آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان نانجیب pdf از پروانه قدیمی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    نانجیب
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    پروانه قدیمی
  • صفحات
    1093
خلاصه رمان
خزان که دختر باهوشیه تمام وقت و تلاشش رو برای کنکور میذاره... کم کم مورد آزارهای شوهرخواهرش قرار میگیره‌. با اینکه محکم جلوی رفتارها و حرفهای زشت او می ایسته اما شروین ول کن نیست.درست بعد از کنکور که شروین اونو تنها گیر میاره و فکرای شومی داره که با ورود ارباب و پدرش شروین به سزای عملش می رسه همین ماجرا باعث میشه ارباب خزان رو به تهران بیاره و در عمارت خودش جا بده... با ورود خزان به عمارت کم کم رازهایی از گذشته برملا میشه و پای پسر ارباب به اسم کارن در زندگی خزان باز میشه...

دانلود رمان نانجیب pdf از پروانه قدیمی 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر   

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان نانجیب 

خزان که دختر باهوشیه تمام وقت و تلاشش رو برای کنکور میذاره… کم کم مورد آزارهای شوهرخواهرش قرار میگیره‌. با اینکه محکم جلوی رفتارها و حرفهای زشت او می ایسته اما شروین ول کن نیست.درست بعد از کنکور که شروین اونو تنها گیر میاره و فکرای شومی داره که با ورود ارباب و پدرش شروین به سزای عملش می رسه همین ماجرا باعث میشه ارباب خزان رو به تهران بیاره و در عمارت خودش جا بده… با ورود خزان به عمارت کم کم رازهایی از گذشته برملا میشه و پای پسر ارباب به اسم کارن در زندگی خزان باز میشه…

قسمتی از متن رمان

سه ماه تابستان با تمام گرماها و دلتنگی هایش رو به پایان بود … با امدن نتیجه ی کنکور روی ابرها راه می رفتم … رتبه ام در منطقه ی سه 210بود … ارباب بیشتر از خودم خوشحال بود و تشویقم می کرد … چه روز خوبی بود آنروز … کل دنیا به رویم لبخند می زدند و فکر می کردم روی قله ی قاف ایستاده ام … از ته دل خوشحال بودم و در حال پرواز بودم و پایم روی زمین بند نبود … برای تعیین رشته، ارباب یکی از دوستانش را دعوت کرد.

مردی مسن که استاد دانشگاه بود و تجربه ی زیادی داشت … به لطف ارباب با دقت تمام برایم لیست را پر کرد … به ترتیب دانشگاههای دولتی و خوب تهران را برایم زد … رشته ای که برایم مهم بود، عمران و معماری بود … بیشترین مانور را در زمینه ی همین دو رشته داد … بعد از تعیین رشته و راحت شدن فکرم در مورد انتخاب رشته ام از ارباب تقاضا کردم، سفری به شهر خود داشته باشم تا قبل از آغاز دانشگاه دیداری با مادر و پدرم داشته باشند

هر چه اصرار می کردم؛ پدرو مادرم به تهران نمی امدند … می دانستم، برایشان سخت بود، مهمان خانه ی ارباب باشند … وقتی ارباب بلیط اتوبوس را به دستم داد، از ذوق اشکم سرازیر شد … مانند سربازهایی شده بودم که مجبور به اطاعت از اوامر ارباب بودم و برای دیدار با خانواده مرخصی گرفته ام … این اطاعت کردنها برایم سخت نبود؛ دوری از خانواده بیشتر برایم سخت بود … ارباب را دوست داشتم و مانند عضوی از خانواده ام را پذیرفته بودم ولی حس اسیری را داشتم که …

 

قیمت52000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 666

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین