دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان عذاب تاوان pdf از رقیه_ج

دانلود رمان عذاب تاوان pdf از رقیه_ج

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان عذاب تاوان

به دنبال این نبود ک بفهمد آیا این عشق دوطرفه است یا نه.

فقط می‌توانست به نقل از گوته بگوید:

دوستت دارم، آیا به تو ربطی دارد؟

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان ماه در عقد ارباب

دانلود رمان عموزاده

قسمتی از رمان

یک هفته از دیدارش با ایمان گذشته بود و او قصدی برای رفتن به خانه نداشت…با آن‌که خطر را بیخ گوش خودش احساس می‌کرد

اما تصمیم گرفتن سخت بود…این بار باید با پای خود می‌رفت…گچ دست‌هایش باز شده بود و البته دکتر به او گفته بود که هزینه‌های بیمارستان از قبل پرداخت شده و

رها متاسف ، فقط سر پایین انداخت…هر جا را که نگاه می‌کرد اثری از او بود!از علی خبری نداشت و هر دفعه که زنگ می‌زد ،

همان جمله تکرار را می‌نشید و ایمان هم…ایمان تماسی با او نگرفته بود…رها با دلی چرکین همراه با از ترس ، امروز تصمیمش را گرفت…

در این چند روز فقط برای باز کردن گچ دست راستش بیرون رفته بود و با نان و پنیر سر کرده بود.

ساعت هجده عصر را نشان می‌داد…در پاییز نم نم باران و گرفتگی هوا و حالت عجیبش غریب بود ، مانند حال الان رها…به سمت کمد کوچک قهوای رنگ رفت…

دسته‌های طلایی‌اش هرکدام از یک طرف آویزان شده بودند و رها وقتی این خانه را گرفت ، به وسایلش هم نیاز داشت ،

پس بدون این‌که نگاه متعجب زن صاحب خانه را در نظر بگیرد ، وسایل را شست و تمیز کرد و بعد با وسواس چید…

در قلنامه دیده بود که متراژ خانه فقط چهل متر است ، آن هم با حیاط و رها فقط می‌توانست آن را راه نجاتش از ایمان و مهرداد و علی را این‌گونه انتخاب کند…

البته پول درستی و حسابی‌ای هم نداشت تا خانه‌ای در خور یک دختر بگیرد ؛ هرچند در گذشته به همین هم راضی بود…

در آن چند ماه اول، به شدت افسرده بود و فاطمه به هر دری زد تا آرامش کند و کرد…رها خودش را یک دختر قوی می‌دید که قرار بود کارها بکند…

کشو را باز کرد و خیره به رنگ موی سیاه کنارش ، جعبه را برداشت و بازش کرد…همراهش براش و اکسیدان ، کاسه را هم برداشت و

سمت آیینه در یک تصمیمی آنی ، موهایش را باز کرد و با حالی بد مواد را با هم ترکیب کرد…زمان که گذشت ، سرش را انبوهی از رنگ سیاهی فرا گرفته بود و

عجیب این رنگ به او می‌آمد…بوی تند اکسیدان آزارش می‌داد ، همراهش چند قطره اشک ریخت و حالش به حدی تحقیرآمیز بود

که نمی‌توانست خودش را آرام کند…اگر آن فیلم را پخش می‌کرد ، رها باز هم باید در چشمان ایمان نگاه می‌کرد و همه‌چیز را فراموش می‌کرد؟

یا اگر بلایی بدتر سر علی بیاورد رها چه کند؟همه‌چیز خار می‌شد در چشمانش و افسوس جای پشیمانی را نمی‌گرفت…

حمامی کرد و وقتی موهایش را شست و آبی که با رنگ می‌رفت را دید ، از اعماق قلبش آهی کشید…

ساعت بیست شب بود و رها با معده‌ای خالی ، تکه نانی خورده بود…وقتی موهایش را باز گذاشت تا خشک شوند ، بلندی موهایش نظر را جلب کرد…

 

 

قیمت45000

 

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.4 / 5. تعداد رای : 444

مشخصات رمان
  • نام رمان
    عذاب تاوان
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    رقیه_ج
  • صفحات
    1887
اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران

آخرین رمان ها
  • H12قشنگ بود...
  • ساراسلام قلم این نویسنده رو دوست دارم لطفا بقیه رمان هاشم هم بزارید...
  • میناخیلی قشنگ بود...
  • نرگسمن کتابای خانم حسینی رو خوندم و به نظرم روند پیشرفتشون تو داستان‌نویسی بسیار ملم...
  • نیلا گلیخیلی خوبهههه...
  • Nafas Arefiچرا نمیشه خوندش...
  • حدیثسلام من این رمان رو خوندم رمان قشنگی بود ممنون از نویسنده ش فقط اینکه این رمان ن...
  • نازنینبا اختلاف عالیهههههه...
  • نازنینعالیهههههههههههه خیلی دوسش دارم...
  • شادیعالی بود ، پیشنهاد میکنم حتما حتما بخونید. همه رمان های خانم عامل خوبن ، ولی غثی...
تبلیغات متنی
رمان های آنلاین
درباره سایت
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
توضیح کوتاه درباره سایت
آمار سایت
  • 7200 نوشته
  • 8 برگه
  • 5015 کامنت
  • 258 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.