آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان مستی برای آغوش تو pdf از نگار_ب
مشخصات رمان
  • نام رمان
    مستی برای آغوش تو
  • ژانر
    عاشقانه،ازدواج اجباری،همخونه ای
  • نویسنده
    نگار_ب
  • صفحات
    904
خلاصه رمان
در مورد یک پرستار به اسم مارال که مادر بدکاره‌ای داره و در حضور دو دختر مجرد و جوونش مردهایی زیادی رو وارد خونه‌ش می‌کنه و غافل از خطر در کمین دخترهاشه. اتفاقات عجیبی می‌افته و مسیر زندگی دخترها تغییر می‌کنه و مارال مجبور به انجام کارهای...

دانلود رمان مستی برای آغوش تو pdf از نگار_ب

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه،ازدواج اجباری،همخونه ای

خلاصه رمان مستی برای آغوش تو

در مورد یک پرستار به اسم مارال که مادر بدکاره‌ای داره و در حضور دو دختر مجرد و جوونش مردهایی زیادی رو وارد خونه‌ش می‌کنه و غافل از خطر در کمین دخترهاشه. اتفاقات عجیبی می‌افته و مسیر زندگی دخترها تغییر می‌کنه و مارال مجبور به انجام کارهای…

قسمتی از رمان

وارد کوچه شدم زن های کثیف و فوضول نگاهای تیزشون رو بهم دوختن نگاهایی که بی آبرویی خانوادم رو به رخ میکشید..با قدمهای محکم از کنارشون رد شدم و به سمت خونه رفتم. کلید رو از کیفم دراوردم و تو قفل در چرخوندم؛ هنوز سنگینی نگاههاشون حس میشد. از این کوچه، از این خونه، از فرنگیس متنفر بودم. خیلی دورتر از اینجا هیچ کدوم از اینها نبود و من مارال درخشان دیگه ای بودم.
وارد حیاط شدم و در رو محکم پشت سرم بستم. با دیدن یک جفت کفش مردونه ی مشکی و شیک روی پادری، پلک چشمم بالا پرید و بی اراده اخم کردم. چرا این یکی هنوز
نرفته بود؟
با عصبانیت وارد خونه شدم و قبل از اینکه پا به سالن بذارم، از پشت دیوار به صحنه منزجز کننده روبه روم نگاه کردم. داشتن جامهای شرابشون رو بهم دیگه میزدن و بعد از
خنده های بلندشون یک نفس سر کشیدن. فرنگیس با تاپ بنفش و سفید رنگش هر لحظه بیشتر دلبری میکرد و بلند قهقهه میزد. خودش رو تو بغل اون عوضی جا میکرد
و عشوه میریخت. دیدن این صحنه ها دیوونه کننده بود، دیدن مامانم کنار این و اون، عذاب بود؛ عذاب وحشتناک…
ناخنهام رو تو کف دستم محکم فشار دادم و به سمت اتاق پا تند کردم. چند تقه ی آروم به
در زدم که ثانیه ای بعد صدای ضعیفش به گوشم رسید.
-مارال، تویی؟
-آره، باز کن..

صدای چرخش کلید تو در مثل مته ای توی سرم زده میشد و به یادم میاورد که حتی تو خونه ی خودمون هم امنیت نداشتیم…در که باز شد تن نحیف و لاغر ماریا تو بغلم افتاد..خودش رو محکم بهم چسبوند و گفت:خوب شد اومدی..خوب شد اومدی..داشتم میمردم از ترس…با شنیدن حرفاش ترسیدم و از بغلم جداش کردم با چشمای منتظر و ترسیده نگاهش کردم روی صورتش ردای خشک شده اشک به چشم می اومد.چشم هاش کاسه خون شده بود…

 

قیمت62000

 

 

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 478

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین