آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان زرناب pdf از برفا
مشخصات رمان
  • نام رمان
    زرناب
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    برفا
  • صفحات
    1139
خلاصه رمان

یاسر رحمانی... پسر ناخلف معتمد محله حاج ایمان رحمانی، استاد بوکس و تقطیر مشروبات الکلی...


معروف به پنجه طلایی!!! مرد سی‌ و دو ساله‌ی قد بلند و خوش هیکلی که بخاطر مشکلاتش زنش ازش طلاق گرفته


و خانواده‌اش روی دیدنشو ندارن . یه شب زن بیوه‌ای رو از چنگال یه روانی که قصد تعرض بهش داشت نجات میده


و برای محافظت از زن و پسراش اونو به عقد خودش در میاره و با دیدن دلبری های دختره عاشقش میشه و.....

دانلود رمان زرناب pdf از برفا

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان زرناب

یاسر رحمانی… پسر ناخلف معتمد محله حاج ایمان رحمانی، استاد بوکس و تقطیر مشروبات الکلی…

معروف به پنجه طلایی!!! مرد سی‌ و دو ساله‌ی قد بلند و خوش هیکلی که بخاطر مشکلاتش زنش ازش طلاق گرفته

و خانواده‌اش روی دیدنشو ندارن . یه شب زن بیوه‌ای رو از چنگال یه روانی که قصد تعرض بهش داشت نجات میده

و برای محافظت از زن و پسراش اونو به عقد خودش در میاره و با دیدن دلبری های دختره عاشقش میشه و…..

قسمتی از رمان

یاسر

صدای ویبره گوشی مدام چرت نصف شبم را پاره می‌کرد، به‌خاطر فشار بالای پدر تا دیر وقت نخوابیده بودم.

– لعنت بر مزاحم … الووو بی*ناموس..

با صدای بلند تقریبا فریاد زدم، بعد صدایم را پایین آوردم ننه از هول بیماری آقام تازه خوابیده بود .

– مرگ‌ احمد خواب بودی.

از جان برادر بی‌*ایه‌تر از خودش مایه می‌گذاشت. لب زیرینم را میان دندان‌هایم فشردم تا بیشتر درشت بارش نکنم.

– بمیری ایشالا، نصف شبه … بنال الاغ.

– دادا این امانتی ما رو بده گم میشم، ترسیدم صبح بیام سه بشه.

پاکشان سمت پنجره سراسری رو به ایوان اتاقم رفتم.

– نمون جلو در این فضول خان باجیا وقت نمازصبحشونه میبینن بعد واسه ننم آمار میارن.

– حله، یکم میرم بالاتر.

در زنگ‌زده زیرزمین را آرام و پراحتیاط هل دادم، لامصب انگار زنگ‌مخفی داشت وقتی بازش می‌کردم آن دو کفتر

عاشق خانه بالاسرم احضار می‌شدند و دوباره فاز نصیحت برمی‌داشتند.

بشکه آبی رنگ‌ دیشبی در باز و نصفه کاره مانده بود…

تا الان خراب شده بود امشب باید محتویاتش را بیرون میریختم ضرر بود ولی بالاسر آقام بودم و

به دور از تعصبات دم به دقیقه دستانش را می‌بوسیدم.

– بترکید از بس اون خیکتونو پر می‌کنید..

دو دبه بیست‌لیتری که همین دیشب آماده کرده بودم به سختی برداشتم، نای ایستادن نداشتم.

– باز کن اون کاپوتو.

– داداش حله دیگه، جان تو جنسش جور باشه من با اینا رودربایستی دارم.

– چه خبره؟ باز سور دادی کدوم گندتو بپوشونی؟!

دست به کمر زدم و به هیکلش چشم‌ دوختم، تزریقی بیلدینگ بود.

– نه واللا تولدمه… هپی مپی بازی، بیا توام.

– یبار‌ دعوتم‌کردی واسه هفت پشتم بسه، زنیکه منتظر دوتا آدم بود بزنه در ک*ونمون بگه پیف پیف بهم‌ نمیای…

 

قیمت46000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 791

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین