در حال انتشار رمان 28 گرم
خلاصه داستان:
روایت زندگی مردی خودخواه و مغرور به اسم شاهرخ است.شاهرخ خسروانی که دل به دختری معصوم و زیبا به نام راحیل میبنده.دختری که عاشق چشماش میشه و با همهی وجود میخوادش، اما راحیل دست رد به سینهاش میزنه.با اتفاق ناگهانی که رخ میده و زندان افتادن راحیل، ورق به سمت شاهرخ برمیگرده واون رو از زندان بیرون میاره. ولی به شرطی که تو خونهاش محبوس بشه و…
معرفی و بررسی کامل رمان
دانلود رمان 28 گرم از هانیه وطن خواه pdf
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،معمایی،اجتماعی
خلاصه رمان 28 گرم
روایت زندگی مردی خودخواه و مغرور به اسم شاهرخ است.شاهرخ خسروانی که دل به دختری معصوم و زیبا به نام راحیل میبنده.دختری که عاشق چشماش میشه و با همه ی وجود میخوادش، اما راحیل دست رد به سینهاش میزنه. با اتفاق ناگهانی که رخ میده و زندان افتادن راحیل، ورق به سمت شاهرخ برمیگرده و اون رو از زندان بیرون میاره. ولی به شرطی که تو خونهاش محبوس بشه و…
قسمتی از رمان
نگاهم به کوله افتاده گیر کرد….قلبم نزد….نزد و بعد با سرعتی مافوق تصور زد.چه گفت؟ پول می داد؟ پس نمی خواست؟ حاجی نگران اسلام بود؟به جیران خانم سرکوفت می زد؟دوست دخرت فاب؟صیغه؟معادله چرا اینقدر مجهول داشت؟چرا حل نمی شد؟چرا نمی فهمیدم؟قدم عقب برداشت…. معده ام به تلاطم افتاد.حالم بد میشد.این چشم هایی که خیره ام بود ، حالم را بدتر می کرد.آستین لباسش را کشیدم.کشیدم…دنبال خود کشیدم.نمی دانستم راه به جایی می بردم یا نه.می خواستم برود.گورش را از خانه بکند و برود.جیغ و فریاد میان گلویم گیر کرده بود. – گمشو…گمشو بیرون…گمشو کثافت…گمشو آشغال…بیحیا…بی شعور…تنها زیر لب می توانستم تمام این دردها را بگویم.
صدایم بالا نمی رفت….بالا نمی رفت تا نفسم راه بگیرد.نفسم راه بگیرد و مرا از مرگی که کم کم داشت در تنم راه پیدا می کرد ، نجات دهد.
قیمت49000
رمانهای مرتبط و پیشنهادی
دیگر رمانهای این نویسنده
دانلود رمان سوارکار کثیف pdf از ماهرو
دانلود رمان سوارکار کثیف pdf از ماهرو با لینک مستقیم برای اندروید و…
ادامه مطلبدانلود رمان نفس من pdf از خالد صالحی با لینک مستقیم
دانلود رمان نفس من pdf از خالد صالحی با لینک مستقیم برای اندروید…
ادامه مطلبدانلود رمان حصار فاصله pdf با لینک مستقیم
دانلود رمان حصار فاصله pdf از بیرنگ با لینک مستقیم برای اندروید و…
ادامه مطلب
نظرات خوانندگان (2)
ثبت نظر جدید
رمان قشنگیه اما چرا انقدر راحیل تو سری خوربود واقعاگاهی عصبیم میکرد که ملیحه هر چی دلش میخواست میگفت وراحیل مثل بز فقط گوش
خیلی قشنگ بود پیشنهاد میشه