آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان فارسی
رسوب
در حال انتشار

رمان رسوب

نام رمان: رسوب
ژانر: عاشقانه
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: سرو روحی
صفحات: 613

خلاصه داستان:

دختری از جنس دختران ۲۱ ساله، در آروزهای ۲۱ سالگی! در عمق جوانی، پر از رویاهای تهی!دختری همرنگ من، تو و دیگران! در فراز زندگی و فرود روزمرگی، در چنگ خاموش عشق یا هوس؟شاید در عمق حسرت! اسیر در چاک دهان‌ها، بی فرهنگی ها. در لفافه کلمات، سفسطه ها، فلسفه ها علت ها معلول ها، رسم ها! در شکست پوچ خاطرات! در مرز فرو دست سنت ها طبقات هوای نا ابد حرف‌ها، قول‌ها در شمارش حضور و اولویت ها اول بودن ها دوم شدن ها…سراب نمی‌شود… تمام نمی‌شود … فقط رسوب می‌شود!

IRT 46,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان رسوب pdf از سرو روحی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،هیجانی

خلاصه رمان رسوب

دختری از جنس دختران ۲۱ ساله، در آروزهای ۲۱ سالگی! در عمق جوانی، پر از رویاهای تهی!

دختری همرنگ من، تو و دیگران! در فراز زندگی و فرود روزمرگی، در چنگ خاموش عشق یا هوس؟

شاید در عمق حسرت! اسیر در چاک دهان‌ها، بی فرهنگی ها. در لفافه کلمات، سفسطه ها، فلسفه ها

علت ها معلول ها، رسم ها! در شکست پوچ خاطرات! در مرز فرو دست سنت ها طبقات

هوای نا ابد حرف‌ها، قول‌ها در شمارش حضور و اولویت ها اول بودن ها دوم شدن ها…

سراب نمی‌شود… تمام نمی‌شود … فقط رسوب می‌شود!

قسمتی از رمان

در را با لگد بست و خودش را به داخل خانه پرت کرد.

از لابه لاي جعبه هاي بسته بندي شده ي وسایل خانه ، سعی کرد خودش را عبور دهد.

با دیدن هانا که به قیافه ي داغ کرده اش زل زده بود و خیلی خونسرد شیشه ي محتوي لاك را روي زانویش

گذاشته بود و با برسش روي ناخنش رنگ میکشید، انگشت اشاره اش را تهدید آمیز بالا برد و داد زد: حرف

زدي نزدي!

هانا با اخم رویش را از او گرفت و مشغول لاك زدن ناخن هایش شد.

مقنعه اش را با شدت از سرش کشید، تل و بامتلش با هم از موهایش کنده شدند. به اشپزخانه رفت در اثر

برخورد پنجه ي پایش به کارتون هاي محتوي ظرف که صداي جیغشان از ضربه بلند شده بود ، پوف کلافه اي

کشید. لحظه اي ایستاد تا افکارش را منظم کند

اما از این لحظه چیزي عایدش نشد جز اینکه سعی کند بی توجه به ضرب آهنگی باشد که در مغز سرش فریاد

میکرد : چرا خفه شدي؟ چرا جوابشو ندادي؟ چرا سکوت کردي…؟ !

شات آپی نثار خودش کرد وبطري اب را از یخچال بیرون کشید. مقنعه اش دور گردن خیس از عرقش نقش

شالگردن ،ایفا میکرد.

در بطري را روي پیشخوان اپن پرت کرد و یک نفس سرکشید . از دور و بر دهنش آب میچیکید.

با غرغربه کارخانه ي رژ لبی که اثرش دور دهنه ي بطري بود، بطري را بدون درپوش در یخچال گذاشت و از

اشپزخونه بیرون رفت.

خانه هم درست مثل ذهنش شلوغ و درهم ریخته بود!

 

قیمت46000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.3 / 5. تعداد رای : 559

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

نوازش بی پروا

دانلود رمان نوازش بی پروا pdf از فاطمه لطفی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

عقد اجباری

اجبار، اجبار و اجبار...چقدر از این کلمه ی پر از تحمیل و…

ادامه مطلب

بی پناهم پناهم بده

بااحساس گرمای یک دست چشامو بازکردم. خانم جان خوبی؟پاشواین آب قندوبخور.مستخدم دکتربودکه…

ادامه مطلب

شب دور از خورشید

دانلود رمان شب دور از خورشید pdf از نصیبه رمضانی با لینک…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود رمان ضربان قلب pdf با لینک مستقیم

دانلود رمان ضربان قلب pdf از نسترن.م با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

دانلود رمان دختر دریا pdf از fatemeh_noo با لینک مستقیم

دانلود رمان دختر دریا pdf از fatemeh_noo با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF…

ادامه مطلب

دانلود رمان ماجرای روناک pdf از بنفشه آذربانی با لینک مستقیم

دانلود رمان ماجرای روناک pdf از بنفشه آذربانی با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

دانلود رمان لوتاری خون آشام pdf از کرسی کول با لینک مستقیم

دانلود رمان لوتاری خون آشام pdf از کرسی کول با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان (1)

ثبت نظر جدید

  • ناشناس
    ناشناس

    چه رمان مسخره میزدی با عرق مواد می کشتیش بچه رو چه حوصله ای داشتی یه بچه پس بندازی اونم تو بی پولی نداری خدایی چه حوصله ای دار خواهرا نصیحت من درد سقط جنین درک می کنم ولی بچه رو از مردی داشته باشید که مسئول گند کاریش مونده اصلا عقدت کرده

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.