در حال انتشار رمان داروغه
خلاصه داستان:
امیر کــورد آدمی که توی زندگیش مرد بار اومده و همیشه حامی بوده!یه کورد مرد واقعی نه لاته و خشن، نه اوباش و نه حق مردم خور! اون یه پـهلوونه!یه مرد ذاتا آروم که اخلاقای بد و خوب زیادی داره،! بعد از سال ها بر میگرده تا دینش رو به این مردم ادا کنه ولی.... به دختری بر میخوره که قدر یه دنیا ازش فاصله داره و مرز بینشونه،دختری که ناحقی زیاد کشیده و امیر کورد قراره بشه پشت و پناهش! آشــوب؛دختر بچه ی شیرین و تخسی که کل زندگیش قضاوت شده، بخاطر خانواده ای که یه روزی عاشقشون بود! پر از کمبود و پر از نفرت و دوست داشتن، با زبونی حسابی کار کشته که هیچ کس از دستش در امون نیست! داستان ما قصه ی زندگی دوتا آدم خوش قلبه، یکی متعصب و دارای خط قرمزهای بسیار و دیگری بی قید و کاملا بی شرم که عاشق گذشتن از خط قرمزهاست...
معرفی و بررسی کامل رمان
دانلود رمان داروغه pdf از سحر نصیری
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
خلاصه رمان داروغه
امیر کــورد آدمی که توی زندگیش مرد بار اومده و همیشه حامی بوده!
یه کورد مرد واقعی نه لاته و خشن، نه اوباش و نه حق مردم خور! اون یه پـهلوونه!
یه مرد ذاتا آروم که اخلاقای بد و خوب زیادی داره،! بعد از سال ها بر میگرده تا دینش رو
به این مردم ادا کنه ولی…. به دختری بر میخوره که قدر یه دنیا ازش فاصله داره و مرز بینشونه،
دختری که ناحقی زیاد کشیده و امیر کورد قراره بشه پشت و پناهش! آشــوب؛
دختر بچه ی شیرین و تخسی که کل زندگیش قضاوت شده، بخاطر خانواده ای
که یه روزی عاشقشون بود! پر از کمبود و پر از نفرت و دوست داشتن، با زبونی
حسابی کار کشته که هیچ کس از دستش در امون نیست! داستان ما قصه ی
زندگی دوتا آدم خوش قلبه، یکی متعصب و دارای خط قرمزهای بسیار و دیگری
بی قید و کاملا بی شرم که عاشق گذشتن از خط قرمزهاست…
قسمتی از رمان
_امیر کورد چهار محل شده پر از قاچاقچی، نزول خور و دله دزد، مثل قدیم مرد نداریم که جلوشــون بایســته
پلیس نمیتونـه دخـالت کنـه چون چهـار محـل هر سوراخش پره از آدم کش و قمه و اسلحه، کوچکترین
حرکتی از طرف پلیس ببینن زن و بچه و بی گناه رو به رگبار می بندن!
دسته دسته بی وجدان ریخته تو چهار محل و با قلدری خون مردم رو می مکن!
مردم هم گفتن بمیرن حاضــر نیســتن خونه زندگی و خاکشون رو ول کنن و در برن.
چشم هام رو محکم بهم فشار دادم.
_بقیه گَله کجان؟
ستوان سرق رو جلو آورد تازه تونستم اسمش رو از روی پیراهنش بخونم، شاهو رنجبر!
نگاه آرومی بهش انداختم.
_بعد از تو همه تار و مار شدن هرکی رف سیِ کار و بار خودق چهار محل افتاده دس اوباق، نه اهلش!
همه منتظره داروغه ان!
فقط تو می تونی چهار محل رو آباد کنی، گله رو جمع کنی و همه رو بشونی سر جاشون!
رو بهش سر تکون دادم.
_حاجی من سرم پی ش پایینه ولی سر همین داروغه و جوی که بهم دادین زدم خانوادم رو بدبخت کردم.
من نه توان دارم مثل قبل گله رو جمع کنم نه اعتبار سابق رو!
شـــاهو با لحن تندی گفت : علاوه بر بی معرفتی و نامردی دروغگویی هم به صفات امیر کوردمون اضافه شده.
زندون همچین کرده بزرگ؟
گوشه ی لبم بالا پرید و تیز نگاهش کردم.
قیمت49000
رمانهای مرتبط و پیشنهادی
دیگر رمانهای این نویسنده
دانلود رمان یک اس ام اس pdf آرام رضایی با لینک مستقیم
دانلود رمان یک اس ام اس pdf آرام رضایی با لینک مستقیم برای اندروید…
ادامه مطلبجان پناه و کارداجین
جانپناه روایتگر زندگی کاوه اباذری پسر ارشد حاج رسول اباذری کاسبکاری قدیمی…
ادامه مطلب
نظرات خوانندگان (3)
من تل ندارم ا کجا داننن کنم اخه؟:/
سلام فصل دومش رو کی میزارید داخل سایت ؟؟؟؟؟؟؟؟ با تشکر از شما بابت سایت خوبتون 🌷🌷
مگه فصل دوم داره