آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان فارسی
خانه / عاشقانه / ماه خاکستری
ماه خاکستری
در حال انتشار

رمان ماه خاکستری

نام رمان: ماه خاکستری
ژانر: عاشقانه، مافیایی
نویسنده: زهرا خزائی
صفحات: 501

خلاصه داستان:

من الین... تک دختر پادشاه هرویین ایران، ملقب به افعی هستم.. هر جایی که میرم با لیموزین میرم!

دوتا سگ ژرمن سیاه همراهمه و چهارتا بادیگارد دو برابر هیکل خودم! دختر مغروری بودم که هیچ وقت به قیافه بادیگاردام دقت نمی کردم..

و اونا رو اصلا در حد خودم نمی دونستم... تا اینکه یک روز یکی از بادیگارد های بابا که خیلی خاص و عجیب بود وارد زندگیمون شد و.......

اسمش آرکا. بادیگارد شخصی من شد! در مهارت های رزمی، تیر اندازی، کار با چاقو و اسلحه و همین طور نبوغ بینظره.

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان ماه خاکستری از زهرا خزائی pdf

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،مافیایی

خلاصه رمان ماه خاکستری

من الین… تک دختر پادشاه هرویین ایران، ملقب به افعی هستم.. هر جایی که میرم با لیموزین میرم!

دوتا سگ ژرمن سیاه همراهمه و چهارتا بادیگارد دو برابر هیکل خودم! دختر مغروری بودم که هیچ وقت به قیافه بادیگاردام دقت نمی کردم

و اونا رو اصلا در حد خودم نمی دونستم… تا اینکه یک روز یکی از بادیگارد های بابا که خیلی خاص و عجیب بود وارد زندگیمون شد و…….

اسمش آرکا. بادیگارد شخصی من شد! در مهارت های رزمی، تیر اندازی، کار با چاقو و اسلحه و همین طور نبوغ بینظره.

برعکس تموم بادیگارد هایی که تا به امروز داشتم و شبیه غول مرحله آخر بازی های کامپیوتری بودن،

این مرد زیبا ترین سیما رو داره. چهرش شبیه به مدل هاس و دقیقا همین موضوع من رو متعجب کرد

که چرا همچین مرد جذاب و دانایی شده بادیگاردِ دختره یه مافیای کله گنده. این سوال همیشه

در سر من تکرار میشد تا اینکه از راز تاریکش مطلع شدم.

قسمتی از رمان

راننده در ليموزين رو برام باز کرد و با لحنی محترمانه گفت:

_خيلی خوش اومديد خانم!

سری براش تکون دادم و از ماشين پايين اومدم.

اولين چيزی که نظرم رو به خودش جلب کرد، سگ های ژرمن برادرم بود.

عينک دوديمو برداشتم و به طرف سگ ها رفتم.

همين که نزديک شون شدم، شروع کردن به پارس کردن!

اگه با زنجير بسته نشده بودن، قطعا من رو با اون دندون های تيزشون می دريدن.

بین اون سه سگ، دنبال نشونه ای گشتم تا بنتی رو پیدا کنم

 همون لحظه سر و کله ی خدمتکار پيدا شد.

کنارم با فاصله از سگ ها ايستاد.

مثل دو سال پيش، هنوز هم ترسو بود.

_خيلی خوش اومديد خانم…سفر خوب بود؟ اذيت که نشديد؟

جوابشو ندادم و پرسيدم:

_کدوم شون بنتی؟

_چی! بنتی؟

از گوشه ی چشم نگاهش کردم.

از اون نگاه های جدی و نافذم که مو رو به تن سيخ می کرد.

لرزش خفيفی به بدنش افتاد و گفت:

 

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.3 / 5. تعداد رای : 189

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

دانلود رمان محیار pdf از آیلین آریانمهر

دانلود رمان محیار pdf از آیلین آریانمهر با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

ماهک

داستان درباره ی دختری به اسم ماهکه که با نامادری و پدرش…

ادامه مطلب

گذر از غم

دانلود رمان گذر از غم pdf از آذر دالوند با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

میرآباد

دانلود رمان میرآباد pdf از نصیبه رمضانی با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

انهزام

اوان هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد ورودش به زندگی مردی مثل هیرش، آغاز سقوطِ…

ادامه مطلب

دانلود رمان شش قلب تپنده عاشق pdf از علی چقازردی با لینک مستقیم

دانلود رمان شش قلب تپنده عاشق pdf از علی چقازردی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

دانلود رمان تافته جدا بافته pdf از صبا لینک مستقیم

دانلود رمان تافته جدا بافته pdf از صبا لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.