
دانلود رمان سیگار سوم pdf از راضیه عباسی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،معمایی،روانشناسی،انتقامی
نفرت…
من زندگیمو به نفرت گره زدم ،برگشتم تا انتقام بگیرم
من زاده خشمم،زاده جنون،زاده عشق…
من عشق را به جنون کشاندم و جنون را به انتقام حتی اگر به غلط باشد…
من سوختم و سوزاندم تا شاید آب خنکی باشد بر آتش قلبم….
من به عشق زاده شدم و به درد جان دادم..
قسمتی از رمان
شبی سرد و طولانی بود.هوا سوز داشت و باد به نحو دیوانه واری میوزید؛ سر جنگ داشت و قصد کرده بود چند
درخت را بشکند و لاقل یکی، دوتا از خانه های کاهگلی روستا را خراب کند.
باران نیز همه ی نیروهایش را برای کمک به باد آورده بود.
تند و ویرانگر میبارید و به آن دلداده ی گریز پای قول داده بود در آواره کردن لاقل چند تنی
از اهالی ده یاری اش دهد.
مرداس بی اهمیت به خشم این دو دلدادهی دیرین با حالتی عصبی در حیاط خانه راه میرفت.
دلش مانند هوای آن شب گرفته و خراب بود.ماه پشت ابرها گم شده و توان نداشت پرتوی
از نور بر زمین فرو رفته در تاریکی بیندازد باد با قدرت او را از صحنه بیرون انداخته بود.
بار دیگر صدای جیغ زن ، در غرشهای رعب آور آسمان آمیخت و به گوش مرد نشست.
مرداس مشتش را محکم به دیوار کاهگلی آغول کوفت؛ اگر یکبار دیگر این کار را میکرد به باد
برای انداختنش کمک بزرگی کرده بود.
قطرات درشت باران از میان موهای سیاهش راه گرفته، روی بارانی چرم مشکی اش لیز میخوردند
و سرانجام به آب جاری روی زمین میپیوستند.
ماهگل خسته و پریشان از در اتاق بیرون آمد..
ِمرداس تا دید پرده ی ضخیمِ آویزان دمِ در اتاق کنار رفت سیگار را روی زمین انداخت و به
گامهایش سرعت داد.
قیمت63000



















