آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
آشوک
در حال انتشار

رمان آشوک

نام رمان: آشوک
ژانر: عاشقانه
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: سحر مرادی
صفحات: 803

خلاصه داستان:

ساره، اسیر دست پدر معتادش، مجبور است به کارهایی تن بدهد که در گذشته کودکی‌‌اش را تباه کرده و حالا قرار است... جوانی‌‌اش را هم به تاراج ببرد. کار به جایی میرسد که ساره چیزی برای از دست دادن ندارد و بین مرگ و زندگی دست

به انتخاب می‌زند، اما همبازی‌ کودکی‌هایش به موقع از راه می‌رسد تا برای بار دوم، او را از تله‌ی شرارت پدرش نجات دهد اما...راز یک قصه‌ی سیاه قدیمی، با حضور محمدرضا، از پشت پرده‌ی مصلحت بیرون می‌افتد و...

باید دید زور عشق می چربد یا سیاهی...؟

IRT 41,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان آشوک از سحر مرادی pdf

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان آشوک

ساره، اسیر دست پدر معتادش، مجبور است به کارهایی تن بدهد که در گذشته کودکی‌‌اش را تباه کرده و حالا قرار است

جوانی‌‌اش را هم به تاراج ببرد. کار به جایی میرسد که ساره چیزی برای از دست دادن ندارد و بین مرگ و زندگی دست

به انتخاب می‌زند، اما همبازی‌ کودکی‌هایش به موقع از راه می‌رسد تا برای بار دوم، او را از تله‌ی شرارت پدرش نجات دهد اما…

راز یک قصه‌ی سیاه قدیمی، با حضور محمدرضا، از پشت پرده‌ی مصلحت بیرون می‌افتد و…

باید دید زور عشق می چربد یا سیاهی…؟

قسمتی از رمان

دآغ یک عشق قدیم‌و اومدی تازه کردی…

مشت‌هایش، درِ زپرتی و شیشه‌ی‌ لقش را لرزاند. از ترس در خودم جمع شدم و هوار کشید:

-باز کن این لعنتی‌و.

هراسان از چیزی که اتفاق افتاده بود، مشتم را با درد باز کردم. صدای شکستن شیشه و دیدن صورت برافروخته‌اش دلم را در هم پیچاند.

از کنار شکستگی شیشه دست دراز کرد و دستگیره را چرخاند.

داخل آمد و سمتم یورش آورد.

_کجا فرار کردی عنتر؟

زبانم الکن شده بود:

-پلیسا… او… مَدن.

با پشت دستش به صورتم کوبید:

-بِدش من… صدبار بهت گفتم مث آدم رفتار کن کسی بت شک نمی‌کنه.

پشت دستم را به چشم‌هایم کشیدم. داشتم خفه می‌شدم وسط این همه نکبت و سیاهی. دوباره گفت:

-نشنیدی چی گفتم… رد کن بیاد.

زبانم به سقف چسبیده بود. مردم و زنده شدم تا گفتم:

_افتادش.

نگاهش هاج‌و‌واج روی صورتم ماند. مشخص بود که باورش نشده. فقط یک کلمه پرسید:

_کجا؟

لال شدم. جرات گفتن نداشتم. ردِ نگاهم را گرفت و به کاسه توالت رسید. ناباور گفت:

-تو کُر؟

سر تکان دادم. دستم را روی دهانم فشار دادم و اشک از کنج چشم‌هایم راه گرفت.

صدای خش‌دارش پرده‌ی گوشم را لرزاند:

_درش بیار.

قیمت41000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 243

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

به سلامتی سالها در به دری

دانلود رمان به سلامتی سالها در به دری pdf از تمنا زارعی…

ادامه مطلب

بوی خاطرات تو

دانلود رمان بوی خاطرات تو pdf از فاطمه غلامی با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

بنواز دلم را

درست در جایی که پرده سیاه نا امیدی روی زندگی ها سایه…

ادامه مطلب

وودکای چوبی

دانلود رمان وودکای چوبی pdf از صبا با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود رمان تقدیر شوم pdf از مریم جعفری با لینک مستقیم

دانلود رمان تقدیر شوم pdf از مریم جعفری با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

زمهریر هور

دانلود رمان زمهریر هور pdf از معصومه آبی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

دانلود رمان وانمود pdf بهاره علیزاده با لینک مستقیم

دانلود رمان وانمود pdf بهاره علیزاده با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و…

ادامه مطلب

دانلود رمان هورزاد ملکه ی آتش pdf از فاطمه تاجیکی با لینک مستقیم

دانلود رمان هورزاد ملکه ی آتش pdf از فاطمه تاجیکی با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.