آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
خانه / پرطرفدار / آخرین سرو
آخرین سرو
در حال انتشار

رمان آخرین سرو

نام رمان: آخرین سرو
ژانر: عاشقانه
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: زینب ایلخانی
صفحات: 1656

خلاصه داستان:

دانلود رمان آخرین سرو pdf از زینب ایلخانی با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF موضوع رمان : عاشقانه،درام،هیجانی خلاصه رمان آخرین سرو سر فصل شروع هر دوره از زندگى ام همیشه با پاییز آغاز شده است… این قرارداد طبیعی بین من و پاییز همیشگى است، روزی که به دنیا آمده ام نیز […]

IRT 46,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان آخرین سرو pdf از زینب ایلخانی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان : عاشقانه،درام،هیجانی

خلاصه رمان آخرین سرو

سر فصل شروع هر دوره از زندگى ام همیشه با پاییز آغاز شده است…

این قرارداد طبیعی بین من و پاییز همیشگى است، روزی که به دنیا آمده ام نیز پاییز بود…

با پاییز عاشقی کردم، اصلا تمام اتفاقات و رویدادهاى مهم زندگی من نیز در پاییز رقم خورده است!

حتى شروع اولین فصل قصه زندگى ام در همین پاییز نگاشته شد…

سکانس فصل اول سناریوى من منظره ای از پاییز است، در هاله ای از غم

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان خون بس

دانلود رمان بیوه برادرم

قسمتی از رمان

تصویر زنی به یكباره در ذهن و ضمیر خواننده نشانده مى شود که طفل خردش را چنان در آغوش تنگ می فشارد تا بلکه ذره ای از سوز جانکاه یک

غروب پاییزی را از اصابت با طفلش دور کند؛ حال و هواى آن لحظه آنچنان او را بیتاب کرده که بی اختیار و به تلخی فقط

می گرید…

بغضهای کشنده ای که سرانجام بعد از گذشت دور زمانى بس دور ، به مرز انفجار رسیدند و پس از آن موجی از سرشک خونبار را به مسند قدرت

نشاندند…

آن قدر تلخ گریستم …

آن قدر دیوانه وار دستهای سرد و بى رمقم را بر روی سنگ سرد گورش ساییدم و با سر انگشتانم خطوطی را که نام او را روی سنگ سخت حک

کرده بود نوازش کردم که ندانستم چه شد این چنین نا خودآگاه دلم خواست فریاد بکشم !

تا سوز دل آتش زده ام را قدرى التیام بخشم…

گریه ام که به هق هق تبدیل شد ، طفل کوچکم قدری ترسید.

رمان آخرین سرو زینب ایلخانی

معصومانه پیکر نحیفش را در آغوشم مچاله کرد و لب هاى کوچك سرخش

را بغض آلود جمع کرد،سرش را بوسیدم و براى اینکه آرامش كنم ،دست كوچكش را در دست گرفته و روى سنگ سرد گذاشتم؛

کمی متعجب شد ، ولى به سرعت آرام گرفت،همانطور که دست هایش را

روی سنگ مى كشیدم و زیر لب با لفظ كودكانه آنچنان که گویی از زبان

بچه با پدر سخن میگفت زمزمه کردم :

– بابایی ! بابا جون ! پاشو ببین ما اومدیم ،

بابا دلمون برات تنگ شده ،

بلند شو ببین ماهدیس اومده،

فربدت اومده ، بابا قهر دیگه بسه ما اومدیم منت كشى، اومدیم باهات آشتى کنیم ، بابا ببین ما بخشیدیم ،

 

قیمت46000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.4 / 5. تعداد رای : 12

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

روبان مشکی

دانلود رمان روبان مشکی pdf از مهدیه رزازپور با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

طلایه دار

دانلود رمان طلایه دار pdf از دلیار با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

ملکه قصر من

دانلود رمان ملکه قصر من pdf از شیما فراهانی با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

نبات

دانلود رمان نبات pdf از بهاره_ن با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

خائن احساس من

 از ساجده سوزنچی pdf دانلود رمان خائن احساس من با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

دانلود رمان رابطه پنهانی فصل 1_2_3 pdf از کمال فرزادپور با لینک مستقیم

دانلود رمان رابطه پنهانی فصل 1_2_3 pdf از کمال فرزادپور با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

تازیانه

دانلود رمان تازیانه pdf از حنا با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

دانلود رمان قلب بخیه شده pdf از نسرین ایرانی با لینک مستقیم

دانلود رمان قلب بخیه شده pdf از نسرین ایرانی با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.