آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
نورا
در حال انتشار

رمان نورا

نام رمان: نورا
ژانر: عاشقانه
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: هانیه محمدیاری
صفحات: 1843

خلاصه داستان:

سیاوش بزرگمهر مرد مورد اعتماد همه.مردی که  بچه های یتیم برادر مرحومش و زیر بال و پرش گرفته.

مردی که جوونی نکرده و از خیلی سالا پیش دل به چشمای نورا داده که براش دور و دست نیافتنیه.

حالا نورا هم عاشقش شده و وارد رابطه شدن.اما زندگی سیاوش رازهایی داره که دست و پاشو بستن...

نورایی که چشم پسر برادرش آراز و هم گرفته.

آرازی که اصلا مورد اعتماد نیست و می خواد هر طور شده نورا رو به دست بیاره.

IRT 47,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان نورا از هانیه محمدیاری pdf

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان نورا

سیاوش بزرگمهر مرد مورد اعتماد همه.مردی که  بچه های یتیم برادر مرحومش و زیر بال و پرش گرفته.

مردی که جوونی نکرده و از خیلی سالا پیش دل به چشمای نورا داده که براش دور و دست نیافتنیه.

حالا نورا هم عاشقش شده و وارد رابطه شدن.اما زندگی سیاوش رازهایی داره که دست و پاشو بستن…

نورایی که چشم پسر برادرش آراز و هم گرفته.

آرازی که اصلا مورد اعتماد نیست و می خواد هر طور شده نورا رو به دست بیاره.

قسمتی از رمان

گرمای تابستان تا مغز و استخوانشان نفوذ کرده بود.

در آن ساعت از روز و آن روز از مرداد ماه، اصلا زمان مناسبی حتی برای

خارج شدن از خانه هم نبود چه برسد به….

_ديوونه ای به خدا.اخه کدوم آدم عاقلی سر ظهر و تو اين گرما، از خونه در

مياد. تازه اونم واسه خرحمالی؟

سطل آب را بر زمين گذاشت و از داخل کيسه ای که در گوشه ای گذاشته

بود،دست کش و دستمال و بقيه ی وسايل نظافت را بيرون آورد.

_چيکار کنم؟ تا آخر هفته بايد اون مغازه رو تخليه کنم. نمی شه که با وسواسی

که مامان داره، اون همه جنس و بيارم خونه….

از اين مدل نظافت بدش می آمد و خودش هم نمی دانست بايد از کجا شروع کند.

طی را کمی خيس کرد و به سمت او گرفت.

_بياداداش گلم، به جا غر زدن دل بده به تميزکاری تا زودتر تموم بشه و ما راحت بشيم.

طی را با اخم از دست او کشيد و در حالی که به سمت در مغازه می رفت غر زد.

_اخه مرد و چه به تميزکاری؟

اخمی بر پيشانی اش نشست.

_اين افکار پوسيده ای که بابا تو مغزت کرده رو بيرون بريز و به تنها

خواهرت کمک کن…. يک ساعتی هر دو مشغول تميزکاری مغازه بودند.

مغازه ی سی متری ای که به قول بنگاهی محل و البته خودش، شانس آورد

که با آن قيمت و با آن موقعيت پيدا کرده بود.

 

قیمت47000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.4 / 5. تعداد رای : 162

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

چیدا

چیدا در پنج‌ سالگی مادرش را از دست داد و از همان…

ادامه مطلب

با عشق برخیز

دانلود رمان با عشق برخیز pdf از مریم حصاری با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

هپروت

دانلود رمان هپروت pdf از مه سا با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

عشق خوشنام من

دانلود رمان عشق خوشنام من pdf از بهاره نوری با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود رمان به ناچاری pdf عطیه جبلی با لینک مستقیم

دانلود رمان به ناچاری pdf عطیه جبلی با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر…

ادامه مطلب

دانلود رمان کیمیاگر pdf از پائولو کوئلیو با لینک مستقیم

دانلود رمان کیمیاگر pdf از پائولو کوئلیو با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر…

ادامه مطلب

حس جنون

نازلی یه دختر خنگ و بی دست پاست که عاشق یه پسر…

ادامه مطلب

دانلود رمان با یادت زندگی کردم pdf از س.شب لینک مستقیم

دانلود رمان با یادت زندگی کردم pdf از س.شب لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.