دلیل این تصمیم
اینقدر محکم و مهم بود که حاضر بودم بدترین ریسکهارو تجربه کنم و در آخر برسم به چیزی که میخواستم.
نگاه از محوطهی خاکی پیش رو و اون تابلوی بزرگ زندان گرفتم، مچ دستم رو روی
فرمون کمی سمت خودم چرخوندم و نگاهی به ساعت انداختم، کمی زود اومده بودم
و یه ساعتی میشد که اینجا به انتظار نشسته بودم ولی دیگه باید پیداش میشد.
قطعاً بعد تموم شدن این کار مسعود رو حسابی تنبیه میکردم که جای اینکه
خودش بیاد من رو فرستاده بود و حالا انتظار داشت عصبیم میکرد.
نیم نگاهی به تعداد کم آدمایی که اون اطراف پرسه میزدن انداختم
تو این ذل آفتاب یا بیکار بودن یا مثل من انتظار کسی رو میکشیدن.
صدای ملودیه گوشیم که تو فضای ماشین پخش شد، نگاهم رو از اون
در بزرگ سبز رنگ گرفتم و گوشی رو از روی صندلی کناری برداشتم.
با دیدن اسم الناز چشمهام رو توی کاسه چرخوندم و با بیحالی جواب دادم:
– ها؟
– ها و کوفت، پسره اومد؟
قیمت48000
رمانهای مرتبط و پیشنهادی
دیگر رمانهای این نویسنده
دانلود رمان همخونه دیوونه pdf از مهتاب با لینک مستقیم
دانلود رمان همخونه دیوونه pdf از مهتاب با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و…
ادامه مطلبدانلود رمان شیطنت های دخترانه pdf از سین.الف با لینک مستقیم
دانلود رمان شیطنت های دخترانه pdf از سین.الف با لینک مستقیم برای اندروید…
ادامه مطلبدانلود رمان دلمو برگردون pdf از banoo pardis با لینک مستقیم
دانلود رمان دلمو برگردون pdf از banoo pardis با لینک مستقیم برای اندروید…
ادامه مطلبدانلود رمان اینجا زنی عاشقانه میبارد (جلد دوم) pdf از فاطمه حیدری لینک مستقیم
دانلود رمان اینجا زنی عاشقانه میبارد (جلد دوم) pdf از فاطمه حیدری…
ادامه مطلب
نظرات خوانندگان (2)
ثبت نظر جدید
خیلی قشنگ بود مخصوصا جاهای طنزش😂
خیلی خیلی زیبا بود مثل همه ی رمان های خانوم هاشمی حتما پیشنهاد میشه