
دانلود رمان قرص آرامبخش pdf از دریا دلنواز
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
نامی بعد از قبول کردنِ شرط و شروط های برادر ریحانه، بالاخره با ریحانه نامزد میکند، ولی هنوز برادر ریحانه او را به شوهر خواهری قبول ندارد، نامی از دوران میخواهد تا مجسمهی ریحانه را بسازد، ولی در همان زمان بیمار میشود …
قسمتی از رمان
عداز نهاری که خیلیم چنگی به دل نمیزد و از ترس ناامیدی و یا عصبانیت ریحانه فقط تعریف و تمجید کرده بودم برادرش بهم زنگ زد من از هیچکس تو این دنیا نمیترسیدم جز برادر ریحانه که همه چیش به نظر دوبرابر من بود! بهونه آورد که سرش شلوغه و به خاطر کسالت خانوم زیباش نمیتونه به عیادتم بیاد. یه سری تجویزها هم فرمودن و با احترام ازشون تشکر کردم. البته که مجبور شدم دروغ بگم وقتی سراغ ریحانه رو گرفت ریحانه دست و پا زد و التماس کرد تا مجبور بشم و بگم که قبل از ظهر رفته اونموقع که بهت گفتم بذار به داداشت بگم عقد کنیم تا مراسم عروسی واسه همین
دروغایی بود که دلم نمیخواد بگم. لباس هاشو از توی کمد برداشت و کش سرشو از دور مچش باز کرد. همه تو دوران نامزدی از این دروغا میگن، اصلا مزش به همینه پشت سرش ایستادم و موهاشو دم اسبی بستم، آخ و اوخی کرد: موهای اسب و نمیبندیا… موهای منه. حق داشت یکم عصبانیت چاشنی اون مو بستن شده بود تکیه دادم به دیوار و دست هام و پشت کمرم قلاب کردم. -ما که دروغ و گفتیم، حالا چرا میخوای بری؟ -میترسم پرو بشی. خم شده بود تا از کشو زیر تخت چیزی برداره که کمرشو هول دادم و با صورت رفت روی تخت… به خاطر مادرم خودشو کنترل کرد تا جیغ نکشه..
جلد دوم رمان سیاه سرفه
قیمت54000



















