آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
خانه / رمان / هم دوست هم دشمن
هم دوست هم دشمن
در حال انتشار

رمان هم دوست هم دشمن

نام رمان: هم دوست هم دشمن
ژانر: عاشقانه
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: هلیا عسگری
صفحات: 1113

خلاصه داستان:

دانلود رمان هم دوست هم دشمن pdf از هلیا عسگری با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF  ژانر رمان: عاشقانه خلاصه رمان هم دوست هم دشمن روایت مواجه‌ی دو آدمی که هر دو درد دیده و زجر کشیده‌اند. یکی دست گذاشته روی زانوهایش و ایستاده و یکی، تا زانو فرو رفته در باطلاق […]

IRT 46,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان هم دوست هم دشمن pdf از هلیا عسگری

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان هم دوست هم دشمن

روایت مواجه‌ی دو آدمی که هر دو درد دیده و زجر کشیده‌اند.

یکی دست گذاشته روی زانوهایش و ایستاده و یکی، تا زانو فرو رفته

در باطلاق درونش. این‌دو برای نجات خود از خود، برخلاف تصمیم غرورشان،

ناخودآگاه دست به سوی هم دراز میکنند…

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان آذین

دانلود رمان دل

بخشی از رمان

ناگهان اشتیاق عجیبی احساس کرد که همه چیز را همینجا رها کند و خود به خود به همان جایی برود که از آن آمده بود و

برود به جایی هرچه دورتر بهتر، جایی دور افتاده و فورا برود، بی خداحافظی با  کسی.

خیره به شهر آلوده و خاکستری شهر یخ زده و سرد شهر رمزآلود و عجیب، فکر میکردم به متن کتاب ابله .داستایوفسکی

رفتن رو میخواستم؛ با تمام وجود میخواستم؛ اشتیاق داشتم؛ اشتیاقی عجیب برای شروعی دوباره جا زیاد بود برای ،رفتن اما جایی نبود برای موندن.

من جایی برای موندن نداشتم نه جایی نه بهانهای دلم میخواست بخوابم خواب تنها چیزی در این دنیا بود تکراری نمیشد دلم میخواست ساعتها ،

روزها هفته ها و ماهها .بخوابم شاید خوابی عمیق و بدون بیداری به خودکشی فکر میکردم؟

نه اما از مرگ بدم هم نمی اومد. غمگین و افسرده نبودم من بیشتر از غمگین بودن خسته بودم.

سرما تمام استخوانهای تنم رو خشک کرده بود مهم بود؟ .نبود اونقدر درد رخنه کرده بود توی وجودم که سرما در برابرش هیچ بود نگاه از آسمون پرستاره گرفتم

و به نورهای کوچک مقابلم چشم دوختم .کیلومترها تپه های اطراف تهران رو بالا اومده بودم تا دور شم از این شهر

اما انگار تمام این شهر تمام ساختمانها تمام این آدمها تمام این نورها درونم بود. نمیتونستم فرار کنم هرجا رفته بودم دوباره این شهر ،

لعنتی دوباره این تهران لعنتی من رو کشیده بود سمت خودش زانوهای خشک شده ام رو خم کردم و نشستم روی تخته سنگ سرد همیشگی.

چراغها دونه دونه کم میشد. آدمهای این شهر یکی یکی به خواب میرفتند و من | اما نه؛

انگار که تازه از خواب بیدار شده بودم ،الان دقیقا الان خواب نمیخواستم میخواستم طلوع رو به چشم ببینم.

میخواستم که هرچه زودتر فردا رو ببینم فردا حتما روز بهتری بود فردا که می اومد یک دل سیر میخوابیدم.

 

قیمت46000

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.7 / 5. تعداد رای : 63

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

دژاوو

دانلود رمان دژاوو pdf از نازیلا فردین فر با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دچار

تا به حال برایتان پیش آمده که در ترافیک، با راننده‌‌ی ماشین…

ادامه مطلب

زندگی زناشویی

نورسا دختر جوانی هست که بنا بر دلایلی در سن کودکی به…

ادامه مطلب

از عمق شب

وقتی عدالت سیستم شکست می‌خورد، یک پسر خودش قاضی می‌شود...عطا، پسری که…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود آهنگ عشق من با کیفیت بالای 320 و لینک مستقیم

دانلود آهنگ عشق من از معین با کیفیت بالای 320 و لینک مستقیم…

ادامه مطلب

ثانیه ها

دانلود رمان ثانیه ها pdf از پریسا دولتی با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دانلود رمان ما که شانس نداریم pdf از خانم طلا با لینک مستقیم

دانلود رمان ما که شانس نداریم pdf از خانم طلا با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

دانلود رمان عشق تا ابد pdf از شهناز محلوجیان لینک مستقیم

دانلود رمان عشق تا ابد pdf از شهناز محلوجیان لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان (3)

ثبت نظر جدید

  • شیرین

    خیلی رمان خوبیه لذت بردم ازخوندنش صفحاتش بیشتره ممنون ازنویسندش که قلم به این خوبی داره

  • شیرین

    خیلی قشنگ و پرکشش بود از 10 9

  • زیبا

    فقط میتونم بگم شاهکاره

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.