آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
نانجیب
در حال انتشار

رمان نانجیب

نام رمان: نانجیب
ژانر: عاشقانه
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: پروانه قدیمی
صفحات: 1093

خلاصه داستان:

خزان که دختر باهوشیه تمام وقت و تلاشش رو برای کنکور میذاره... کم کم مورد آزارهای شوهرخواهرش قرار میگیره‌. با اینکه محکم جلوی رفتارها و حرفهای زشت او می ایسته اما شروین ول کن نیست.درست بعد از کنکور که شروین اونو تنها گیر میاره و فکرای شومی داره که با ورود ارباب و پدرش شروین به سزای عملش می رسه همین ماجرا باعث میشه ارباب خزان رو به تهران بیاره و در عمارت خودش جا بده... با ورود خزان به عمارت کم کم رازهایی از گذشته برملا میشه و پای پسر ارباب به اسم کارن در زندگی خزان باز میشه...

IRT 52,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان نانجیب pdf از پروانه قدیمی 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر   

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان نانجیب 

خزان که دختر باهوشیه تمام وقت و تلاشش رو برای کنکور میذاره… کم کم مورد آزارهای شوهرخواهرش قرار میگیره‌. با اینکه محکم جلوی رفتارها و حرفهای زشت او می ایسته اما شروین ول کن نیست.درست بعد از کنکور که شروین اونو تنها گیر میاره و فکرای شومی داره که با ورود ارباب و پدرش شروین به سزای عملش می رسه همین ماجرا باعث میشه ارباب خزان رو به تهران بیاره و در عمارت خودش جا بده… با ورود خزان به عمارت کم کم رازهایی از گذشته برملا میشه و پای پسر ارباب به اسم کارن در زندگی خزان باز میشه…

قسمتی از متن رمان

سه ماه تابستان با تمام گرماها و دلتنگی هایش رو به پایان بود … با امدن نتیجه ی کنکور روی ابرها راه می رفتم … رتبه ام در منطقه ی سه 210بود … ارباب بیشتر از خودم خوشحال بود و تشویقم می کرد … چه روز خوبی بود آنروز … کل دنیا به رویم لبخند می زدند و فکر می کردم روی قله ی قاف ایستاده ام … از ته دل خوشحال بودم و در حال پرواز بودم و پایم روی زمین بند نبود … برای تعیین رشته، ارباب یکی از دوستانش را دعوت کرد.

مردی مسن که استاد دانشگاه بود و تجربه ی زیادی داشت … به لطف ارباب با دقت تمام برایم لیست را پر کرد … به ترتیب دانشگاههای دولتی و خوب تهران را برایم زد … رشته ای که برایم مهم بود، عمران و معماری بود … بیشترین مانور را در زمینه ی همین دو رشته داد … بعد از تعیین رشته و راحت شدن فکرم در مورد انتخاب رشته ام از ارباب تقاضا کردم، سفری به شهر خود داشته باشم تا قبل از آغاز دانشگاه دیداری با مادر و پدرم داشته باشند

هر چه اصرار می کردم؛ پدرو مادرم به تهران نمی امدند … می دانستم، برایشان سخت بود، مهمان خانه ی ارباب باشند … وقتی ارباب بلیط اتوبوس را به دستم داد، از ذوق اشکم سرازیر شد … مانند سربازهایی شده بودم که مجبور به اطاعت از اوامر ارباب بودم و برای دیدار با خانواده مرخصی گرفته ام … این اطاعت کردنها برایم سخت نبود؛ دوری از خانواده بیشتر برایم سخت بود … ارباب را دوست داشتم و مانند عضوی از خانواده ام را پذیرفته بودم ولی حس اسیری را داشتم که …

 

قیمت52000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 666

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

طالع ماه

دانلود رمان طالع ماه pdf از mehrsa_m با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

تقاص عاشقی

نازنین عاشق دل خسته ی پسردایی خود یعنی بنیامین میشود اما فکر…

ادامه مطلب

حربه ی احساس

دانلود رمان حربه ی احساس pdf از کیمیا وارثی با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

دلبر حاجی

حاج‌ سلیمِ پهلوی مردی که برای حفظ آبروی خونوادگیش دختر یتیمی رو…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

وقتی خدا چشمانش را بوسید

من چکاد راستادم پسر یکی از کله گنده‌های تهران! وقتی پای اون…

ادامه مطلب

خودت را بخوان

همه‌چیز از اون شبی شروع شد که شاهان از طبقه ششم هتل…

ادامه مطلب

ژیوار

ژیوار مرد مستبد و مغرور که دلداده دختری میشه که تو رستوران…

ادامه مطلب

فردای پس از تنهایی

متین به دلیل سن کم و شرایط نامتعادل خانواده درک درستی از…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.