آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
کاژه
در حال انتشار

رمان کاژه

نام رمان: کاژه
ژانر: عاشقانه، اجتماعی، درام، خانوادگی، بزرگسال
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: سارا_ص
صفحات: 1240

خلاصه داستان:

سایه یه دختر ۲۰ساله آروم و بسیار درونگرا هست کسی که تااین سن هیچ دوست جنس مخالفی نداشته...

خیلی اتفاقی تو تلگرام با مردی به اسم آراز اشنا میشه و برای مقابله بااین استرس بصورت مجازی باهاش وارد

رابطه میشه..سایه بهش اعتماد میکنه وحرفاشون از مساعل عادی به گفتن فانتزی هاش میرسه اما این رابطه

مجازی باقی نمیمونه و سایه خودشو وسط یه رابطه ی مخفی میبینه..........

IRT 45,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان کاژه pdf از سارا_ص

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،درام،خانوادگی،بزرگسال

خلاصه رمان کاژه

سایه یه دختر ۲۰ساله آروم و بسیار درونگرا هست کسی که تااین سن هیچ دوست جنس مخالفی نداشته…

خیلی اتفاقی تو تلگرام با مردی به اسم آراز اشنا میشه و برای مقابله بااین استرس بصورت مجازی باهاش وارد رابطه میشه..

سایه بهش اعتماد میکنه وحرفاشون از مساعل عادی به گفتن فانتزی هاش میرسه اما این رابطه مجازی باقی نمیمونه و

سایه خودشو وسط یه رابطه ی مخفی میبینه……….

قسمتی از رمان

قلبم باسرعت نور می‌کوبید از ترس و استرس… دستامم یخ کرده بود واقعا دلم می‌خواست زودتر برگردم خونه آراز سوار شدو گفت:

یادت نره گلتو با خودت ببری… سعی کردم لبخند بزنم و گفتم: حواسم هست مرسی… از پارک بیرون اومد و

حرکت کردیم آراز چیزی نمی‌گفت و منم که اصلا تمایلی به

صحبت کردن نداشتم فقط سعی کردم خودمو آروم کنم تا حالم جلوی آراز بد نشه. تو حس و حال خودم بودم

که دست آراز نشست روی دستم. از جا پریدم هینی گفتم و دستمو رو قلبم گذاشتم.

آراز جا خورد و گفت: ترسوندمت؟ لبمو گاز گرفتم و با خجالت گفتم نه تو فکر بودم برای همین ترسیدم …

آراز سر تکون داد و دوباره دستمو گرفت من مثل مجسمه نشسته بودم. هیچ حرف و حرکتی نداشتم

اروم دستشو روی دستم کشید و گفت: چقد سرده دستات… دلم می‌خواست دستمو از دستش بیارم بیرون ولی نمی‌تونستم.

اب دهنمو قورت دادم و گفتم: آره یکم سردمه‌. سریع بخاری ماشین رو

تنظیم کرد روم اما سردیه من با این چیزا گرم نمیشد من از درون سرد بودم. سرمو چرخوندم و خیره شدم

به خیابون و آدما شاید اینطوری استرسم کمتر میشد اما دوباره دستمو گرفت نامحسوس تو خودم جمع شدم

خیلی تحت فشار بودم انگشتاشو قفل انگشتام کرد و اینبار دستمو بلند کرد و بویید …

 

قیمت45000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.1 / 5. تعداد رای : 420

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

ارباب وحشی من

اردلان پسری ارباب با تمایلات متفاوت عاشق هانا ارباب روستای پایین میشه؛…

ادامه مطلب

سایه خورشید

سایه دختری به اجبار مجبور ازدواج با امیرعلی میشه،امیرعلی هم از سایه…

ادامه مطلب

از چشم او تا قلب ماه

آیماه، شیرین زبون و ورپریده یه دفعه وسطِ زندگیه ادیب جذاب، ولی…

ادامه مطلب

دانلود رمان یکشنبه ی غم انگیز pdf با لینک مستقیم

دانلود رمان یکشنبه ی غم انگیز pdf از havva7 با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

روزهای سپید و سیاه

دانلود رمان روزهای سپید و سیاه pdf از الی نجفی با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

دانلود رمان روژیتار pdf از تینا شکوری با لینک مستقیم

دانلود رمان روژیتار pdf از تینا شکوری با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر…

ادامه مطلب

حس گمشده

دانلود رمان حس گمشده pdf از بنفشه با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

طنین یک فریاد

طنین، دخترنابغه ای که بعد از مرگ مادرش مجبوره که با پدر…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.