در حال انتشار رمان عمارت
خلاصه داستان:
دست به کمر میان دالان کوچک راه میرفت وتصاویر ریز و درشتی را که روی.دیوارپوش های چرم و سه بعدی قاب گرفته شده بود تماشا میکرد با اینکه سامیار سالها بود این آتلیه را داشت و اسم و رسم خوبی به هم زده بوداما کمتر پیش آمده بود که اینجا بیایند و محل کارش را از نزدیک ببینند. چندباری هم که میخواستند ازشان عکس بی اندازد توی باغ و خانه کارشان را راه میانداخت. همیشه سرش غر میزدند که اگر آنچه میخواهیم نشودخودش میداند وغرغرهایشان اما با لبخند و فوت سخنوریاش که هیچ کس نمیدانست چطوری دوره اش رادیده و قابلیتش اینقدر بالاست قانعشان میکرد که بهترین عکس مال آنها خواهد بود...
لینکهای دانلود کتاب
معرفی و بررسی کامل رمان
دانلود رمان عمارت pdf از الناز محمدی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
خلاصه رمان عمارت
دست به کمر میان دالان کوچک راه میرفت وتصاویر ریز و درشتی را که روی
دیوارپوش های چرم و سه بعدی قاب گرفته شده بود تماشا میکرد با اینکه
سامیار سالها بود این آتلیه را داشت و اسم و رسم خوبی به هم زده بود
اما کمتر پیش آمده بود که اینجا بیایند و محل کارش را از نزدیک ببینند. چند
باری هم که میخواستند ازشان عکس بیاندازد توی باغ و خانه کارشان را
راه میانداخت. همیشه سرش غر میزدند که اگر آنچه میخواهیم نشود
خودش میداند وغرغرهایشان اما با لبخند و فوت سخنوریاش که هیچ کس
نمیدانست چطوری دورهاش رادیده و قابلیتش اینقدر بالاست قانعشان
میکرد که بهترین عکس مال آنها خواهد بود…
قسمتی از متن رمان
صدای سامیار باعث شد سمت انتهای راهرو برگردد و با لبخند دست برایش
تکان دهد. سامیار با ابرویی بالا رفته نزدیکش ایستاد و بعد از فشردن دستش
سلامش را با مهربانی جواب داد..
خانم اصلانی نگفت تو اومدی که
عمدی خودمو معرفی نکردم والا باز حواله ام می دادی به باغ و عمارت و
سبزه و چمنای اونور سرت شلوغ بود
خندید و دستش را با فاصله پشتش گذاشت و سمت اتاقی در انتهای همان دالان
هدایتش کرد..
نه! روی چند تا کلیپ کار میکردم. بیا ببینم حرف حسابت چیه که اومدی مچ گیری
سر عقب گرفت و با لب هایی جمع شده نگاهش کرد
منو که توی محفل خصوصی نمی بری پسر بد ! میبری
چند صدم ثانیه مکثش را دید و بعد خنده ی دلچسب همیشگیش را
خودت میگی خصوصی نه عمومی که دختر جون..
رمانهای مرتبط و پیشنهادی
دیگر رمانهای این نویسنده
ساندویج با سس خون اضافه
رستوران "بلادبورن" (Bloodborn) حالا یه شجرهی دویست ساله از خدمت به جامعه…
ادامه مطلب
نظرات خوانندگان