آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان فارسی
خانه / عاشقانه / نازکترین حریر نوازش
نازکترین حریر نوازش
در حال انتشار

رمان نازکترین حریر نوازش

نام رمان: نازکترین حریر نوازش
ژانر: عاشقانه
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: ر.اکبری

خلاصه داستان:

دانلود رمان نازک ترین حریر نوازش pdf از ر.اکبری با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر ژانر رمان :عاشقانه خلاصه رمان نازک ترین حریر نوازش داستان دختری به نام سالومه است که بعد از فوت پدر و مادرش، به خواست پدرش پیش خانواده پدری بر می گرده. اما رفتار عمه ها و دختر عمه و […]

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان نازک ترین حریر نوازش pdf از ر.اکبری

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان :عاشقانه

خلاصه رمان نازک ترین حریر نوازش

داستان دختری به نام سالومه است که بعد از فوت پدر و مادرش، به خواست پدرش پیش خانواده پدری بر می گرده.

اما رفتار عمه ها و دختر عمه و پسر عمه هاش با اون خیلی بده. چون اون و مادرش رو مقصر از دست دادن برادرشون می دونن.

سالومه تو این خانواده که هیچ علاقه ای به اون ندارن زندگی میکنه و عاشق پسر عمه اش سالار میشه.

پسری که هیچ کس حق نداره رو حرفش حرف بزنه و ماجرای اصلی از اینجا آغاز میشه

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان بیگانه

دانلود رمان بی گناه

قسمتی از رمان

شوق رسیدن و دیدن نزدیکان قلبم را به رقص انداخته بود . با اینکه خسته و گرسنه بودم اما تند تند قدم برمیداشتم

هوای گرم و سوزان صورتم را ملتهب کرده بود اما من پر از هیجان بودم ، بعد از روزها تنهایی و غم حالا کسانی

بودند که هم خون من بودند و من جایی را داشتم ، قلبم شادمانه می طپید . سر بلند کردم و یار محمد را نگاه کردم ،

یار محمد تند و سر به زیر گام برمی داشت از وقتی که راه افتادیم ساکت و غم دار بنظر می امد . انگار متوجه نگاهم

شد که برگشت و نگاهم کرد

_ بجنب دختر شب شد !

در حالیکه نفس نفس می زدم خودم را به او رساندم :

_ پس کی می رسیم ؟

سرش راتکان داد و به مقابلش اشاره کرد و گفت :

_ رسیدیم

مقابل یک در بزرگ و سفید ایستاد ، کوچه ی پهن و خلوت و سر سبزی بود . لبخندی زدم و پرسیدم :

_ اینجاست ؟

قبل از اینکه پاسخی بدهد ساک مرا روی زمین گذاشت و بعد زنگ را فشرد . منتظر به در خیره شدم . اما کسی نیامد

و در بی صدا باز شد . داخل رفتیم ، حیاط بزرگ وتمیز بود . کف پوش و دیوار ها از مرمر سفید بود و چندین باغچه ی

گرد و بزرگ درست سمت چپ و راست حیاط قرار داشت . به یار محمد خیره شدم و گفتم :

_ قشنگه نه؟

حرفی نزد و به مقابلش خیره شد . خواستم حرفی بزنم که صدای یار محمد مرا به سکوت دعوت کرد

_ امدن !

نگاهم به مقابل خیره ماند . از سمت ساختمان سفید و بزرگ زنی بلند قامت و چهار شانه با قدم های سنگین به سمت

ما می امد. وقتی نزدیک تر رسید سلام کردم و بعد یار محمد سالم کرد .

 

 

لینک رمان به درخواست نویسنده رمان برداشته شد

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.3 / 5. تعداد رای : 20

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

لهیب

دانلود رمان لهیب pdf از سحر ورزمن نسخه کامل و اصلی با…

ادامه مطلب

فری آلبالو

دانلود رمان فری آلبالو pdf از محمدرضا عباس زاده با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

دوپامین

بهشت برای داشتن دوست صمیمی همسرش با بی آبرویی از زندگی طرد…

ادامه مطلب

ابله ها زنده میمیرند

از فاطمه زارعی pdf دانلود رمان ابله ها زنده میمیرند  با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود رمان ترانه ات میشوم pdf از میسیز فرنوش با لینک مستقیم

دانلود رمان ترانه ات میشوم pdf از میسیز فرنوش با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

دانلود رمان عاشقت میکنم pdf از م.هاشمی با لینک مستقیم

دانلود رمان عاشقت میکنم pdf از م.هاشمی با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

آراج

آراج شاهی... مرد پولدار و پر ابهتی که تنها آدم زندگیش برادر…

ادامه مطلب

دانلود آهنگ بگذر با کیفیت بالای 320 و لینک مستقیم

دانلود آهنگ بگذر از مهستی با کیفیت بالای 320 و لینک مستقیم پخش…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.