در حال انتشار رمان چیزهایی هم هست
خلاصه داستان:
زندگی و آینده یلدا زند با حضور برادر ناتنی پدربزرگش ” محمد زند ” دچار تغییرات اساسی می شود دختر آرامی که تا چهارده سالگی با ترس و وحشتی عجیب از پدربزرگش زندگی می کرده است این ترس با حضور محمد زند ( عمو جان ) بخاطر شباهت ظاهری که با پدربزرگش دارد دوباره زنده می شود علاقه هیوا خواهرش، به ایلیا نوه محمد زند، که قرار بود به ازدواج منجر شود با یک سوال و اعلام نظر قاطع محمد زند، رمان عاشقانه تنها باعث تغییری بزرگی در آینده...
لینکهای دانلود کتاب
معرفی و بررسی کامل رمان
دانلود رمان چیزهایی هم هست pdf از صفا (مهسا نجف زاده)
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان:عاشقانه
خلاصه رمان چیزهایی هم هست
زندگی و آینده یلدا زند با حضور برادر ناتنی پدربزرگش ” محمد زند ” دچار تغییرات اساسی می شود
دختر آرامی که تا چهارده سالگی با ترس و وحشتی عجیب از پدربزرگش زندگی می کرده است این ترس با حضور محمد زند ( عمو جان )
بخاطر شباهت ظاهری که با پدربزرگش دارد دوباره زنده می شود
علاقه هیوا خواهرش، به ایلیا نوه محمد زند، که قرار بود به ازدواج منجر شود
با یک سوال و اعلام نظر قاطع محمد زند، رمان عاشقانه تنها باعث تغییری بزرگی در آینده…
و سرنوشت یلدا می شود
رمان های پیشنهادی:
دانلود رمان هذیون
دانلود رمان اکو
قسمتی از رمان
چند قدم به عقب برداشتم و داد زدم : نمی خوام هیچی نمی خوام، چرا دست از سرم بر نمی دارید ؟
چرا ولم نمی کنید ؟ بخدا خسته شدم التماس می کنم ولم کنید گریه نمی کردم
این مدت آنقدر اشک ریخته بودم که دیگر نه توانی برای گریه کردن داشتم و نه اشکی برای ریختن
پله ها را دو تا یکی بالا رفتم وارد اتاق شدم و در را قفل کردم ساک دستی کوچکی را از داخل کمد بیرون کشیدم و
روی تخت انداختم کسی سعی داشت در را باز کند چند ضربه به در زد داد زدم : می خوام تنها باشم
از داخل کمد دو تا شلوار و سه تا تی شرت روی تخت پرت کردم – باز کن فقط می خوام حرف بزنیم
یک چیزهایی هست که نمی دونی ایلیا بود می توانستم حرص و خشمی که سعی در پنهان کردنش را دارد
را در صدایش بشنوم عاشقش بودم دوستش داشتم دلم از شنیدن صدایش ضعف می رفت
اما حتی تحمل یک لحظه بیشتر را نداشتم ظرفیتم تکمیل شده بود کیف دستی ام را روی تخت خالی کردم
کیف لوازم آرایش، کیف پول، دسته کلید خانه، سوئیچ ماشین کیف پولم را باز کردم دو تا عابر بانک،
صد و بیست و سه هزار و پانصد تومان پول خرد،گواهینامه، کارت ملی، عکس ایلیا، عکس مامان و بابا،
عکس هیوا و نریمان و سه تا کارت ویزیت – باشه یلدا خانم، خودت نخواستی گوش کنی
همه چیز را دوباره به داخل کیف برگرداندم به سمت کتابخانه کوچک اتاقم رفتم و کتاب غرور و
تعصب جین آستین را بیرون کشیدم به سه تراولی که صفحه اول کتاب خود نمایی می کرد
نگاه کوتاهی انداختم و کتاب را روی بقیه لباس ها پرت کردم
رمانهای مرتبط و پیشنهادی
دیگر رمانهای این نویسنده
دانلود رمان جاده زندگی pdf از زهره قوی بال با لینک مستقیم
دانلود رمان جاده زندگی pdf از زهره قوی بال با لینک مستقیم…
ادامه مطلبدانلود رمان خانومای سارق pdf از فری بانو با لینک مستقیم برای اندروید
دانلود رمان خانومای سارق pdf از فری بانو با لینک مستقیم برای اندروید و…
ادامه مطلبدانلود رمان ویانا نیوز pdf از آمنه آبدار با لینک مستقیم
دانلود رمان ویانا نیوز pdf از آمنه آبدار با لینک مستقیم برای اندروید…
ادامه مطلب
نظرات خوانندگان (1)
این رمان محشررررره