آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
خانه / تخیلی / عشق ماورایی
عشق ماورایی
در حال انتشار

رمان عشق ماورایی

نام رمان: عشق ماورایی
ژانر: عاشقانه، تخیلی، ماجراجویی
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: فرشته پناهی
صفحات: 583

خلاصه داستان:

دانلود رمان عشق ماورایی pdf از فرشته پناهی با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر ژانر رمان: عاشقانه،تخیلی،ماجراجویی خلاصه رمان عشق ماورایی عشق ماورایی داستان دختری تنها به اسم بارانه که درگیر زندگی یکنواختی شده اما تو همین گیر و دار با فرشته ای آسمونی به اسم امید روبرو میشه و به طرز باور نکردنی ای […]

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان عشق ماورایی pdf از فرشته پناهی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،تخیلی،ماجراجویی

خلاصه رمان عشق ماورایی

عشق ماورایی داستان دختری تنها به اسم بارانه که درگیر زندگی یکنواختی شده اما تو همین گیر و دار با فرشته ای آسمونی به اسم امید روبرو میشه و

به طرز باور نکردنی ای متوجه میشه که فقط یک ماه دیگه زنده ست !!! اون باید توی این یک ماه کاری رو انجام بده و امید

ماموریت داره تا به اون تو این یک ماه باقی مونده کمک کنه .. اما همزمان با ماجراجویی باران و امید

یکسری احساسات ماورایی بین شون پیش میاد و …

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان شومینه

دانلود رمان قاموس

بخشی از رمان

آسمون شب پر ستاره بود … دنبال فرهاد می دویدم … همونطور می رفتیم که یهو پام پیچ خورد و … شَتَرَق …افتادم زمین …
درد بدی تو زانوهام و کف دستم حس می کردم … صورتمم از درد جمع شده بود … فرهاد با دیدنم راه رفته رو برگشت و خم شد سمتم …
فرهاد _ خوبی ؟ ببینم واسه دیدنِ مادرتم همین قدر عجله می کنی ؟؟؟ اسم مامانمو که آورد ناخودآگاه چهره اش تو ذهنم نقش بست …
مامانِ عزیز و مهربونم … جای اینکه این چند روز باقی مونده رو تو بغل اون باشم و از وجودش نهایت استفاده رو بکنم ببین کجام و دارم چیکار می کنم با خودم و زندگیم …
نمیدونم چرا یه لحظه با یاد آوری مامانم چونه م لرزید و بغض کردم … فرهاد دستی روی زانوی زخمیم کشید و بعدم زل زد به اشکام که گلوله گلوله پایین می ریختن …
ماتش برد : فرهاد _ چیه ؟ درد داره ؟؟ سرمو تکون دادم و گفتم : نه … فقط دلم برا مامانم خیلی تنگ شده …
نشست جلوم و بعد چند لحظه خیلی جدی گفت : فرهاد _ میدونی که دوست ندارم اشکاتو ببینم … زل زدم بهش :
_ ولی تو خودت یه بار اینکارو کردی … یادت نمیاد ؟ تو اسطبل !! نفسی کشید و در حالیکه یه دستمال از جیبش درمیاورد گفت :
فرهاد _ اون فرق داره … سرتق گفتم : چه فرقی ؟؟؟ نگام کرد : فرهاد _ اونموقع هنوز نمی شناختمت !!!
لحنش یجوری بود … خواستم حرفی بزنم که گفت : فرهاد _ الانم انقد غُر نزن ! سرمو بردی … بذار زخمتو ببندم بعد هرچقد میخوای حرف بزن … نگاش کن !..
جوراب شلواریت پاره شده ! دست بردم سمت دستشو گفتم : _ ممنون ولی دستمال و بده خودم بلدم می بندم …

نگاهی بهم انداخت : فرهاد _ شما همون دهنتو ببندی کمک بزرگی کردی …لازم

نیس اینو ببندی … راست می گفت … واقعا محبتاشم با خشونت قاطی..

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.8 / 5. تعداد رای : 168

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

عروسک شو

شهریار اصلانی یه قاچاقچیه کله گنده اس که آدم میفرسته سراغ دخترا…

ادامه مطلب

قرص آرامبخش

نامی بعد از قبول کردنِ شرط و شروط های برادر ریحانه، بالاخره…

ادامه مطلب

جناب رئیس

دانلود رمان جناب رئیس pdf از بهار حلوایی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

تآخرین اشک یک آزاد مرد

هیوا تازه عروس جوانی که قربانی ازدواج با یک مَرد روانی و…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود رمان پناه زندگی pdf از samane_taromi با لینک مستقیم

دانلود رمان پناه زندگی pdf از samane_taromi با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

دانلود رمان تو سهم منی pdf از ماندانا بهروز با لینک مستقیم

دانلود رمان تو سهم منی pdf از ماندانا بهروز با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

دانلود رمان زنی در تاریکی pdf از س.شب با لینک مستقیم

دانلود رمان زنی در تاریکی pdf از س.شب با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF…

ادامه مطلب

آرام از جنس طوفان

دانلود رمان آرام از جنس طوفان pdf از مهدیه خالقی با لینک…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان (2)

ثبت نظر جدید

  • مهدی

    منم خوندمش. واقعا کتاب قشنگی بود. ادمو میبره به یه دنیای عاشقانه. ممنونم از خانم پناهی با این کتاب فوق العاده شون. منتظر سایر اثار ایشون هستم

  • زیبا

    عالیه من خوندمش 🥰

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.