آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
خانه / عاشقانه / دلبر کوچک
دلبر کوچک
در حال انتشار

رمان دلبر کوچک

نام رمان: دلبر کوچک
ژانر: عاشقانه
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: زهرا پورخوانی
صفحات: 607

خلاصه داستان:

عشق،عشق است. نه اختیاریست و نه اجباری. نه میشود بر سر اختیار کسی را انتخاب کرد و عاشق شد. نه میشود بر سر اجبار کسی را انتخاب کرد و عاشق کرد. عشق،عشق است. نه شروع دارد و نه پایان. نه میشود در زمان شروع آن را در تقویمی مشخص کرد. نه میشود در زمان پایان آن را در تقویمی مشخص کرد. و عشق هچیگاه: برای افسانه ها نیست. برای داستان ها نیست. برای آدم های بزرگ نیست. گاهی در گوشه ای،در خلوتی،در نگاهی،در صدایی، قلبی میلرزد برای قلبی دیگر و شروع میشود سرنوشت عاشقانه ای که نه میدانند از کجا شروع شد و نه میدانند به کجاها ادامه دارد… .

IRT 46,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان دلبر کوچک pdf از زهرا پورخوانی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان دلبر کوچک

عشق،عشق است. نه اختیاریست و نه اجباری. نه میشود بر سر اختیار کسی را انتخاب کرد و عاشق شد. نه میشود بر سر اجبار کسی را انتخاب کرد و عاشق کرد. عشق،عشق است. نه شروع دارد و نه پایان. نه میشود در زمان شروع آن را در تقویمی مشخص کرد.نه میشود در زمان پایان آن را در تقویمی مشخص کرد. و عشق هچیگاه: برای افسانه ها نیست. برای داستان ها نیست.برای آدم های بزرگ نیست. گاهی در گوشه ای،در خلوتی،در نگاهی،در صدایی، قلبی میلرزد برای قلبی دیگر و شروع میشود سرنوشت عاشقانه ایکه نه میدانند از کجا شروع شد و نه میدانند به کجاها ادامه دارد… .

 

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان دلبر حاجی

دانلود رمان حجله اجباری

قسمتی از رمان

همه دورمون جمع شده و پچ پچ میکردن حرفش منو بد سوزونده بود قلبم و خرد کرده بود ،سروان دستشو و گذاشت روی شونه اردلان خان و گفت پدر و مادرشون چندسالی میشه ،مردن ، فقط همین یه برادرو داره دستم و گذاشتم روی صورتم و هق هق هام توی سکوت مرگ بار سالن پاسگاه پیچید#امیرارسلان روی قبر مامان و شستم و بقیه آب رو روی پارچه ی مشکی قبر سامیار ریختم.زیاد با سامیار صمیمی نبودم ولی خب هر چی بود بردارم بود از گوشت و خونم بودهیچ وقت نمیخواستم خم به ابروش بیاد چه برسه از دست بدمش.آدم دعوایی نبود نمیدونم چرا با اون پسره نیما دعواش شد به گفته ی پسره بحثشون شد واون اومد بهش حمله کنه که نیما حولش داد و سر سامیار خورد به سنگ و درجا مرگ مغزی شد. از فردای تشیع جنازه بود که نازگل می اومد جلوی عمارت وساعتها گریه و زاری و التماس میکرد تا بابا از خونه برادرش بگذره بابا بهش توجه ای نمیکردتا اینکه توی چهارمین روز به یکی از خدمه ها گفت که نازگل و بیارن بالا

قیمت46000

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 600

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

کافه سن ویتون

دانلود رمان کافه سن ویتون pdf از نیلوفر قنبری با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

اگلاف

کهزاد فخار، لاشی‌ترین پسر روزگار که لقب بهترین مخ‌زنِ توی مهمونی‌ها و…

ادامه مطلب

سرنوشت

دانلود رمان سرنوشت pdf از شادی خلیلی با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

جاسوس دوست داشتنی من

دانلود رمان جاسوس دوست داشتنی من pdf از هدیه نصیرزاده با لینک…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

به عشق اعتقاد ندارم

دانلود رمان به عشق اعتقاد ندارم pdf از مریم با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

ستاره ققنوس

دانلود رمان ستاره ققنوس pdf از یگانه سران گری با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

دانلود رمان کژال pdf از آرتمیس ماکانی با لینک مستقیم

دانلود رمان کژال pdf از آرتمیس ماکانی با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

عشق نفرت انگیز

دانلود رمان عشق نفرت انگیز pdf از فاطمه غلامی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان (9)

ثبت نظر جدید

  • ناشناس

    عالیه کی فصل سومش میاد

  • یارا

    سلام مرسی از سایت و رمان های قشنگتون

  • Helma

    قشنگ بود

  • Mahd

    واقعا چقدر باگ 😑 اخه بیبی ۵۵ ساله شوهرش مرده بعد پدر پسره میگه من اومدم خونه پدرم ک برادرم مرده بود امیر ارسلان به دنیا اومده بود اینجوری امیر باید حداقل ۶۰ سالش باشه ، این فقط یه مشکل کوچیکش بود ، اصلا نمیخوام وارد بچگونه بودن مدل داستان بشم ، کاش حداقل همش از زبون دختره بود میگفتم ۱۵ سالشه

  • Aida

    سلام میشه رمان خانم جذاب رو هم بزارید

  • نسترن

    عالی بود لطفا ادامه رمان هم بزارید

  • نیاز

    سلام خسته نباشید من میخوام از نویسنده این رمان و رمانهای دیگه سوال کنم چرا تو بیشتر رمان ها که می نویسند مرده زن دوم میگیرد و جریان های عاشقانه دارن و زن اول یا بد اخلاقه یا زن خرابی هسته

    • دنیا در پاسخ به نیاز

      فضولی نکن

    • تارا در پاسخ به نیاز

      همیشه هم رمانا اینجوری نیستن مثل رمان درچشم من طلوع کن که در عین قشنگی رمان شخصیت خانم رمان برای بار دوم ازدواج کرد و شخصیت اقای رمان کسی بود که از زنها فراری بود

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.