آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
خانه / عاشقانه / مفتون نگاهت
مفتون نگاهت
در حال انتشار

رمان مفتون نگاهت

نام رمان: مفتون نگاهت
ژانر: عاشقانه
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: زهرا همتی
صفحات: 1369

خلاصه داستان:

دانلود رمان مفتون نگاهت pdf از زهرا همتی با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر ژانر رمان: عاشقانه خلاصه رمان مفتون نگاهت من هورام. با وجود اینکه خواهر کوچکترم ازدواج کرده بود و از اطرافیان سرکوفت میخوردم دورا دور عاشق مردی به نام عماد شدم که از آتیش عشقی که توی قلبم بوجود اورده بود بیخبر […]

IRT 46,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان مفتون نگاهت pdf از زهرا همتی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان مفتون نگاهت

من هورام. با وجود اینکه خواهر کوچکترم ازدواج کرده بود و از اطرافیان سرکوفت میخوردم دورا دور عاشق مردی به نام عماد شدم

که از آتیش عشقی که توی قلبم بوجود اورده بود بیخبر بود بعد از اینکه به سختی آخرین خواستگارم دست به سر کردم،

روزی با خبر اینکه عماد پا پیش گذاشته قلبم از شوق لرزید… غیر منتطره بود…همه چی خوب پیش می‌رفت،

نشون کرده اش بودم تا اینکه متوجه شدم اتفاق های وحشتناکی داره میوفته…

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان در بند عشق

دانلود رمان زالو

بخشی از رمان

با خیال راحت ، به سمت آشپزخونه رفتم و ظرف ِ آش  و روی میز گذاشتم …

و سراغ قرص های خاله که خوب جاش و می دونستم  رفتم …

سرم داخل کشو خم بود، که با صدای مردانه ای هینی کردم و به عقب پریدم …

_مامان ملیح گفت شما، کی وقت کردید اش  بپزید؟

عطر سیرش دلم و برده …

خدای من ،عماد همانطور که حوله روی سرش بود و داشت موهاش و خشک میکرد وارد آشپزخونه شد …

نمی تونستم چشم ازش بردارم برای اولین بار داشتم براندازش میکردم …!!

تا حالا با لباس خونه ندیده بودمش ….

لحظه ای نگاه ام سمت عضلات سینه اش که از زیر اون تیشرت سفیدش رخ نشون می داد کشیده شد و شرمزده نگاه دزدیدم …

باز هم مثل همیشه بی گدار به آب زده بودم …

به قول مامان حق داشت، که همیشه می گفت ..

_هورا تو چندتا بچه هم بیاری بزرگ نمیشی ..!!

صورتش که از زیر حوله  نمایان شد ،با چشمهای گشاد لحظه ای بهم خیره شد و من دست پاچه شدم و

همانطور که لب به دندان می گزیدم زیر لب سلام کردم و همانطور که.

بسته ی قرص ها رو  به سمتش می گرفتم با خجالت  گفتم ..

_ببخشید، خاله ملیح خواست قرص هاش و براش ببرم .

حوله رو که حالا روی گردنش بود به غضب کشید و جواب سلامم و با تکان سر داد و گفت .

_موردی نداره شما راحت باشید ..!

بی اراده اسمش و صدا زدم و کاسه ی اش و به سمتش کشیدم و گفتم .

_اقا عماد بفرمایید اش پشت پاهه داداش محمودم

 

 

 

 

قیمت46000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.9 / 5. تعداد رای : 242

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

شوکران هوس

سرشار از هیجان .. وماجرا عشقی متفاوت.اجبار، عشق ،خواهش به سبکی عاشقانه…

ادامه مطلب

ارباب تعصبی من

رمانی که بازم دختر قصمون مجبور میشه تن به ازدواج بده که…

ادامه مطلب

در پناه سایه

سایه دندان پزشک جوانیست که بعد از انتشار فیلمی از او در…

ادامه مطلب

اغبر

دانلود رمان اغنا pdf زاهده بیاتی با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود رمان خواب محال pdf از سلطان پریوش با لینک مستقیم

دانلود رمان خواب محال pdf از سلطان پریوش با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

جوانه عشق

دانلود رمان جوانه عشق pdf با لینک مستقیم  برای اندروید ،آیفون و تبلت …

ادامه مطلب

دانلود رمان نفرین قرمز pdf از roro nei30 با لینک مستقیم

دانلود رمان نفرین قرمز pdf از roro nei30 با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و…

ادامه مطلب

دانلود رمان عشقت برای من pdf از فیروزه شیرازی با لینک مستقیم

دانلود رمان عشقت برای من pdf از فیروزه شیرازی با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان (1)

ثبت نظر جدید

  • ناشناس

    خیلی قشنگ بود

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.