
دانلود رمان تانیا pdf از فاطمه رحمت زاده
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
خب سپیده بگو چیشده؟ مهمون داری. کی هست باید خودت ببینی
باشه تو رو برو من حاضر میشم میآم سپیده که رفت منم به سرویس بهداشتی رفتم و
پس از کارهای مربوطه از سرویس اتاق خارج شدم….
رمان های پیشنهادی:
دانلود رمان اسیر یک روانی
دانلود رمان خانم جذاب
قسمتی از رمان
باشه تو رو برو من حاضر میشم میآم.
سپیده که رفت منم به سرویس بهداشتی رفتم و پس از کارهای مربوطه از سرویس اتاق خارج شدم.
لباس خوابم رو با یه سارافون آبی عوض کردم، موهام رو با عجله شونه زدم و از اتاقم بیرون رفتم تا بفهمم این
مهمون کی هست.
به سمت پله ها رفتم، پایین رفتن از این پله ها واقعا کار وقت گیریه و آدم رو اذیت میکنه، باید حتما به بابا بگم یه
فکر درست و حسابی بکنه.
– عمه.
– صدبار گفتم به من نگو عمه، احساس پیری میکنم.
سپیده با حرص گفت:
– باشه بابا، حالا بیا این رو ببین
پشت سر سپیده راه افتادم، با چیزی که دیدم واقعا تعجب کردم.
یه دختر بچه خیلی خوشگل روی مبل نشسته بود!
– سپیده این دختر کیه؟
– من داشتم درس میخوندم دیدم در رو زدن، وقتی در رو باز کردم این بچه با ساکش پشت در بود.
– کسی همراش نبود؟
خب سپیده بگو چیشده؟ مهمون داری. کی هست باید خودت ببینی باشه تو رو برو من حاضر میشم میآم سپیده که رفت منم به سرویس بهداشتی رفتم و پس از کارهای مربوطه از سرویس اتاق خارج شدم...




















قشنگ بود