
دانلود رمان به وقت عقرب pdf از بهاره غفرانی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
او نیامده بود! دنیا داشت دور سرش می چرخید و آسمان با همه عظمت، برایش قفسی تنگ و تار می نمود چشم بست و حرف های افشین را بخاطر آورد با اولین دانه برفی که روی مژگانش افتاد، سر بلند کرد و صورتش را در معرض شبیخون دلنشین گنبد مینا قرار داد اولین برف زودهنگام آن سال به وقت عقرب
قسمتی از متن رمان
خب من مَردم عزیز دلم مردها فقط روی یه چیز میتونن تمرکز کنن ببخشید که نشنیدم
همسرش را در بر گرفت و شادی بی معطلی او را پس زد و با توپ پر شروع به غر زدن کرد:
_ول کن بابا همه اش سرت تو کتاب و لپتاپه دیگه حالم داره به هم میخوره از این زندگی نکبتی
پوفی کشید و سمت لپتاپش برگشت و با دلخوری گفت:
_مگه مین زیر پات کار گذاشتم که زنم بشی؟! بعدشم اینو برای بار بیست و چهارم میگم که من
شادی پیش خود فکر کرد که همسرش چه آمار دقیقی هم دارد! پشت چشمی
نازک و دندان قروچه ای کرده و به جای او ادامه داد:
_که تو فیلم نامه نویسی و به اقتضای شغلت باید زیاد کتاب بخونی و تا چیزی
به مغزت خطور میکنه، سریع بنویسی
پشت میز نشست و صندلی را جلو کشید صورتش را سمت او چرخاند و با لبخند گفت:
_آفرین، دقیقاً همینه متأسفانه من مثل مردای دیگه بیرون از خونه کار
نمیکنم تو ولی فکر کن من شغلم بیرون از خونه است اینجوری راحتتر با قضیه کنار میای؛ هوم؟



















