در حال انتشار رمان نیکوتین
خلاصه داستان:
سَرو، از یک رابطهی عاشقانه و رمانتیک، دست میکشه و کمی بعدتر، مشخص میشه علت این کارش، تمایلاتی بوده که تو این رابطه بهشون جواب داده نمیشده و تو همین دوران، با چند نفر از دوستان صمیمیش، به یک سفر چند روزه میره؛ سفری که زندگیش رو دستخوش تغییر میکنه! سرو تو این سفر، با وریا بردارشوهر صمیمیترین دوستش آشنا میشه؛ برادرشوهری که یک برچسب خیلی بزرگ، به اسم "تجاوز" بهش خورده. بعد از این سفر، اتفاقاتی میافته که زندگی سرو و وریا، باهم گره میخوره و جریاناتی پیش میآد، که حقایقی رو میشه و...
معرفی و بررسی کامل رمان
دانلود رمان نیکوتین pdf از شقایق لامعی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،روانشناسی
خلاصه رمان نیکوتین
سَرو، از یک رابطهی عاشقانه و رمانتیک، دست میکشه و کمی بعدتر، مشخص میشه علت این کارش
تمایلاتی بوده که تو این رابطه بهشون جواب داده نمیشده و تو همین دوران، با چند نفر از دوستان صمیمیش
به یک سفر چند روزه میره؛ سفری که زندگیش رو دستخوش تغییر میکنه!
سرو تو این سفر، با وریا بردارشوهر صمیمیترین دوستش آشنا میشه
برادرشوهری که یک برچسب خیلی بزرگ، به اسم “تجاوز” بهش خورده.
بعد از این سفر، اتفاقاتی میافته که زندگی سرو و وریا، باهم گره میخوره و
جریاناتی پیش میآد، که حقایقی رو میشه و…
قسمتی از رمان
به جنگل که رسیدیم ساعت دوازده ظهر بود! ترجیح داده بودم در مسیر با فرشاد همراه باشم.
با ماهگل که سرسنگین بودم و حوصلهی شوخی های آرش را هم نداشتم و
خودم داوطلبانه به فرشاد گفته بودم که همراهش میایم! از وریا خبری نبود. دیگر ندیده بودمش. بعد از بحث با ماهگل.
نشسته بودم در هال تا همه بیدار شوند و از اتاق هایشان بیرون بیایند اما از اتاقی که
متعلق به فرشاد و وریا بود، فقط فرشاد بیرون آمده و اتفاقاً خودش هم سراغ وریا را گرفته بود.
-فکر کنم اینجا میزنن کنار. از افکارم جدا شدم و نگاهم را به نیم رخ فرشاد و بعد به ماشین آرش و رضا که جلوتر از
ما بودند دادم. فرشاد ماشین را پشت سر دو ماشین دیگر متوقف کرد و دست من رفت
به سمت دستگیره پیاده شدم و هوای بینظیر جنگل و تصویر بی نظیر ترش، به قدری درگیرم کرد
که تمام افکار آزاردهنده را کنار گذاشتم و فقط لذت بردم بچه ها داشتند وسایل ها را از ماشین بیرون میبردند.
ماهگل و سالی ایستاده بودند آن طرف گودالی که مابین جاده و جنگل بود و وسایل را از رضا و آرش میگرفتند؟
-بیا ردت کنم بری اون طرف. نگاهم را به فضای فرورفته ای که کنار جاده بود دادم و
بعدش به فرشادی نگاه کردم که قبل از آن که به فکر چاره بیافتم پیشنهاد کمکش را داشتم. به سمتش رفتم
قیمت47000
رمانهای مرتبط و پیشنهادی
دانلود رمان فصل انتظار pdf از تبلور لینک مستقیم
دانلود رمان فصل انتظار pdf از تبلور لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر…
ادامه مطلبدیگر رمانهای این نویسنده
دانلود رمان نفس من pdf از ریحانه علی کرم با لینک مستقیم
دانلود رمان نفس من pdf از ریحانه علی کرم با لینک مستقیم برای…
ادامه مطلبدانلود رمان بال های سیاه pdf از راپونزل لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
دانلود رمان بال های سیاه pdf از راپونزل لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر…
ادامه مطلبدانلود رمان نیلوفر رویایی pdf از nojan با لینک مستقیم
دانلود رمان نیلوفر رویایی pdf از nojan با لینک مستقیم برای اندروید و…
ادامه مطلب
نظرات خوانندگان
ثبت نظر جدید