سرنوشت، کلمهای که میتوان از آن درس گرفت کلمهای که با وجود کلمه بودنش،
تمام زندگی تو را در برمیگیرد این سرنوشت است که تو میتوانی خوب و بد بودنش
را انتخاب کنی اما… میان همین دغدغهها میتوانی عاشق شوی میتوانی لحظهای،
فقط لحظهای کوتاه کنار عاشقت لبخند بزنی و در آغوشش از عطر تنش تنفس کنی و
همین لحظهی کوتاه را میان اشکهایت در غالب خاطره برای خود به عنوان شیرینی عشقت ثبت کنی
رمان پیشنهادی:دانلود رمان عروس شیطان مهدیه احمدی
قسمت اول رمان قانون عشق
شانهای بالا انداختم و با کف دست آرام به پیشانیام زدم و گفتم: مهتاب لعنت بهت که
ایندفعه گاف دادم! با صدای امین به بالا سرم نگاه کردم و سرم را خاراندم؛ پرسیدم: چی شد؟
با اخم نگاهم کرد و رفت سرم را تکان دادم و کیفم را بر روی دوش انداختم و گفتم: استاد؟
با اجازه من برم حالم خوش نیست طبق معمول لبخندی زد که دندان نیش فک بالایش را به
نمایش گذاشت و دستش را در جیب شلوار پارچهای نوک مدادی رنگش کرد و گفت:
نه همین چند لحظه قبل گفتم امتحان پاورپوینت رو الان میگیرم اما چون شما حواست نبود
آخرین نفری با دردی که در کتفم پیچید به سمت راستم نگاه کردم و با جملهی دختری
که….

نظرات خوانندگان
ثبت نظر جدید