آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
خانه / انتقامی / دانلود رمان کبک ها pdf از غزل_سادات_پ (#mahtabi_22) لینک مستقیم
دانلود رمان کبک ها pdf از غزل_سادات_پ (#mahtabi_22) لینک مستقیم
در حال انتشار

رمان دانلود رمان کبک ها pdf از غزل_سادات_پ (#mahtabi_22) لینک مستقیم

نام رمان: دانلود رمان کبک ها pdf از غزل_سادات_پ (#mahtabi_22) لینک مستقیم
ژانر: انتقامی
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: ادمین سایت

خلاصه داستان:

دانلود رمان کبک ها pdf از غزل_سادات_پ (#mahtabi_22) لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF   نویسنده این رمان غزل_سادات_پ (#mahtabi_22) میباشد موضوع رمان: عاشقانه/اجتماعی/غمگین خلاصه رمان کبک ها ایمان بعد از مدتها انتظار با خبر می شود ، گلرخ عشق سالهای نه چندان دور زندگی اش ، از همسرش جدا شده و به خانه […]

لینک‌های دانلود کتاب

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان کبک ها pdf از غزل_سادات_پ (#mahtabi_22) لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان غزل_سادات_پ (#mahtabi_22) میباشد

موضوع رمان: عاشقانه/اجتماعی/غمگین

خلاصه رمان کبک ها

ایمان بعد از مدتها انتظار با خبر می شود ، گلرخ عشق سالهای نه چندان دور زندگی اش ، از همسرش جدا شده و به

خانه ی پدری اش برگشته . گذشته ها برای ایمان زنده می شود و به یاد می آورد گلرخ چطور به او نارو زد و ازدواج کرد .

حال ایمان زخم خورده ی عشقی نافرجام ، به سراغ گلرخ می رود ..

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان بخیه

قسمت اول رمان کبک ها

با صدای ویبره ی موبایل، ھوشیار شدم. با چشمان بستھ دستم را روی تشک کشیدم تا موبایلم را پیدا کنم،

بدنم کوفتھ بود. موبایل را در دست گرفتم و پوشھ ی پیام را گشودم، یکی از چشمانم راباز کردم و بھ

صفحھ زل زدم، پیامی از ایرج بود:

بی اختیار پلک دیگرم ھم باز شد و نیم خیز شدم. یک بار دیگر پیام را خواندم. نھ خواب نبودم، ایرج￾تموم شد ایمان، جدا شد

نوشتھ بود جدا شده. با انگشت شصت و اشاره پلکھایم را مالش دادم. پس بالاخره جدا شده بود، بعد از

چند سال جدا شده بود؟ یک سال یا دو سال؟ اصلا آخرین بار کی او را دیده بودم؟ یادم آمد، چند ماه قبل

از ازدواجش، دیگر ندیدمش. اما نھ، یک بار ھم بعد از ازدواجش او را دیدم، بھ ھمراه شوھرش بود،

مرا ندید. تازه اگر ھم می دید مگر چھ کار می کرد؟ دیگر زن مردم بود و پوزخند زدم، “زن مردم”.

با شنیدن صدای خنده ی ریزی، سر بلند کردم و نگاھم بھ پریوش افتاد کھ مقابل میز توالت نشستھ بود و

آرایش می کرد. او را بھ کل فراموش کرده بودم، دیشب ھمین جا بود، خانھ ی من. روی ھمین تخت…

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 2.8 / 5. تعداد رای : 4

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

ماریتا

دانلود رمان ماریتا pdf از ساناز زینعلی با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

دانلود رمان خوشیختی های کوچک pdf از مژگان زارع با لینک مستقیم

دانلود رمان خوشبختی های کوچک pdf از مژگان زارع با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر…

ادامه مطلب

دانلود رمان بیتا pdf از مریم جعفری لینک مستقیم

دانلود رمان بیتا pdf از مریم جعفری لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر…

ادامه مطلب

دانلود رمان زاده تاریکی pdf از فری بانو با لینک مستقیم

دانلود رمان زاده تاریکی pdf از فری بانو با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود رمان از نگاهم بخوان pdf از لیلا.ر با لینک مستقیم

دانلود رمان از نگاهم بخوان pdf از لیلا.ر با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دانلود رمان شطرنج عشق pdf از فریده ولوی با لینک مستقیم

دانلود رمان شطرنج عشق pdf از فریده ولوی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

دانلود رمان یوغ اسارت pdf از مایا با لینک مستقیم

دانلود رمان یوغ اسارت pdf از مایا با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

خزان

دانلود رمان خزان pdf از فاطمه خانقلی با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.