در حال انتشار رمان کنار نرگس های به جا مانده
خلاصه داستان:
یلدا پزشک26ساله ایست که بخاطر مشکل ناگهانی که برای خانوادهاش*پیش آمده ناخواسته مجبور به تغییر روش زندگی خودش میشود*در این بین به دور از چشم خانواده سعی دارد به نحوی مشکلات*را حل کند رویارویی او با مردی که در گذشته درگیری عاطفی با او داشته و...
معرفی و بررسی کامل رمان
دانلود رمان کنار نرگس های به جا مانده pdf از مائده فلاح
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی
خلاصه رمان کنار نرگس های به جا مانده
یلدا پزشک26ساله ایست که بخاطر مشکل ناگهانی که برای
خانوادهاش پیش آمده ناخواسته مجبور به تغییر روش زندگی
خودش میشود..
در این بین به دور از چشم خانواده سعی دارد به نحوی مشکلات
را حل کند رویارویی او با مردی که در گذشته درگیری عاطفی با
او داشته و…
قسمتی از متن رمان
دلخور نگاهش کردم. نمیفهمیدم چه لذتی میبرد از اینکه من
برایش بگویم..چه مشکلاتی این وسط وجود دارد. مشکلاتی که
بیشک از مو به موی آن باخبر بود. علاقه داشت که شاخهی
تکیدهی یک درخت را تکان دهد
-به خاطر اخلاق باباست باید یکی باشه که کمتر
باهاش مسئله داشته باشه الان حال و روزش طوری نیست که
جلو آمد و روبرویم ایستاد:
یلدا بابات توی موقعیتی نیست که برای بقیه شاخ و شونه بکشه
باید کوتاه بیاد. اگه هر کس بخواد به بابات کمک کنه خب با
خودش میگه مگه مرض دارم وقتی خواهرزادهش قبولش نداره
من خودم رو بندازم توی هچل. بابک و من خبر داریم اینا با هم
مشکل دارن.بقیه فقط ظاهر قضیه رو میبینن.
کمی نرم شده بود. دستش را روی در گذاشت تا مانع بیرون
رفتن من شود خودش را کمی به ستم متمایل کرد و گفت:
-یلدا من به جز تو به کس دیگهای برای ازدواج فکر نمیکنم.
واقعاً هم اگه تا الان با هر کی که مامانم دست روش گذاشته
مخالفت کردم
به خاطر توئه. فکر کردم بعد از اتمام درست فرصت بیشتری
داری و منم میتونم دوباره پیشنهادم رو باهات مطرح کنم.
نظرات خوانندگان
ثبت نظر جدید