آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان فارسی
خانه / اجتماعی / تو فقط حق منی
تو فقط حق منی
در حال انتشار

رمان تو فقط حق منی

نام رمان: تو فقط حق منی
ژانر: عاشقانه، اجتماعی، درام
نویسنده: فاطمه حسنوند
صفحات: 943

خلاصه داستان:

«دلارا مشفق» دختری 18 ساله که بخاطر احساس مسئولیت و کمک به برادرش دنبال کار میگرده توی شرکت ادنان مردی مغرور و جدی استخدام میشه....

لینک‌های دانلود کتاب

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان تو فقط حق منی pdf از فاطمه حسنوند 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر    

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،درام

خلاصه رمان تو فقط حق منی 

«دلارا مشفق» دختری 18 ساله که بخاطر احساس مسئولیت و کمک به برادرش دنبال کار میگرده توی شرکت ادنان مردی مغرور و جدی استخدام میشه..

قسمتی از متن رمان

کلاه پالتوم رو روی سرم گذاشتم و تند تند به سمت خونه میرفتم
مثل موش اب کشیده شده بودم و دویدن با لباسای خیسم خیلی سخت و آزار دهنده بود
اب از موهام می چکید و من کاری جزء حرص خوردن نداشتم که بکنم و حس چندشی میکردم
بلاخره به خونه رسیدم کلید رو از تو کوله لدیمیم در اوردم و در حیاط لدیمی خونمون رو باز کردم
رفتم داخل کتونی های نیمه کهنم رو سریع دراوردم و وارد خونه شدم
باصدای در مامان از تو آشپزخونه بیرون اومد
هین! خاک بر سرم چرا انمدر خیسی مادر؟برو کنار بخاری تا خشک شی-
سالم مامانی،بارون شدید بود منم پیاده اومدم خیس شدم-
لباسات رو درار الان سرما میخوری-
چشم-سریع رفتم کنار بخاری نشستم اول مؽنعه ام رو دراوردم و به یک سمت پرت کردم مانتو سرمه ای رنگم رو هم دراوردم و انداختم
پیش مؽنعه ام یه تیشرت صورتی نازک تنم بود اونو دیگه خجالت می کشیدم دربیارم،فمط کمی خیس شده بود
شلوارم هم که فمط پاچه هاش نم گرفته بود
مامان سریع واسم یک چای دارچین اورد و یک نبات انداخت توش و شروع کرد به هم زدنش

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 871

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

به تماشای دود

پیمان، دایی جوشی و غیرتی که فقط دو سه سال با خواهرزاده‌اش…

ادامه مطلب

سونامی

رضا رستگار کارخانه داری به نام، با اتهام تولید داروهای تقلبی به…

ادامه مطلب

سهیم

شروع کنیم رمان سهیم رو رمان یک قصه ارام و عاشقانه و…

ادامه مطلب

وسواس

سوزان نگاهش را با اعتماد به‌ نفس مختص به خودش از برنا…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

چیتا

قرار بود دشمن باشی من از همان اولین دیدار بارها نفرت از…

ادامه مطلب

عاشق شدم

قصه زندگی دختری‌ست ناشنوا با آرزوهایی به قشنگی مادر شدن و داشتن…

ادامه مطلب

رسوایی تلخ و شیرین

حاج عمو همیشه می‌گفت دختری!دختر را با غلظت و غیظ می‌گفت و…

ادامه مطلب

لجبازی سنگ و آتش

داستان درباره دختری به اسم نیکا امینی که سروان داستان از جایی…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.