در حال انتشار رمان مستی برای آغوش تو
خلاصه داستان:
در مورد یک پرستار به اسم مارال که مادر بدکارهای داره و در حضور دو دختر مجرد و جوونش مردهایی زیادی رو وارد خونهش میکنه و غافل از خطر در کمین دخترهاشه. اتفاقات عجیبی میافته و مسیر زندگی دخترها تغییر میکنه و مارال مجبور به انجام کارهای...
معرفی و بررسی کامل رمان
دانلود رمان مستی برای آغوش تو pdf از نگار_ب
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،ازدواج اجباری،همخونه ای
خلاصه رمان مستی برای آغوش تو
در مورد یک پرستار به اسم مارال که مادر بدکارهای داره و در حضور دو دختر مجرد و جوونش مردهایی زیادی رو وارد خونهش میکنه و غافل از خطر در کمین دخترهاشه. اتفاقات عجیبی میافته و مسیر زندگی دخترها تغییر میکنه و مارال مجبور به انجام کارهای…
قسمتی از رمان
وارد کوچه شدم زن های کثیف و فوضول نگاهای تیزشون رو بهم دوختن نگاهایی که بی آبرویی خانوادم رو به رخ میکشید..با قدمهای محکم از کنارشون رد شدم و به سمت خونه رفتم. کلید رو از کیفم دراوردم و تو قفل در چرخوندم؛ هنوز سنگینی نگاههاشون حس میشد. از این کوچه، از این خونه، از فرنگیس متنفر بودم. خیلی دورتر از اینجا هیچ کدوم از اینها نبود و من مارال درخشان دیگه ای بودم.
وارد حیاط شدم و در رو محکم پشت سرم بستم. با دیدن یک جفت کفش مردونه ی مشکی و شیک روی پادری، پلک چشمم بالا پرید و بی اراده اخم کردم. چرا این یکی هنوز
نرفته بود؟
با عصبانیت وارد خونه شدم و قبل از اینکه پا به سالن بذارم، از پشت دیوار به صحنه منزجز کننده روبه روم نگاه کردم. داشتن جامهای شرابشون رو بهم دیگه میزدن و بعد از
خنده های بلندشون یک نفس سر کشیدن. فرنگیس با تاپ بنفش و سفید رنگش هر لحظه بیشتر دلبری میکرد و بلند قهقهه میزد. خودش رو تو بغل اون عوضی جا میکرد
و عشوه میریخت. دیدن این صحنه ها دیوونه کننده بود، دیدن مامانم کنار این و اون، عذاب بود؛ عذاب وحشتناک…
ناخنهام رو تو کف دستم محکم فشار دادم و به سمت اتاق پا تند کردم. چند تقه ی آروم به
در زدم که ثانیه ای بعد صدای ضعیفش به گوشم رسید.
-مارال، تویی؟
-آره، باز کن..
صدای چرخش کلید تو در مثل مته ای توی سرم زده میشد و به یادم میاورد که حتی تو خونه ی خودمون هم امنیت نداشتیم…در که باز شد تن نحیف و لاغر ماریا تو بغلم افتاد..خودش رو محکم بهم چسبوند و گفت:خوب شد اومدی..خوب شد اومدی..داشتم میمردم از ترس…با شنیدن حرفاش ترسیدم و از بغلم جداش کردم با چشمای منتظر و ترسیده نگاهش کردم روی صورتش ردای خشک شده اشک به چشم می اومد.چشم هاش کاسه خون شده بود…
قیمت62000
رمانهای مرتبط و پیشنهادی
دیگر رمانهای این نویسنده
دانلود رمان به من تکیه کن pdf از پفک نمکی با لینک مستقیم
دانلود رمان به من تکیه کن pdf از پفک نمکی با لینک…
ادامه مطلبنجوای نمناک علفها
دانلود رمان نجوای نمناک علفها pdf از شکوفه شهبال با لینک مستقیم برای اندروید…
ادامه مطلبدانلود آهنگ گله دارم با کیفیت بالای 320 و لینک مستقیم
دانلود آهنگ گله دارم از مهستی با کیفیت بالای 320 و لینک مستقیم…
ادامه مطلب
نظرات خوانندگان
ثبت نظر جدید